روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
03 آبان 1397  |  سیاست  |  کد خبر: 54275
0
0
12 روز به انتخابات نوامبر
تفاوتی که رای‌دهندگان بین فرمانداری‌ها و کنگره قائل می‌شوند
در دورانی که در اغلب کرسی‌ها، گرایش حزبی تاثیرگذارترین عامل در تصمیمات انتخاباتی به نظر می‌رسد، نامزدهای فرمانداری همچنان به رای‌دهنده‌های غیرحزبی دسترسی دارند
مسئله‌ای که فراتر از انتخابات سال ۲۰۱۸ و ۲۰۱۶ در صحنه انتخابات آمریکا در جریان بوده و هست، روند مستمر شدت‌یافتن دوقطبی سیاسی در آمریکاست که در جای خود باید مفصل به آن پرداخت. روندی که از دهه‌ها پیش کلید خورده و کم‌کم، تمام مسائل فرهنگی و اجتماعی را، تبدیل به معیارهایی برای تقسیم مردم بین دو حزب اصلی آمریکا کرده است. با گذشت زمان، این دسته‌بندی‌ها جدی‌تر محکم‌تر می‌شوند و سود و زیانی را هم با این روند، همراه خود می‌آورند.
در انتخابات ریاست‌جمهوری کنگره و ریاست‌جمهوری، افزایش این دوقطبی باعث شده جمعیت هدف رقابت در انتخابات، کمتر و کمتر به تبع آن تعداد کرسی‌های رقابتی نیز محدودتر و محدودتر شود. این روند در سال‌های نزدیک‌تر شکل سلبی نیز پیدا کرده است و این باعث شده حتی گروه‌هایی از مستقل‌ها نیز عملاً حزبی رای دهند؛ چه، مستقل‌های بسیاری هستند که به دمکرات‌ها گرایش چندانی ندارند، اما در مقابل مخالفت جدی با سیاسی‌های نژادی، مهاجرتی، محیط زیستی، درمانی، جنسیتی و دیگر مواضع جمهوری‌خواهان و در سیستمی که هر تصمیمی عملاً فقط منجر به یکی از دو نتیجه خواهد شد، چاره‌ای ندارند جز اینکه همواره با دمکرات‌ها باشند. نیز در طرف دیگر، هستند کسانی که با جمهوری‌خواهان حتی اختلاف دارند و به‌خصوص از ترامپ اصلاً راضی نیستند، اما در مقابل مهاجرت، آزادی سقط جنین و ازدواج همجنس‌گرایان، سوسیالیسم، حقوق ترنسکشوال‌ها و مسائل دیگری که در سیاست‌های دمکرات‌ها می‌بینند، چاره‌ای ندارند جز اینکه برای نجات کشورشان از دست طرف مقابل، همواره در سبد رای جمهوری‌خواهان باشند. ادامه این روند، در کنگره نیز عملاً به کاهش تفاوت معنادار بین تندرو و میانه‌رو انجامیده است؛ از این رو که با صف‌آرایی‌های مکرر حزبی در کنگره و کمتر و کمتر شدن پروژه‌های دو حزبی، عملاً جمهوری‌خواه، جمهوری‌خواه است و دمکرات، دمکرات. این باعث می‌شود میانه‌روهایی که مخالفت بیشتری با سیاست‌های راست داشته باشند، دیگر نتوانند به یک جمهوری‌خواه میانه‌رو در کنگره اعتماد کنند و برعکس و در نتیجه بسیاری حوزه‌ها و ایالات، از بنفش به سمت قرمز و آبی چرخیده‌اند؛ اما در فرمانداری‌ها هنوز سیاست بسیاری رقابتی‌تر و انعطاف‌پذیرتر است.
برای این ماجرا، دلایل متعددی می‌توان برشمرد، از جمله تفاوت بین دغدغه‌های محلی با دغدغه‌های ملی، تاثیر متفاوت سیاست‌ها در سطوح مختلف و مسائل دیگر، اما از زاویه تاثیرگذاری دوقطبی روی فرمانداری، یک ویژگی مهم باعث می‌شود قاعده کنگره بر فرمانداری قابل‌اعمال نباشد.
سنتی‌ترهایی که با جمهوری‌خواهان به اختلاف خورده باشند یا لیبرال‌ترهایی که مثلاً سیاست‌های اقتصادی دمکرات را نپسندند، در سنا باز هم نمی‌توانند به سمت مقابل بچرخند چون می‌دانند رویکرد فراکسیونی در کنگره قرمزها را شبیه به هم خواهد کرد و قریب به اتفاق قرمزها به تصمیم میچ مک‌کانل و آبی‌ها به تصمیم چاک شومر و دیگر رهبران عمل خواهند کرد و میانه‌رو یا تندروبودنشان تاثیر کمتری خواهد داشت.
فرماندار اما با سناتور تفاوت مهمی دارد و آن اینکه عضو مجموعه‌ای نخواهد شد. فرماندار خود رئیس دولت ایالتی می‌شود و این یعنی اگر میانه‌رو باشد، حکومتی میانه‌رو و اگر تندرو باشد، تندرو تشکیل خواهد داد. حال اگر یک ایالت سنتی داشته باشیم که با جمهوری‌خواهان به اختلاف خورده باشد، بدنه رای، مجالس ایالتی را به دمکرات‌ها خواهد داد، اما ادعای نامزد جمهوری‌خواه میانه‌رو را باور می‌کند، چون تجربه نشان داده اختیار و تمایل میانه‌روی واقعی و تعامل با اعضای حزب مقابل در فرمانداران این‌چنینی و حتی در سطح پایین‌تر در شهرداران، وجود دارد.
به عبارتی، بر اساس شواهد و سوابق، این تصمیم عمومی که در نظرسنجی‌ها دیده می‌شود، مبنی بر اینکه به میانه‌روی نامزد میانه‌رو در فرمانداری اعتماد بیشتری داشته باشند تا در سنا، تصمیم درست و آزمایش‌شده‌ای است.
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه