روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
01 مهر 1397  |  یادداشت  |  کد خبر: 53011
0
0
هرمز شریفیان
النصرُ بدون رُعب
حمله تروریستی در اهواز یک بار دیگر چهره شوم تروریسم را در تمام ابعاد آن نشان داد. تا زمان تنظیم این نوشتار شمار قربانیان این حمله ناجوانمردانه به 29 تن رسیده که در میان آنان کودک ۴ ساله و روزنامه‌نگار نیز دیده می‌شود.
فارغ از این زخم که به دیگر زخم‌های خوزستان و مردم قهرمانش اضافه شد، بررسی این پدیده غیر انسانی است که به هر شکل و جهت محکوم و منفور است و بر همه آزاد‌اندیشان واجب است که این پدیده رعب‌آور و ضد انسانی را محکوم و با آن مبارزه کنند.
ترور و ارعاب بدون تردید از جایی شروع می‌شود که منطق و گفت‌وگو نزد یک یا چند طرف یک مناقشه به پایان می‌رسد در آن حال کافی است شماری ذهن‌های بسته دربرابر منطق کم بیاورند و وای به روزی که این جماعت به قدرت و سلاح هم دست پیدا کنند که در این حالت گزنه‌های تروریسم جوانه می‌زند.
تروریسم همیشه و همچنان 2 خاستگاه دارد. خاستگاه نظری و خاستگاه عملی که هردوی آن در تمام جهان به اشکال مختلف پراکنده شده از تروریسم دولتی تا گروه‌هایی که به آن مبادرت می‌کنند که متاسفانه با شعار «النصرُ بالرُعب» در خاورمیانه تجلی یافته است.
شاخه تئوریک این پدیده، تریبون‌های متعددی در سراسر جهان است که مشغول تئوریزه کردن خشونت هستند و پیروزی را طبق شعارشان در وحشت آفرینی می‌دانند.
چنین تفکری مرز جغرافیایی یا برداشت‌های ایدئولوژیک نمی‌شناسد و اگر به ملیت، مذهب، آزادیخواهی و مردمسالاری اشاره کند تنها دست آویزی است که به واسطه آن قصد دارد با گمراه کردن افکار عمومی تنها جنایت‌های خود را موجه جلوه دهد.
برای زمین‌گیر کردن چنین اندیشه پوسیده‌ای نخست باید به مقابله با وجوه نظری تروریسم پرداخت و آن را به هرشکل و فرمی محکوم و نکوهش کرد چه، صدور چنین اندیشه‌هایی به مثابه بومرنگی است که در نهایت به سوی پرتاب‌کننده‌اش باز می‌گردد که «القاعده» و «داعش» نمونه‌های بارز و دم دستی چنین اندیشه‌هایی است.
این اندیشه در حالی در خاورمیانه در حال توسعه است که نمونه‌های شیعی آن دقیقا در تضاد با این رویه ناپسند قرار دارد و مصداق بارز آن در روایت تاریخی «مسلم‌بن‌عقیل» است که در خانه «هانی‌بن‌عروه»، از کشتن «ابن‌زیاد» ملعون سر باز زد و زمانی که پس از شهادت مسلم این خبر به سیدالشهدا(ع) رسید، اقدام مسلم در به هلاکت نرساندن ابن زیاد را ستود.
برای مقابله با این غده بدخیم علاوه‌بر نکات دقیق امنیتی ـ اطلاعاتی باید به بخش تئوریک این جریان نیز نگاهی ویژه داشت. باید تریبون‌های آنان را شناسایی و به مقابله نظری با آنان پرداخت چرا که چنین تریبون‌هایی در حالی که خشونت در آن در حال تئوریزه شدن است همزمان جوخه‌های عملیاتی آنان نیز در همان نزدیکی یا کمی دورتر در حال شکل‌گیری است.
باید به این نکته توجه داشت که مقابله و مبارزه با تروریسم تنها در میدان جنگ و کانون آنها نیز تنها در عراق و سوریه نیست، تروریسم پدیده‌ای ریشه‌دار و جهانی است که آبشخورهای آن می‌تواند کمبود آگاهی، فقر، ظلم و بی عدالتی باشد. این عوامل می‌تواند به راحتی جوخه‌های مرگ را تشکیل دهد و آنها را به جان جوامع اندیشه‌گرا و صلح‌طلب بیندازد.
برای یافتن کانون‌های خشونت نباید به دوردست‌ها نگاه کرد. خشونت هرروز و در همه عرصه‌های زندگی مردم دیده می‌شود و برای مبارزه با چنین پدیده‌ای باید از نزدیک‌ترین مکان‌ها شروع کرد، از خشونت در حق زنان و کودکان گرفته تا حیوانات که هرروز درباره آن می‌بینیم، می‌خوانیم و می‌شنویم.
مبارزه با خشونت به عزمی ملی، منطقه‌ای و جهانی نیاز دارد و در حالی که بسیاری دولت‌ها مانند دولت اسرائیل حامی اصلی تروریسم هستند، این مبارزه را سخت‌تر و دشوارتر می‌کند.
باید آموخت که مقابله با بخش تئوریک تروریسم شاید بسیار دشوارتر از بخش عملیاتی آن است و بهتر آنکه مبارزه با ترور از جایی آغاز شود که نقطه‌ای برای جلوگیری از این پدیده ناخجسته در ایران و حتی سایر نقاط جهان شود و آرزو کنیم روزی فرا رسد که «پیروزی بدون ترور و وحشت» حاصل شود.
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه