روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
24 آبان 1396  |  یادداشت  |  کد خبر: 40172
0
0
ولی‌الله شجاع‌پوریان
هنوز هم پاشنه بر همان در می‌چرخد
رودبار و منجیل، بم، ورزقان، زرند و امروز کرمانشاه، سرپل ذهاب و فردا و فرداها سایر شهرهای ایران. روشن است براساس مطالعات زمین‌شناسی و کارشناسی و تجربه عینی وقوع زلزله‌های دهشتناک در تاریخ، کشور ما در یکی از نقاط حادثه‌خیز دنیا قرار دارد و هرازچندگاهی لرزش زمین، تن‌ها و دل‌ها را به لرزه درمی‌آورد، اگرچه در مغزها درخصوص چاره‌جویی‌ها هیچ‌گاه تکانه‌ای ایجاد نشد. امروزه موضوع زلزله یک اتفاق ماورایی و غیرمترقبه نیست بلکه یک حادثه محتمل‌الوقوع و طبیعی است که هرچند سال در یکی از مناطق کشور رخ می‌دهد و عقل سلیم و حکمرانی مطلوب، ایجاب می‌کند برای کاهش مصایب و خسارات این حادثه طبیعی، پیشاپیش چاره‌ای اندیشیده و جدی‌تر برنامه‌ریزی شود. اگر چند دهه پیش زلزله مصیبتی غیرقابل کنترل بود که بشر یارای ایستادگی در برابر آن را نداشت و فقط باید به رحم و عنایت خداوند چشم دوخته می‌شد، بشر امروز با توجه به همان قوانین الهی و تکیه بر دانش، تلاش و پشتکار، موفق شده زلزله را پیش‌بینی کند و شکست بدهد. نمونه بارز آن، ژاپن، زلزله‌خیزترین کشور جهان است که زلزله در آن امری عادی گشته و زیان‌های آن تقریباً مهار شده است. متاسفانه در کشور ما با تجربه زلزله‌های متعدد، هیچ پیشرفتی در مدیریت چنین بحرانی‌هایی انباشته نکرده‌ایم و همان خسارت‌ها، دردها و مصیبت‌ها، آشفتگی‌ها تکرار می‌شود ودریغ از کمترین تغییر در رویکرد و عمل و هنوز پاشنه بر همان در می‌چرخد و با هر زلزله‌ای، مصیبتی بزرگ به‌وجود می‌آید و تصاویر تکان‌دهنده‌ای که دل هر آدمی را به درد می‌آورد... . باید بپذیریم مقصر این کاستی‌ها و اشکالات و خسارات، این شخص و آن دولت و رئیس‌جمهور نیست! کشور ما در هر دولتی حداقل یک زلزله بزرگ را تجربه کرده، اما تفاوتی در تبعات و نتایج وجود نداشته و همه دولت‌ها در زمان زلزله غافلگیر شده‌اند، ساختمان‌ها مقاوم نبوده‌اند، امکانات پیشتیانی و درمانی دیر رسیده‌اند و تکرار مصائب گذشته. شوربختانه ما به مانند سایر حوزه‌ها زلزله را جدی نگرفته‌ایم و نمی‌گیریم، زلزله کرمانشاه هم تا یک ماه آینده فراموش می‌شود و ایرانیان غرق در زندگی و مشکلات روزمره خود، خانه‌هایشان را ناایمن می‌سازند؛ نهادهای نظارتی مسئولیت خود را به درستی ایفا نمی‌کنند؛ سازمان مدیریت بحران دوباره به خوابی عمیق فرو می‌رود؛ تا لرزشی دیگر، صداوسیما و تریبون‌های عمومی رسالت آگاهی‌بخشی خود را از یاد می‌برند؛ بیمارستان‌ها، مدارس و اماکن عمومی با همان سستی و ضربه‌پذیری سابق بنا می‌شوند و تاییدیه پایان کار می‌گیرند، مستضفعفان از روی ناچاری ساکن مسکن‌های سست می‌شوند، مهندسان ناظر، نظر می‌کنند و می‌گذرند و تریبون‌های رسمی هم مردم را به رعایت حجاب و کاهش گناه برای جلوگیری از زلزله فرامی‌خوانند، با چنین رویکردی در برابر زلزله اصلا نباید انتظار داشت مصائب زلزله بعدی کمتر از زلزله فعلی و زلزله‌های قبلی باشد؛ حاکمیت نیاز به یک تغییر و دگردیسی اساسی در موضوع مدیریت بحران دارد. بحران مدیریت در کشور بیداد می‌کند و باید برای آن چاره‌ای اساسی اندیشید! نه مردم، نه دولت، نه مجلس، نه صداوسیما، نه سازمان مدیریت بحران و نه هیچ نهاد و ارگان دیگری به تنهایی نمی‌تواند غول زلزله را شکست بدهد مادامی که ذهنیت‌ها را تغییر ندهیم و باور نکنیم زلزله با کسی شوخی ندارد و باید علمی، هوشمندانه، سیستماتیک و با دانش و تدبیر به جنگ زلزله رفت. شاید از لابلای هزاران حادثه و تصویری که بی‌مدیریتی مدیرانمان را اثبات می‌کند، کودکی به خواست خدا زنده از زیر آوارها خارج شود و لطف خدا شامل حال چند نفری شود، اما باید ایمان بیاوریم خداوند راه کاهش تلفات زلزله را در رعایت استانداردهای ساخت‌وساز، توجه به مسائل ایمنی و آینده‌نگری و دوراندیشی و استفاده از تجارب بشری قرار داده است. اگر مهندس ناظری، ایمنی ساختمان ناایمنی را تایید کرد، اگر مدیری رای به ساخت‌وساز غیرقانونی داد، شریف نیست؛ اگر رئیس‌جمهوری ملتی را از روی ناچاری در ساختمان‌های فاقد ایمنی اولیه سکونت داد، مهر ورزی نکرده؛ اگر پدری قانون را دور زد و خانه‌ای را بدون استانداردهای لازم بنا کرد، زرنگ نیست. ما برای آمادگی در برابر زلزله نیاز به زلزله‌ای بزرگ در ادبیات، فرهنگ، بینش، دانش و مفاهیممان داریم. به امید آن روز... .
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه