روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
25 بهمن 1396  |  سیاست  |  کد خبر: 43914
0
0
سیدحسین موسویان شش راهکار برای کاهش خصومت‌ها و آغاز روند همکاری ایران و عربستان، پیشنهاد داد
طرحی برای صلح
همدلی| با تمام تفاوت‌های بنیادینی که در ساختار تاریخی و حاکمیتی ایران و عربستان وجود دارد، جدال این دو کشور در منطقه به دلیل اهمیتی که دارند چشم‌گیر است. پرواضح است که سرنوشت این منطقه جغرافیایی به نوع رابطه عربستان و ایران گره خورده است. با این حال عربستان سعودی سعی در تسلط بر منطقه و خاورمیانه دارد اما بزرگترین رقیب او ایران است. بنابراین چون عربستان متوجه استراتژی ایران در منطقه شده، در پی جلوگیری و سد این قدرت و نفوذ برآمده است. عربستان برای پیشبرد برنامه خود سعی در تحول این تقابل استراتژیک به تقابل هویتی دارد. به دیگر بیان، تقابل ایران و عربستان بر سر تسلط بر منطقه خاورمیانه است.
بدون شک آل‌سعود هر راهبردی که در پیش گرفته باشد، نمی‌تواند وجود ایران در منطقه و از همه مهمتر در به فرجام رسیدن یا نرسیدن راهبردهای خود را نادیده بگیرد. چه اینکه ایران در چهارراه جهان قرار گرفته است. برخی متفکرین بر این باور هستند که ایران از دیرباز دارای یک تاریخ ملی، و با وجود کثرت‌های قومی و قبیله ای همیشه یک ملت واحد و کاملا منسجم بوده است.
حال ایران و عربستان با تمام نقاط ضعف و قوتی که دارند، رابطه‌شان به تیرگی گراییده است. ناظران از این می‌گویند که تیرگی روابط این دو کشور به هر دلیل هم که باشد به ضرر منافع ملی و مصالح عمومی هردوی آنهاست. بسیاری بر این باور هستند که یکی از مولفه‌های توسعه در هر کشوری داشتن مرزهای امن است. چون اگر مرزهای یک کشور امن نباشد، بر تمام جنبه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن کشور تاثیرات منفی خواهد داشت. اکنون معاون پیشین سیاست خارجی دبیرخانه شورایعالی امنیت ملی، شش پیشنهاد را مطرح کرده است که به زعم او، این شش پیشنهاد می‌تواند راهکاری باشد برای بهبود تعامل ایران و عربستان. این یادداشت که در مجله قاهره با عنوان «معماری شکاف عربستان و ایران؛ شش پیشنهاد استراتژیک برای بهبود روابط عربستان و جهان عرب با ایران» منتشر شد و ایلنا آن را بازنشر داده است، در ادامه می‌آید.
ائتلاف‌های جدید منطقه‌‌‌ای و بین‌‌‌المللی در خلیج فارس و خاورمیانه در حال شکل‌‌گیری است، متحدین آمریکا از جمله اسراییل، عربستان و امارات در مقابل جبهه روسیه، ایران، عراق، سوریه، حزب‌‌‌الله و نیروهای مقاومت مردمی همچون حشدالشعبی عراق. ائتلاف اول برای امنیت منطقه، به دنبال تثبیت سلطه آمریکا بر منطقه است در حالی که ائتلاف دوم برای تامین استقلال خود، درصدد شکل‌‌گیری نظم چندقطبی در منطقه است. ایران و عربستان نقش محوری درتحقق اهداف ائتلاف «هژمونی آمریکا» یا «نظم چندقطبی» ایفاء می‌کنند.
نقش آمریکا و قدرت‌های منطقه‌ای
تغییرات معادلات سیاسی و اقتصادی در جهان، موجب شده که آمریکا برای مهار قدرت‌های نوظهور مثل چین و هند، حضور خود در خارج از خاورمیانه را تقویت کند. این مهم موجب ایجاد خلاء و تشدید رقابت عربستان و ایران در منطقه شده است. گسترش نفوذ منطقه‌ای ایران و ترس از پر کردن این خلاء توسط ایران، ائتلاف آمریکا را به وحشت انداخته است به‌ویژه در دورانی فعلی که جهان در عرب دردوران افول بسر می‌برد. در این راستا سیاست عربستان بر سه محور متمرکز شده:۱-تثبیت اقتدار و سلطه آمریکا بر خلیج فارس؛2- اتحاد با اسراییل جهت بهره‌‌مندی از لابی قدرتمند جهانی صهیونیست؛ ۳-مقابله با ایران و متحدین منطقه‌ای‌اش.
متقابلا ایران نیز استراتژی منطقه‌ای خود را بر چهار محور متمرکز کرده: 1- مقابله با هژمونی آمریکا؛ 2- حمایت از نیروهای مقاومت مثل حماس و حزب‌‌الله و حوثی‌های یمن؛۳- مقابله با گروه‌های تروریستی تکفیری - وهابی مثل داعش و القاعده؛۴-ممانعت از سلطه عربستان بر کشورهای کوچک عربی خلیج فارس.
تاثیر منطقه‌ای شکاف ریاض - تهران
سوریه و عراق: ایران نقش کلیدی در شکست سلطه داعش بر عراق و سوریه ایفاء کرده که این مهم موجب افزایش نگرانی‌های عربستان از تقویت نفوذ ایران در کشورهای عربی شده است.
یمن: زیدی‌ها وحوثی‌‌هاکه حدود یک هزار سال بر یمن حکومت داشتند و بعد از تجاوز نظامی مصر در اوایل دهه ۶۰ متحد عربستان شدند، با حمله نظامی ریاض به یمن به سمت ایران چرخش کردند. با وجودی که در مورد دخالت ایران در یمن اغراق شده، واقعیت این است که:
الف-ایران از حوثی‌ها در مقابل تجاوز نظامی عربستان حمایت کرده است. عربستان، یمن را حیاط خلوت خود تلقی کرده و نگران سلطه ایران است و ایران نیز مخالف سلطه عربستان بر یمن و نادیده گرفتن حقوق زیدی‌ها و حوثی‌هاست.
ب- تجاوز عربستان به یمن، بزرگترین فاجعه انسانی را خلق کرده، هفت میلیون نفر را در معرض قحطی قرار داده، ۲۰ میلیون انسان را محتاج کمک‌های انسانی کرده و موجب ده‌ها هزار کشته و زخمی و میلیون‌ها آواره شده است.لذا ضروری است عربستان و ایران سریعا گفت‌وگوهای دوجانبه برای راه‌حل جامع بحران یمن شامل آتش‌‌بس فوری، تسهیل کمک‌های فوری انسانی و گفت‌وگوی ملی برای تشکیل دولت اتحاد ملی با مشارکت همه بازیگران اصلی را آغاز کنند.
لبنان: موفقیت حزب‌‌‌الله به عنوان یک قدرت سیاسی و نظامی در دفع تجاوزات اسراییل به لبنان، موجب شده که نگرانی عربستان از قدرت یافتن متحد ایران در لبنان افزایش یابد. همچنین نقش موثر حز‌ب‌‌الله در مقابله با داعش در لبنان و سوریه و عراق، بر نگرانی‌های عربستان به خاطر نفوذ منطقه‌ای حز‌‌ب‌‌الله افزوده است. بنابراین در هرطرحی برای بهبود روابط عربستان و ایران باید بهبودی روابط حزب‌‌الله و عربستان هم مدنظر قرار گیرد.
فلسطین و اسراییل: اخیرا روابط محرمانه و اتحاد مخفی عربستان با اسراییل جهت مقابله با ایران افشاء شده است و لذا از نظر ایران، عربستان از خط قرمز عبور کرده زیرا تهران همکاری ریاض با تل‌آویو برای مقابله با منافع ایران را تحمل نمی‌کند. اخیرا افشاء شد که دولت ترامپ و تل‌آویو، عربستان را برای تسلیم کردن فلسطینی‌ها به‌کار گرفته‌اند. از نظر ایران تشکیل دولت یهود، شکست مقاومت فلسطین، پذیرش اشغال‌گری‌های اسراییل و تسلیم شدن جهان اسلام در قضیه فلسطین، زمینه‌‌‌ساز سلطه دولت صهیونیستی برخاورمیانه است لذاایرانبا اشغالگری اسراییل در فلسطین مقابله می‌کند.
مصر: با بروز بهار عربی، مصر جایگاه رهبری جهان عربی خود را به عربستان واگذار کرده است. با وجودیکه دولت السیسی در قاهره در زمینه مقابله با گروه‌های تروریستی در کشورهایی مثل سوریه با مواضع ایران نزدیک‌تر بوده، منتهی جان کری افشاء کرد که کشورهای عربستان، اماراتو مصر در گفت‌وگوها با دولت اوباما، خواهان حمله نظامی به ایران بوده‌‌اند. با این وجود ایران و مصر با برخورداری از دو تمدن بزرگ بشری، در موارد مهمی مثل مقابله با ایدئولوژی وهابی‌گری، مقابله با تروریست‌های تکفیری داعشی، خلع سلاح اتمی اسراییل و عاری‌سازی خاورمیانه از سلاح‌های کشتار جمعیدارای مواضع و منافع مشترک هستند.
خلیج فارس: شورای همکاری‌های خلیج فارس متشکل از عربستان، قطر، امارات، عمان، کویت و بحرین در سال ۱۹۸۰ برای مقابله با انقلاب اسلامی ایران شکل گرفت و از آن زمان به بعد هم صدها میلیارد دلار ثروت خود را خرج تسلیحات آمریکایی کرده‌اند. منتهی در سال ۲۰۱۷، بحران در روابط عربستان و قطر نشان داد که عربستان به دنبال سلطه بر کشورهای کوچک عربی خلیج فارس است لذا ایران با بازکردن مرزهای خود، تحریم سعودی- امارات علیه قطر را در نطفه خفه کرد و موجب شکست طرح تغییر رژیم عربستان در قطر و حفظ حاکمیت ملی قطر شد. با مشاهده طرح سعودی‌ها برای قطر، ایرانی‌ها متوجه شدند که ریاض به دنبال سلطه بر کشورهای کوچک عربی حاشیه خلیج فارس برای تشکیل «بلوک سعودی» است و نه «بلوک خلیج فارس» بهرحال موضوع قطر مثال خوبی است برای سعودی که مسیر همکاری با ایران را انتخاب کند یا تقابل.
مسیر تقابل
مسیر تقابل سعودی - ایران نه تنها خصومت‌های دوجانبه را تشدید بلکه حل و فصل بحران‌های جاری منطقه را غیرممکن خواهد ساخت. سال‌ها طول خواهد کشید تا دو قدرت عربی سوریه و لیبی قدرت گذشته خود را بازیابند. قدرت‌های عربی مصر و عراق هم با بحران‌های متعدد تروریسم و بحران‌های سیاسی و اقتصادی و امنیتی داخلی مواجه هستند. واقعیت این است که جنگ عربی - عربی در جریان است. ثروت عربستان، قطر و امارات به‌جای توسعه و رونق جهان عرب، صرف جنگ و خونریزی در جهان عرب شده است. اتحادیه عرب سقوط کرده و موضوع فلسطین هم به خاطر سازش سعودی - امارات، دیگر منشاء همگرایی در جهان اسلام نیست. نهایتا اسراییل برنده اصلی این تحولات شده است. تقابل عربستان و ایران به تضعیف بیشتر جهان اسلام و متعاقبا تحکیم و اقتدار بیشتر اسراییل خواهد انجامید. پیروزی ایران یا عربستان بر یکدیگر هم همین نتیجه را خواهد داشت.
تعامل و همکاری
سعودی‌ها نفوذ ایران در کشورهای عراق، لبنان و سوریه و یمن را در راستای احیاء «امپراطوری فارس» تلقیمی‌کنند. درنقطه مقابل، ایرانی‌ها هفت نگرانی‌های واقعی دارند از جمله اینکه:
اول: آمریکایی‌ها با اتحاد با سعودی و اسراییل دنبال تغییر رژیم در ایران هستند؛
دوم: ایرانی‌ها هنوز تجاوز صدام به خاک ایران با حمایت آمریکا و عربستان و متحدینش را از یاد نبرده‌اند، تجاوزی که به قصد تجزیه ایران و تغییر رژیم در ایران صورت گرفت.
سوم: آمریکا در اطراف مرزهای ایران حضور نظامی دارد و سیل ارسال صدها میلیارد دلاری تسلیحات پیشرفته به کشورهای همسایه عرب ایران را ادامه می‌دهد،
چهارم: ایران تحت شدیدترین تحریم‌های آمریکا قرار دارد،
پنجم: آمریکا و متحدین منطقه‌ای از همه روش‌های خصومت علیه ایران استفاده کرده و می‌کنند، از جنگ سایبری تا حمایت از گروهک تروریستی منافقین که دستش به خون ۱۷ هزار ایرانی آغشته است، 
ششم: آمریکا گزینه حمله نظامی علیه ایران را روی میز نگه داشته و آنطور که جان کری افشاء کرد، متحدینعربش نیز از این گزینه حمایت می‌کنند،
هفتم: تهدید تروریست‌های تکفیری داعشی در ۶۰ درصد مرزهای ایران همچنان وجود دارد.
لذا ایران «حضور منطقه‌ای به عنوان یک استراتژی بازدارنده» را برای مقابله با تهدیدهای مذکور و حفظ امنیت ملی خود ضروری می‌داند ضمن اینکه عربستان هم تلاش می‌کند ایران را مقصر همه ضعف‌‌‌ها، ناکارآمد‌ی‌ها، فسادها و دیکتاتوری‌ها در جهان عرب جلوه دهد.
آنچه برای کاهش تنش‌ها و خصومت‌ها و آغاز روند همکاری لازم است
۱-عربستان و ایران نیاز دارند که درک صحیح از نگرانی‌ها و تهدیدات امنیت ملی یکدیگر داشته باشند. لازمه همکاری ایران و عربستان نیز این است که ریاض و تهران بدون هرگونه پیش‌شرطی گفت‌وگوهای دوجانبه را آغاز و همه نگرانی‌های خود را روی میز مذاکره بگذارند.
۲-مجمع گفت‌‌‌وگوهای ایرانی - عربی برای بهبود روابط ایران و اعراب تشکیل شود. 
۳- برای مهار تقابل فرقه‌‌گرایی و اختلافات شیعه و سنی، مجمع گفت‌وگوهای رهبران جهان تشیع و تسنن از جامعه الازهر مصر، جهان اهل سنت و حوزه‌های علمیه قم و نجف هر چه سریع‌تر تشکیل شود.
۴-نشست وزرای خارجه هشت کشور حاشیه خلیج فارس شامل ایران، عراق، عربستان و سایر اعضای کشورهای حوزه خلیج فارس با قصد گفت‌وگوهای باز و صریح جهت رسیدن به تفاهمی ملموس و منصفانه برگزار شود.
۵-طبق بند ۸ قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل، دبیرکل سازمان ملل موظف است گفت‌وگوهای خود با کشورهای حاشیه خلیج فارس برای تامین امنیت و ثبات منطقه را آغاز کند. این قطعنامه باید مبنای آغاز گفت‌وگوی منطقه‌ای و سازمان ملل برای تشکیل «سیستم همکاری و امنیت در خلیج فارس» شده و از تجربه اروپایی‌ها در مورد تشکیل سازمان امنیت و همکاری اروپا و اتحادیه اروپا استفاده شود.
۶-برای تامین ثبات و امنیت پایدار در حوزه خلیج فارس، سیستم مذکور همکاری‌های جامع سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، امنیتی و نظامی و عاری‌سازی منطقه از سلاح‌های کشتار جمعی را شامل گردد.
قدرت‌های بزرگ در منطقه می‌آیند و می‌روند اما ایران و عربستان و سایر کشورهای حوزه خلیج فارس می‌مانند و ناچارند با هم زندگی کنند. رهبران عربستان و ایران برای تحقق همکاری‌های منطقه، باید مانع گسترش خصومت شده و اجازه ندهند تخم خصومت دائمی کاشته شود. توسعه و رونق هر دو کشور و منطقه ایجاب می‌کند که کشورهای منطقه در کنار هم در سایه صلح و دوستی زندگی کنند.
جنگ سردی درحال شکل‌گیری است
در یک نگاه می‌توان این بحث را، این‌گونه تحلیل کرد. پیش از هر چیز باید عرض کنم که می‌توان در جهتی با نگاه کمابیش اتیوپیایی و خوشبینانه به راه حل‌های پیشنهادی دوست عزیز آقای موسویان در بهبودی و تعادل روابط ایران و عربستان، دل بست. اما واقعیت‌های موجود به گونه‌ای دیگر است. چون تعمیق اختلاف‌ها بین ایران و عربستان از یک سو و ایران و آمریکا از سوی دیگر حداقل تا یک چشم انداز قابل پیش‌بینی، امکان تحقق آن‌ها را غیر عملی ساخته است. البته خلاف این تحلیل‌ها می‌توان این را نیز وارد کرد و آن این است که ممکن است به علت تغییرات بنیادین در سیاست‌های جاری ایران و یا طرف‌های مقابل رخ داده و یا حوادث غیر مترقبه‌ای در منطقه رخ دهد، که این وضعیت سیاست و تحلیل خود را دارد و چون تا کنون رخ نداده است پس بلاموضوع است.
نکته دیگری که ذکر آن اهمیت دارد، این است که با آقای موسویان در جنگ سردی که جدیدا در حال شکل گیری است، موافق هستم. ایران در کمپ روسیه و چین قرار گرفته و خط مهار از اروپا به شمال آفریقا، خاورمیانه، هند و آسیای جنوبی و شرقی کشیده شده است. در این میان وضعیت پاره‌ای از کشورها مانند ترکیه و پاکستان سیال است. جهت‌گیری و هم‌پیمانی ایران با روسیه، چشم‌انداز مبهمی را در مقابل آینده تمامیت ارضی و حاکمیت ملّی ایران و سرنوشت جمهوری اسلامی قرار داده است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت.
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه