روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
19 دی 1396  |  جامعه  |  کد خبر: 42363
0
0
تاریخ، هاشمی را به قضاوت می‌نشیند
جلیل محسنی ـ سال 87 کوروش علیانی و علی درستکار مصاحبه‌ای با مرحوم هاشمی رفسنجانی انجام دادند که مجریان سوالی را از وی پرسیدند که« به نظر شما به عنوان امیرکبیر پژوه، امیر کبیر را چه چیزی کشت؟»، اظهار کرد: علاقه من به امیر کبیر از این جا پیدا شد که من در آن موقع رنج کشور را معلول استبداد و استعمار می‌دانستم و فکر می‌کردم وقتی دو عنصر خبیث دست به دست هم می‌دهند، مانع پیشرفت می‌شوند، امیر کبیر فردی بود که در برابر این دو عامل ایستاد و البته همین دو عامل نتوانستند امیرکبیر را تحمل کنند.» و در این هنگام مجری شعری خواند مبنی بر «روزگار است آنکه گه عزت دهد، گه خوار دارد/ چرخ بازیگر از این بازیچه‌ها بسیار دارد.» و آن را منتسب به امیرکبیر دانست که مرحوم هاشمی رفسنجانی تذکر داد که این شعر میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی است، و موجب خنده مجری نیز شد. جالب اینکه رحلت او مصادف شد با شهادت امیرکبیر. از آنجا که در تاریخ محابا نیست، دیر یا زود، تاریخ، حقیقت تاریخیِ زیست بومِ هاشمی در گستره تاریخ سیاسی ایران را روشن می‌کند، و نشان خواهد داد که آیا همچون میرزا تقی خان بود یا خیر؟ نشان خواهد داد فراتر از میرزا تقی خان بود یا فروتر؟
بارها از علاقه مرحوم هاشمی به امیر کبیر سخن گفته شده است. هم از زبان خود هاشمی هم از زبان فرزندان و همچنین از زبان دوستان و تحلیلگران نزدیک به مرحوم هاشمی. گرچه علمای علم تاریخ بر این باور هستند که تاریخ تکرارپذیر نیست یا فیلسوفان بر این باور هستند که عینیت تاریخی، تک، واحد و خاص است و هرگز تکرار ندارد، اما می‌توان از پیرو یا تداوم راه صحبت کرد. می‌توان از تداول یک سنت فکری یا تداوم یک خط فکری سخن به میان آورد. قیاس هاشمی از امیرکبیر قیاسی مع الفارق است، چون امیر کبیر را معمار کبیر ایران می‌دانند، البته گرچه پیش از او قائم مقام فراهانی معلم و مرشد امیرکبیر «طرحی نو درانداخت» و «بساط کهنه برچید»، ولی هاشمی رفسنجانی مبدع وضعیت مدرن ایران که دیری پیش از او توسط عباس میرزا ها و قائم مقام‌ها و امیرکبیرها بنیان گذاشته بود، نبود. با ابراز علاقه و بدون توجه به سرشت تاریخی و همچنین بدون توجه به مقتضیات زمانی نمی‌توان این را از آن قیاس گرفت. خود مرحوم هاشمی رفسنجانی در مراسمی در دانشگاه صنعتی امیرکبیر، استعمار و استبداد را دردهای زمان قاجار دانست و گفت: «امیرکبیر با مظاهر استبداد درگیر شد که به قیمت جانش تمام شد، چون خشم استعمار و استبداد را همیشه به همراه داشت.» می‌توان این پرسش را مطرح کرد که آیا هاشمی در زمانه خود با استبداد دست و پنجه نرم کرد؟ که بتوان نتیجه عمل میرزا را با هاشمی سنجید یا قیاس گرفت؟ رفسنجانی، سرنوشت امیرکبیر را نمک‌نشناسی ناصرالدین شاه در حق وی دانست و گفت: «الان نام امیرکبیر در ایران و منطقه از همه شاهان بالا‌تر است، چون بنیانگذار دانش و تکنولوژی بوده و راه مبارزه با استکبار و استعمار را باز کرده بود.» یا در این سخن نیز می توان مناقشه کرد که آیا هاشمی در دهه 60 بنیانگذار دانشی نوین، یا تکنولوژی جدید بوده است؟
پارسال فاطمه هاشمی دختر مرحوم هاشمی رفسنجانی، در مراسم گرامی‌داشت پدر که در دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد، نیز با اشاره به علاقه پدرش به امیرکبیر، گفت: «ایشان در همان جوانی اقدام به تالیف کتابی درباره شخصیت امیرکبیر و خدمات ارزنده او در دوره قاجار کردند.» منظور ایشان از نوشتن کتاب، کتاب «امیرکبیر» (قهرمان مبارزه با استعمار) است.
وی در ادامه از علت علاقه پدر به امیرکبیر گفت: «علت اینکه آیت‌الله هاشمی علاقه زیادی به امیرکبیر داشتند این بود که امیرکبیر در دوره قاجاریه در پیشرفت و سازندگی کشور تلاش بسیاری انجام داد و در واقع الگوی پدرم در پیاده کردن برنامه‌های سازندگی در کشور همواره شخص امیرکبیر بود.» به نوعی می توان در این گفته، این نکته را فهم کرد که یک تشابه مفهومی است که چون امیر کبیر در راه سازندگی و ساخت ایران مدرن بود، هاشمی نیز چون دوران او را دوران سازندگی نامیدند، حتما می توان این را به آن تشبیه کرد.
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه