روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
24 بهمن 1394  |  بین الملل  |  کد خبر: 5602
0
0
سنجر در دام تلگرام
خدا لعنت کند مدرنیته را که جز دردسر و گرفتاری تا به حال هیچ فایده ای برای آقا سنجر نداشته است .معقول سرمان در کار خودمان بود و مشغول پاسداری از حقوق شهروندان بودیم، هر از گاهی هم نقدی، یادداشتی و عریضه ای برای روزنامه ها می نوشتیم.نمی دانم کدام شیر پاک خورده ای یکی از این یادداشت ها را برد گذاشت کف دست مدرنیته.مدرنیته هم از خدا خواسته و از آنجاکه کلاً از قدیم یک کینه تاریخی با خاندان توپچی داشته است از فرصت استفاده کرده و یادداشت حقیر را به اصطلاح خودش پست کرد به یکی از گروه های تلگرامی. بقیه داستان را خودتان حدس بزنید. بله، درست حدس زدید. یادداشت آقا سنجر هم چرخید و چرخید تا رسید به دست آن کسی که نباید می رسید.
هنوز خیلی مانده است تا شما عزیزان این مدرنیته هفت خط را بشناسید .به نظر من دست کمی از خانم میم – الف و تشکیلات ایشان ندارد .باز خدا پدر این خانم را بیامرزد که گاهی اوقات یه نمه لوطی گری و مرام از خودش نشان می‌دهد اما این مدرنیته لامذهب که سفت سفت است. سرتان را درد نیاورم ، مدرنیته کار خودش را کرد و بنده افتادم در تور دیده بانان شبکه های اجتماعی .همان ها که بعداً فهمیدم خودشان از اقمار و اذناب مدرنیته هستند .آقا باور بفرمائید شوخی شوخی بر سر نوشتن یک یادداشت نزدیک بود سرمان به باد برود. تا آنجا که یادم می آید قدیم ها می‌گفتند «زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد » اما الآن می دیدم که یک یادداشت ناقابل هم می‌تواند همین بلا را سر آدم بیاورد.
خلاصه گرفتاری بنده از همان زمان آغاز شد .اولش صحبت و نصیحت و گفتمان بود اما بعدش کم کم کار کشید به تذکر واخطار و این اواخر که تلفن پشت تلفن بود و خط و نشان کشیدن های آنچنان .یک روز همین‌طور که مشغول گفتمان با دیده بانان محترم بودیم به ایشان عرض کردم : برادر من ! این یادداشت کذایی که شما به آن گیر داده اید اولاً در یک روزنامه بی نام ونشان و آن‌هم در صفحات لایی روزنامه کار شده است. ثانیاً این مدرنیته بی اصل و نسب بود که ما را وارد این گرفتاری کرد و الا تا به حال کسی حتی اسم سنجر توپچی را هم نشنیده بود تا چه برسد بخواهد یادداشت های او را بخواند .ثالثاً دیدم حالا که صحبت از انتخابات و رد و قبولی کاندیداها است گفتم بنده هم یک قدمی بردارم برای گرم کردن تنور انتخابات، از نظر شما اشکالی دارد؟
یکی از دیده بانان محترم با بداخلاقی فرمودند: « نه داداش ایرادی نداره فقط اشکالش اینه که زیادی تنور رو گرم کردی بوش دراومده. همین ». از بنده انکار و از آن حضرات هم اصرار. دردسرتان ندهم آخرش یک تعهد کتبی از بنده گرفتند که بعد از این نه کاری به کار کاندیداها داشته باشم و نه بیخودی با تنور انتخابات ور بروم. سرم در کار خودم باشد و همان داستان محیط زیست و خانم میم- الف را
دنبال کنم.
در پایان این ماجرا ، یک نصیحت سنجرانه می‌کنم خدمت خوانندگان «همدلی»: تا حد امکان از نزدیک شدن به مدرنیته پرهیز کنید و پای خود را از شبکه های اجتماعی و گروه های تلگرامی بیرون بکشید .به نفع شما است.
اخبار مرتبط
دیدگاه کاربران

ارسال دیدگاه
نام :    ایمیل : 

عکس خوانده نمی شود کد امنیتی :      
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه