روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
22 مرداد 1397  |  بین الملل  |  کد خبر: 51270
0
0
برای زادروز فیدل کاسترو رهبر کوبا که از تمام‌شدنش دو سال می‌گذرد
جزیره نشین انقلابی
عباس ابوالفتحی| پیرمرد روی تاب راحتی خود، کنار ساحل لمیده بود. رایحه نمک جزیره زیبای «کایوپیِدرا» را زیر زبانش مزه کرد و پک سنگینی از سیگارش گرفت. دود غلیظ سیگار برگ محبوبش در اوج پرواز چند مرغ دریایی، خواب نیم روز افسانه ها را آشفته کرد و موج کف آلودی با شتاب از دل آرام دریا خودش را به تن شن های ساحل زد. پیرمرد با چهره ای در هم و گرفته به خط نارنجی پیوسته افق خیره شده بود. قهقه شاد کودکانه ای در حجم سیاه شبه افکارش میان ستون‌های نازک نیشکر ها پیچید. از جایش بلند شد. نگاهی به اطراف انداخت و لبخند تلخی روی گونه های چروکیده اش نشست.
روز 13 اوت 1926 برای مردم کوبا یادآور تولد مردی است به نام فیدل کاسترو. رهبر انقلاب کوبا. مردی که ادعا می کرد رفاه موروثی اش را زیر پای عدالت اجتماعی له کرده است: «ما به دنبال کمونیسم یا مارکسیسم نیستیم. به جای آن عدالت اجتماعی آن‌هم در چهار چوب اقتصادی بابرنامه می خواهیم». در خانواده ای مرفه در شهر بیران به دنیا آمد. تحصیلات پایه را در روستا گذراند و برای تکمیل تحصیل به مدرسه ای خصوصی به شهر «سانتیا د کوبا» فرستاده شد. فارغ‌التحصیل دانشکده حقوق شهر هاوانا شد. کشورش بهشتی برای دولتمندان بود. تن فروشی، قمار، مواد مخدر، از آنجا سرزمینی ساخته بود که عملا به دست تبهکاران اداره می‌شد. اختلاف سطح زندگی مرفه خودش با بسیاری از هموطنانش او را انقلابی کرد. در سال 1947 به حزب مردم کوبا پیوست و رهبری جناح چپ حزب را به عهده گرفت. بعد از آزادی از زندان در پی کودتای نافرجامش در 1953 به مکزیک می‌رود و در آنجا با چه‌گوارا آشنا می شود. شش سال بعد به همراه چریک‌های ملحق شده به آنها وارد هاوانا می‌شوند و قدرت را به چنگ می آورند. آنها قول دادند از حقوق فقرا دفاع کنند و زمین‌ها را به مردم بدهند. با آنکه خودشان را فارغ از کمونیسم و مارکسیسم می‌دانستند وقتی «دوایت آیزنهاور» سی و چهارمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا آنها را به رسمیت نشناخت به آغوش اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی پیوستند. کاسترو با کنار گذاشتن غرب در تمامی جنبه های حکومتی به شوروی رو آورد و معاملات اقتصادی و نظامی اش را با شوروی انجام می داد. این وابستگی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی برایش گران تمام شد، چرا که با پایان یافتن صادرات شکر، اقتصاد کوبا عملا تعطیل شد. از طرفی تحریم های آمریکا زندگی در کوبا را مشکل کرده بود و هزاران نفر از طریق دریا به آمریکا، دشمن سرسخت کاسترو مهاجرت کردند که نشان دهنده اعتماد از دست رفته مردم کوبا به کاسترو بود. در سال 2006 پس از انجام عمل جراحی به علت سرطان روده از قدرت کنار رفت و حکومت را به برادرش سپرد. حکومت «فیدل کاسترو» یکی از طولانی ترین حکومت‌ها بود و در طول این سالها چندین بار سعی کردند او را ترور کنند. معروف‌ترینشان عملیات مانگوس بود که در آن سعی کردند با قرار دادن مواد منفجره در سیگار محبوبش او را از میان بردارند. کاسترو با آنکه غسل تعمید داده شده بود، مسیحی نبود و کلیسای کاتولیک را نهادی طرفدار سرمایه‌داری می‌دانست و با آنکه می گفت بعضی از اندرزهای مسیحیت بسیار انسانی هستند و حس عدالت اجتماعی را به دنیا می بخشند اما استفاده از انجیل برای توجیه سرکوب زنان آفریقا را نقد می کرد. کاسترو درباره اعتقادش می گفت: «اگر مردم مرا یک مسیحی بدانند، نه از منظر مذهبی بلکه از منظر نسخه سوسیال، من اعلام می‌کنم که یک مسیحی هستم». درباره نحوه زندگی اش یکی از بادیگاردهایش که 17 سال در کنارش بود افشا می‌کند که رهبر انقلاب کوبا و یار دیریه چگوارا دور از چشم مردم فقیر کشورش، یک جزیره خصوصی به نامش بوده و میلیون ها دلار سرمایه اندوخته داشته است که سال‌ها خودش و برادرش سعی کردند آنرا از چشم مردم پنهان نگه دارند.بالاخره فیدل کاسترو هم با آن همه دبدبه و کبکبه می بایست روزی تسلیم شبح ناگزیر مرگ می‌شد و آن روز 25 نوامبر 2016 بود.
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه