روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
27 فروردین 1398  |  ورزش  |  کد خبر: 60586
0
0
خوانش شعری از حمید نیک نفس
یک درونمایه در دو مضمون
حمیدرضا شکارسری
« خویش را
در برکه می دیدم
کودکی
سنگی
در آب انداخت» (1)
روزی « زیب النسا » از عارفان و شاعران قرون یازدهم و دوازدهم هجری در حضور پدر در کاخ سلطنتی نشسته بود . در آن اتاق یک آینه سراپانمای گرانبها روی طاقچه‌ای قرار داشت . ناگاه آن آینه که ساخت چین بود افتاد و شکست . بدون تامل این مصرع بر زبان « اورنگ زیب » پدر « زیب النسا » جاری شد :
از قضا آیینه چینی شکست
« مخفی » فی البداهه پاسخ گفت :
خوب شد اسباب خودبینی شکست (2)
تفاوت بیت شاعره قرون یازدهم و دوازدهمی با کوتاه سروده نیمایی « حمید نیک نفس » در درونمایه نیست، بلکه در مضمون است . درونمایه هر دو شعر نفی خودبینی است، اما مضمون در اولین شعر برساخته قضا و قدر که موجب بیداری انسان و شناخت خود می شود اما در دومین شعر این شناخت به شکل تحقیرآمیز و دردناک تری رخ می دهد . کودکی می تواند با پرتاب سنگی در برکه آبی ، تصویر راوی را مخدوش کند و موجب بیداری و شناخت او شود .
از سوی دیگر در شعر نخست هیچ چیزی ناگفته نمی‌ماند و حادثه به طور کامل روایت می شود اما در شعر دوم بخشی از شعر ناگفته می ماند . موج برداشتن آب برکه و مخدوش شدن چهره راوی در شعر دوم حذف شده است اما نظیر این بخش از حادثه یعنی شکستن آینه در شعر اول ذکر شده است .
در شعر اول از واژه «خودبینی» استفاده شده و مفهومی مجرد و ذهنی ست اما در شعر دوم همه چیز ملموس و عینی ست . پس شعر اول حکمی تر و پندآموز به نظر می رسد حال آن که شعر دوم فقط به ارایه تصویر بسنده می‌کند و تاویل ونتیجه گیری و احتمالا دریافت حکمت و پند تعبیه شده در متن را به مخاطب واگذار می کند.
با همین بررسی تطبیقی ساده می توان به تفاوت نوع بیان در شعر سنتی فارسی و شعر نو پی برد . شعر سنتی در پی افاده معانی با واسطه مضمونی شاعرانه در کوتاه‌ترین مسیر است و شعر نو می کوشد پس از ارائه تصویر کنار بکشد و افاده معنا را با خواننده به اشتراک بگذارد .
چقدر درخت ، چقدر پرنده- به کوشش حمید نیک نفس و مهدی صمدانی- نشر خوانش- 1389- صفحه 27 سایت hawzah.net
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه