روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
24 خرداد 1397  |  دانش و فناوری  |  کد خبر: 48365
0
0
آن روزهایی که می‌خندیدم...
مجید مسعودی
برای منِ دهه شصتی، احتمالا اولین مواجهه جدی با فوتبال، جام جهانی 1994 آمریکا بود و آن فینال کلاسیک: برزیل-ایتالیا و آن پنالتی کذاییِ روبرتو باجو که گل نشد و داغش را به دل همه عشاقِ ایتالیایی‌های زیبارو گذاشت. روماریو، بِبِتو، دونگا، کافو، زینهو، مازینهو، رای، آلدایر، تافارل،... این تیمی بود که قهرمان جهان شد. جام پانزدهم اما هرچه داشت، ایران را نداشت و در نتیجه از شادی جمعی خبری نبود. ایران و خوشیِ دورهمی ماند برای چهار سال بعد: 8آذر 1376؛ مقدماتی جام جهانی؛ ایران-استرالیا؛ 2-2؛ وَه که شب عجیبی بود. خداداد عزیزی با پاس تودرِ علی دایی آن گل خاطره‌انگیز را در دقیقه 79 به‌ثمر رساند و وقتی هم که 90 دقیقه تمام شد، ساندروپلِ مجار 8دقیقه جان به لبمان کرد تا سوت پایان را بنوازد. بالاخره نواخت و حالا ایران آخرین راه‌یافته به جام شانزدهم بود. بعد از 20سال دوباره به این مسابقات مهم راه یافته بودیم و مگر می‌شود توصیف کرد شادی مردمانی که کف شهر به پایکوبی مشغول بودند و نام ایران را با افتخار فریاد می‌زدند!؟ سه نمایشمان در فرانسه مقابل یوگسلاوی، آمریکا و آلمان نیز راضی‌کننده بود که حتی برد دو بر یک مقابل آمریکایی که گفته می‌شد دشمن است، چه غوغایی میان مردم و سیاسیون ایجاد کرد و فیفا آن را «بازی قرن» نام نهاد. گرچه نمایش‌های ایران درخشان بود و همین خود شادی می‌آفرید و گرچه نفس حضور ایران در جام جهانی، آن هم بعد از 20سال خود شوق‌افزا بود، اما چیزی تمام این شادی‌ها را چند برابر می‌کرد: حتی بدون جام جهانی هم حال مردم خوب بود. حال مردم خوب بود، چون همان وقت‌ها بود که مردم اراده خود را نشان داده بودند؛ دوم خرداد 1376. این رخداد آن‌قدر شادی جمعی تولید کرد و آن‌قدر مهم بود که در افواه عمومی به شوخی و جدی، حتی راهیابی ایران به جام جهانی در 8آذر 1376، به آن نسبت داده می‌شد! گفته می‌شد راهیابی ایران به جام جهانی هدیه الهی به مردم برای رایی است که به صندوق‌ها ریخته‌اند! این‌ها در حالی بود که اوضاع اقتصادی هم خوب بود؛ دست‌کم خیلی بهتر از سال‌های اخیر. اعتماد به‌نفس جمعی‌ که در نتیجه رای سال 1376 ایجاد شده بود، به‌همراه ثبات اقتصادی و وضع معیشتیِ مناسب وقتی همراه تیم ملی شود، چه معجون عجیبی پدید می‌آورد و این شد که شهر پر بود از نشانه‌های حضور ایران در جام جهانی. گویی یک ایران همراه تیم ملی بود.
20سال به جلو بیاییم؛ خرداد 1397. باز هم ایرانِ ما حاضر در جام جهانی است؛ این بار در روسیه. اما واقعیت این است که در شهر کمتر می‌شود نشانی از این حضور گرفت. حتی آن زمان هم که قرار است شهر قدری فوتبالی شود، در مهمترین تابلوی پایتخت، یعنی بیلبورد میدان ولیعصر، پرده «با هم قهرمانیم؛ یک ملت، یک ضربان» بالا می‌رود، اما دریغ که نیمی از ایرانیان، سهمی از «یک ملت» ندارند: هیچ زنی در تصویر نیست. این نمونه‌ای از رخدادهای متراکمی است که موجب شده حال ملت خوب نباشد. از قیمت مسکن، دلار، خودرو و سکه هم بگذریم که عجیب در حال گران شدن هستند. برجام و سیاست خارجی و سیاست داخلی و سیاست فرهنگی و بگیر و ببندها را هم که حرفش را نمی‌زنیم؛ «مثنوی هفتاد من». این‌ها و بیشتر از این‌ها در حالی است که پارسال همین روزها مردم پرشور و نشاط به کسی رای دادند که می‌گفت «ما راه خود را انتخاب کرده‌ایم؛ راه ما آزادی است.» پرداختن به اینکه دولت پیدا و پنهان در این یک‌سال چه کرد، بماند برای بعد اما هرچه باشد، چنین عملکردی موجب شده است در آستانه جام جهانی، ایران پا به توپ نباشد.
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه