روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
24 بهمن 1397  |  دانش و فناوری  |  کد خبر: 58759
0
0
اندر حکایت شبی که ما شاخ در آوردیم
مازیار سوادکوهی-طنزنگار: باور بفرمایید که ما دیشب خوابی دیدیم که خودمان هم داریم از دیدن آن خواب شاخ در می‌آوریم. یعنی از شما چه پنهان که از همان وقتی که خواب دیدیم، ناگهان توی همان خواب احساس کردیم که دارد شاخ از سر ما بیرون می‌زند. این بود که ناگهان از خواب پریدیم تا مانع بیرون آمدن شاخ شویم. خوشبختانه این سعی و کوشش ما کارگر افتاد و نشد که شاخ روی سر ما در بیاید، چون شانس که نداریم. وقتی مردم شاخ را روی سر ما می‌دیدند شک نکنید که در اولین نگاه ما را به نیروهای امنیتی معرفی می‌کردند و کلا شاخ ما را از بیخ و بن می‌کندند. این می‌شد که ما شاید در خلال شاخ‌برداری ناگهان دچار خون‌ریزی شدیدی شویم و خدای‌ناکرده جان عزیزمان را در این وانفسای گرانی گوشت قرمز و زرد و آبی و سیاه و سفید از دست بدهیم و کلی هم هزینه روی دست خانواده گرامی بگذاریم. شاید شما فکر کنید که ما بیشتر به فکر خودمان هستیم و جان‌مان را خیلی دوست داریم و داریم ادا در می‌آوریم، ولی باور بفرمایید که اصلا این‌جوری نیست. شما خودتان حساب کنید که اگر خدای‌ناکرده ما سرمان را گذاشته باشیم روی تخت بیمارستان و ناگهان چشم‌مان را باز نکنیم، واقعا توی گرانی همین سر را روی تخت گذاشتن خرج بر نمی‌دارد؟ خب، حتما خرج دارد. آن هم چه خرجی! بگذریم. اما خواب ما چی بود که سخن را به اینجا کشاند. خواب دیدیم که یکی از همسایه‌ها آمد در خانه ما را زد و گفت: «من خواب دیدم که شما شاخ در آوردی! تازه، شاخ روی سر شما نه شبیه شاخ گاو بود نه شبیه شاخ بز. ما هر چه فکر کردیم شاخت شبیه چیه متوجه نشدیم. این بود که رفتیم به خوابگزار محله موضوع را گفتیم و طرف گفت که این کسی که شاخ در آورده، عمرش به زمین زیاده و قراره تا صدها سال دیگر زندگی کنه. اومدیم ازت مژده‌گانی بگیریم.» باور بفرمایید وقتی این خواب را دیدیم، داشتیم از شادی شاخ در می‌آوردیم که همان‌گونه که گفتیم، خوشبختانه بیدار شدیم. راستی تعبیر شاخ چیه؟
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه