روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
26 اسفند 1396  |  یادداشت  |  کد خبر: 45189
0
0
علی اصغر شعردوست
بزرگداشت جهانی نوروز
فرصتى براى توسعه دیپلماسى عمومى کشورمان
بهار آمد، بهارآمد، چمن شد پرگل و ریحان
نگار آمد، نگار آمد، دو عالم شد در او حیران/
بهار آمد، بهارآمد، روان را تازه کن ای دل
نگار آمد، نگار آمد، به جانان زنده شو ای دل/
مفاتیح جنان آمد، نعیم جاودان آمد
نسیم جان جان آمد، زسوی روضه رضوان
سلام به نخستین روز زمین، سلام به نخستین روز هستی، روزی که ازل نامیدنش و به نام انسان مانوسش کردند. روزی که انسان تا چشم گرداند خدا را دید، روزی که فقط یکی بود و خدا خواسته بود انسان باشد. خدا خواسته بود که انسان بهارینه ترین آفریده اش باشد. آفریده عشق و محبت.
نوروز آغاز تحول است، از این رو است که در پیشانی هر سال بر سفره یی که به سبزه و آینه و آب زینت داده شده دعا می خوانیم و از حضرت حق می خواهیم که حیات ما را در معرض تحول قرار دهد: تحولی ژرف و عمیق. تحولی در مسیر اعتلا...
فرخندگی نوروز، فرخندگی حیات است نزد آدمی. از همین رو است که ما در این جشن بزرگ با تمام توان می کوشیم به زندگی خود صورتی تازه بدهیم. غبار کدورت ها با درآمدن خورشید بهاری و جاری شدن آب ها در ریزش باران شسته می شود، قلب ها پاک و باطراوت می شود و دشمنی ها و تیره دلی ها بدل به صلح و آشتی می شود، چرا که نوروز، جشن طراوت و پاکی است. دلمان را در چشمه نور می شوییم و زنگار کدورت را به زلال بیکران محبت می زداییم. زندگی روشنی می یابد و ما به توانی تازه به جشن میلاد هستی بر کره خاک قدم می نهیم. از سخاوتمندی طبیعت بهاری، گشاده دستی و بزرگواری و کرامت می آموزیم و از زبان درختانی که همچون آدمیان از بسیط خاک دست بر کرده اند و با زبان راز و دست دراز، از ضمیر خاک راز می گویند، گوهر زندگی را در می یابیم.
بیایید دامان از اندوه و حسرت برکشیم و نگاه خود را در تلاقی نگاه مشتاق بهار روشن کنیم. زمین به آغازگاه می رسد، آن خاطره خوشایند ازلی دل ها را می فشارد و ما از خود می پرسیم آن بهار جاودانه کی خواهد رسید، از کدام راه؟ از کدام سوی؟ بهار می آید و پنجره های آینده را فرارویمان می گشاید، در هیئتی که بازش نمی شناسی، از راه می رسد. آنکه هنوز در انتظارش نیستی...
نوروز همواره آیینی جاودانه در فرهنگ ایران زمین بوده است.
این گاه شمار دقیق و زیبا نشان از کمال ذوق ایرانی است که جشن حیات طبیعت را با شالوده های فرهنگ اسلامی خویش پیوند ناگسستنی زده و ایران و نوروز چون دو نام خویشاوند بر صحیفه تاریخ بشری ثبت و ضبط شده اند. گرچه سابقه نوروز به قبل از اسلام بر می گردد اما پس از اسلام نیز این جشن فرخنده به واسطه حسنات خود مورد قبول مسلمانان واقع شده و حتی به گونه یی جشن طبیعت را با جشن باورها و اعتقادات خویش پیوند زده اند. در این روز کشتی نوح نبی از پس بارانی شگفت به سرمنزل مقصود آرامش گرفت و جهان از پلیدی ها پاک و پیراسته همچون نوروز شد. در نوروز بودکه حضرت ابراهیم یک تنه معبد شرک را ویران کرد و بت ها را شکست...
نوروز نزد شیعیان نیز منزلتی شایسته دارد چرا که در این روز بود که دستان توانمند علی(ع) به سنت جدش ابراهیم، آلودگی بت ها را از خانه کعبه زدود و کعبه پیراسته از پلیدی و روشن همچون نوروز شد و در این روز بود که مولاعلی(ع) به جانشینی رسول وحی برگزیده شد تا سیاهی ها و تباهی های روزگار نتواند گزندی به بنیاد عظیم شریعت محمدی (ص) برساند.
نو شدن سال همراه خود کوشش و عشق به حیات را نیز به همراه می آورد. ایرانیان با هوشمندی در ادوار مختلف تاریخ با بهار که رمز زندگی است پیوند داشته اند و همواره حلول بهار را نیکو تلقی کرده اند و تحول طبیعت را با تحول زندگی همراه ساخته اند. امسال نیز با اتکال به خداوند بزرگ می آغازیم به این امید که در باروری فرهنگ و تمدن اسلامی ایران زمین سهمی شایسته داشته باشیم و غبار، کدورت، سستی و رخوت را از چهره جانمان بزداییم و در سال جدید نهال به بار نشسته کوشش هایمان را به گلستانی پررنگ و بو بدل کنیم تا رایحه دل انگیز آن دوستداران معرفت را سرمست کند. امروز در حالی نوروز را بار دیگر در کنار هم جشن می گیریم که جهانیان بر ارزش تاریخی و قدمت دیرین نوروز به عنوان میراث مشترک فرهنگی صحه گذاشته اند و این واقعه ثبت جهانی یافته است. پس از ثبت نوروز در یونسکو، قطعنامه «روز بین المللی نوروز» نیز با تلاش ایران و دیگر کشورهای دوست منطقه با اکثریت آرا در مجمع عمومی به تصویب اکثریت کشورهای سازمان ملل رسید. تاجیکستان، ترکیه، آذربایجان، افغانستان، قزاقستان، ترکمنستان و قرقیزستان در کنار ایران از بانیان اصلی این قطعنامه بودند و در مرحله بعد هند، آلبانی و مقدونیه نیز به آن پیوستند.
بزرگداشت نوروز در واقع تجسم یکی از اهداف متعالی سازمان ملل یعنی تقویت صلح جهانی از طریق احترام به فرهنگ های ملی، میراث فرهنگی جهانی و تنوع فرهنگی است. نوروز تنها روزی در تقویم ها نیست، نوروز فرهنگی عمیق و ریشه دار است که با تمامی آداب و سنن خود هر سال امید، صلح و خوشبختی را برای میلیون ها انسان در سراسر کره خاکی به ارمغان می آورد. نوروز نخستین بار در سرزمین پارس پایه گذاری شد و در سراسر این قرن های طولانی که این سرزمین خاستگاه اقوام وتمدن های گوناگون بوده است، نوروز به صورت زبان مشترک میلیون ها انسان در آسیا، شبه قاره هند، آسیای مرکزی، خاورمیانه، قفقاز، بالکان، حوزه دریای سیاه و بسیاری از نقاط دیگر جهان درآمده است. امروز بیش از 300 میلیون نفر نوروز را در سراسر جهان گرامی می دارند. بزرگداشت نوروز بزرگداشت ریشه ها، تاریخ و ارزش های تمدن های درخشان بشری است که در طول قرن ها ارزش های انسانی را منتقل ساخته اند. ترویج و پیشبرد فرهنگ زندگی سازگار با طبیعت یکی دیگر از جنبه های نوروز است که مورد تاکید سازمان ملل قرار گرفت.
این قطعنامه دارای هفده بند مقدماتی و پنج بند اجرایی است که در مهم ترین آن روز اول فروردین در گاه شمار ایرانی برابر با بیست و یکم مارس در تقویم میلادی، به عنوان نوروز و آغاز بهار به رسمیت شناخته شده است. جا دارد حمایت کشورهایی را که با ایران در تصویب این قطعنامه همراهى کردند، مغتنم بشماریم. پس از تصویب قطعنامه کشورهای حوزه نوروز در چند سال اول با هم و در کنار هم این عید باستانی را جشن گرفتند که ایران و تاجیکستان ارکان اصلی آن بوده و سپس افغانستان نیز به این دو کشور پیوستند. با برگزارى توروز مشترک در دو سال متوالى در تهران و سپس در دوشنبه و خجند و متعاقب آنها در مزارشریف و کابل شاهد پیشرفت های چشمگیری در مناسبات دوستانه ایران و تاجیکستان و افغانستان در مرحله اول و سپس سایر کشورهاى «حوزه تمدن نوروز» در مرحلهُ بعد بوده ایم. مردمان ما و تاجیکان و سایر کشورهایى که نوروز را مى شناسند و آن را گرامى داشته و جشن مى گیرند، در سال های پس از تصویب سازمان ملل بیش از پیش به هم نزدیک شده و با شناخت بیشتر از عمق مشترکات فرهنگی و تاریخی، به سوی ایفای نقشی پررنگتر در ارتقای صلح، دوستی، عدالتخواهی و آرامش مردم منطقه و دنیا قدم برداشته اند. امیدوار بودیم در سالهاى پس از تصویب قطعنامه همه ساله شاهد استمرار و تعمیق دوستی ها و توسعه و تحکیم روابط برادرانه ایران و سایر کشورهاى حوزه تمدن نوروز، با تمام کشورهای منطقه با هدف رسیدن به فردایی بهتر برای مردمان خود باشیم. در حقیقت سالهاى اول پس از تصویب قطعنامه سازمان ملل نیز این اتفاق افتاد. پس از تصویب جهانی نوروز برگزاری متوالی دو سال این مناسبت جهانی در ایران و پس از آن در کشور فارسی زبان تاجیکستان و بالاخره در کشور همسایه و هم آیین افغانستان حکایت از نفوذ این سنت زیبا در بین مردمان کشورهای دارای مشترک است و بی جهت نیست که طبق قوانین موضوعه کشورمان، کشورهای دارای تمدن جهانی نوروز به عنوان یک واحد سیاسی در فرهنگ ژئوپولتیک منطقه شناخته می شوند. مروری بر چگونگی حیات نوروز در تاجیکستان یادآور سوختن ققنوسی است که پس از هر سوختنی دیگر بار زنده و بانشاط از خاکستر خود به درمی آید.
گرچه در زمان حاکمیت کمونیسم بر اتحاد جماهیر شوروی هنوز تجلیل از نوروز ممنوع بود، اما با نرمش سیاست های رژیم، در دوران گورباچف شاعران تاجیک به موضوع نوروز به عنوان عنصر نخست هویت ملی خویش رو آوردند. روانشاد لایق شیرعلی می گوید:
نوروز رسید، یار دیروزی من
یک روز بیا برای دلسوزی من
غم های تو کهنه اند، اما امروز
خوش تر ز غم تو نیست نوروزی من
گلرخسار، بانوی شعر تاجیک، از دیگر چامه سرایان این خطه است که به موضوع بهار و نوروز توجه ویژه دارد. شعر «نبض بهار» بیانگر ناسازگاری روزگار شاعر با نوروز است:
چو زندانی آزادی خویشم
بهارا، بنده ام کن، بنده ام کن
به مثل خاک و باد و آب و آتش
بهارا، زنده ام کن، زنده ام کن
گفتنی است که ارتقای مقام نوروز به عنوان جشن ملی و تجلیل باشکوه از آن، در کنار مسائل سیاسی و اجتماعی دیگر، از درخواست های جنبش آزادیخواهی تاجیکان در اوایل دوران استقلال بود.
بهار برای فرزانه خجندی، بانوی شعر نو تاجیک، همچون دیگر شاعران، فصل عشق، رهایی از غم و فرصتی برای آغاز زندگی شاداب و سرشار از محبت است. او می گوید:
بریز نور مبارک، ریز
از آفتاب نوازنده
که پر شود ز طلوع سیب
فضای باغ شکرخنده
چه لذتی است ز عطر گل
نفس کشیدن و بالیدن
وجود زه زده خود را
در آفتاب بپالیدن...
با رها شدن از زندان ایدئولوژی کمونیستی، تاجیک ها بدون هیچ مانعی به پیشواز جشن باشکوه ملی خویش، نوروز می روند. به قول اقبال لاهوری،«آنچه بودست و نباید ز میان خواهد رفت / آنچه بایست و نبودست همان خواهد بود».
رستم وهاب، شاعر تاجیک، درباره مان ایی و پایداری نوروز چنین می سراید:
بر این خاک کهن تا آسمان برپاست
تا خورشید می تابد
زر ناب دری جاری است چون دریا
ز نور روی انسان آیینه سرشار می گردد
موذن با صدای بلبلان بیدار می گردد
هلال ماه در هر چشمه یی چون ماهی طلاست
شکر نم می تراود از نسیم شکر در شبگیر
سحر خواب تو با بشکفتن گل می شود تعبیر
در اینجا سرمه شب روشنی دیده روز است
به هر آیین که خواهی تاجیکستان
میهن جاوید نوروز است
اما در این فرصت باید دریغ و تاسف خود را از منسى شدن برگزارى مشترک نوروز بین کشورهاى این حوزه تمدنى ابراز بدارم، چرا که برگزارى نوروز مشترک به باشندگان این سرزمینها فرصت آشنایى بیشتر با هندیگر و در حقیقت یادآورى قرابت پیشینه را مى داد. خاطرات فراوانى از حضور مسئولین عالیرتبهُ کشورها در بزرگداشت نوروز و از این رهگذر حضور در اجتماعات نوروزى مردمى و ایجاد روابط نزدیک و همدلى مردم با مسئولین را داشته ام، این مهم بویژه در سطح وزراى خارجه و فرهنگ و رییس سازمان میراث فرهنگى بسیار نمود داشته است و امید مى رفت که سال به سال بالنده تر از پیش بشود، اما متاسفانه چنین نشد. بسیار آرزومندم که مسئولین کشورمان هنوز هم این فرصت را مغتنم شمارند و از طریق دولتهایا حداقل با پشتیبانى از انجمنهاى دوستى یاانجمنهاى فرهنگى و ادبى از این فرصت براى توسعه روابط بابیش از دویست میلیون نفر جمعیتى که نوروز را جسن مى گیرند ، بهره ببرند. در پایان فرارسیدن نوروز فرخنده را به مردمان کشورمان و کشورهایى که نوروز را جشن مى گیرند، بویژه مردمان کشورهاى هم آییت، هم زبان و هم فرهنگ تاجیکستان و افغانستان از صمیم قلب تبریک و شادباش می گویم و از درگاه ایزد یکتا سالی پرخیر و برکت، همراه با سلامتی و موفقیت، بهروزی و سعادت و سرشار از معنویت را مسالت دارم.
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه