روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
24 آبان 1396  |  اقتصاد  |  کد خبر: 40170
0
0
مسکن مهر نماد بارز انحراف و سطحی‌نگری در سیاست‌ورزی
وقتی قرار است پوپولیسم عدالت اجتماعی ایجاد کند
امیر مقدور مشهود‪-‬ یکشنبه 21 آبان زلزله‌ای غرب کشور را لرزاند که منجر به کشته شدن جمع زیادی از هموطنان ما شد. ابعاد این زلزله فقط به تلفات جانی محدود نبود. این زلزله نه‌تنها مانند بسیاری دیگر از سوانح طبیعی، آسیب‌های مالی، روانی و جانی به همراه داشت بلکه لرزش بر بسیاری از مفاهیم سیاسی و منطق سیاست‌ورزی وارد کرد. زلزله کرمانشاه هنگامه‌ای است که تصور ما را از عدالت اجتماعی با چالش مواجه می‌کند.
دولت احمدی‌نژاد با شعار مهرورزی به دنبال ایجاد عدالت اجتماعی بود. هدفی زیبا و گرانقدر که با راهبردی مبتذل و عوام‌پسند پیگیری شد. پوپولیسم احمدی‌نژاد فقط به سوت و کف سخنرانی در میان جمعی مردم بینوا محدود نبود. احمدی‌نژاد پوپولیسم را به مغز ساختار حکومتی کشور وارد کرد. احمدی‌نژاد با شعار عدالت اجتماعی تا آنجایی که توانست به بنیان‌های سرمایه‌داری خدمت کرد. وی با تقویت دلالی و تفوق سرمایه‌داری مالی بر هر نوع دیگر، اعم از سرمایه‌داری تولیدمحور، نه‌تنها حداقل‌های موجود در کشور برای نیل به عدالت اجتماعی را از بین برد بلکه کشور را با وحشیانه‌ترین و مبتذل‌ترین نوع سرمایه‌داری یعنی دلال‌محوری به مغاک برد. پس از انتشار عکس‌های تخریب مسکن مهر در غرب کشور، بسیاری از هواداران احمدی‌نژاد مدعی شدند که اتفاقاً این عکس‌ها نشان می‌دهد که سازه‌های این ساختمان‌ها مقاوم بوده و تخریب غیرسازه‌ای آن امری عادی و قابل تحمل در زمان زلزله است. به همین دلیل به سراغ یکی از طراحان و محاسبان باسابقه مهندسی عمران رفتیم و از وی خواستیم که با مرور عکس‌ها، تحلیل کارشناسی خود را از زلزله اخیر ارائه کند. وی گفت: برای بررسی کیفیت ساخت مسکن مهر باید به سراغ آیین‌نامه 2800 رفت. این آیین‌نامه طبق حداقل ضوابط برای تعیین طرح و اجرای ساختمان‌ها در برابر اثرهای ناشی از زلزله تنظیم شده است. به طوری که انتظار می‌رود با رعایت آن‌ها، ساختمان‌ها با اهمیت متوسط در اثر زلزله، آسیب عمده سازه‌ای و غیرسازه‌ای نبینند و تلفات جانی در آن‌ها حداقل باشد. یعنی ساختمان از نظر سازه‌ای پایدار باشد، از نظر غیرسازه‌ای هم حداقل آسیب را ببیند. ولی اگر در قسمت غیرسازه‌ای خرابی داشت نمی‌گوییم برای زلزله طراحی نشده است. غیرسازه‌ای چیست؟ یعنی دیوارها طوری ساخته شود که بتواند خودش را حفظ کند. ضوابط آیین‌نامه‌ای می‌گوید که مثلاً باید وال پست بگذارید. این وال پست‌ها دیوارها را درمقابل زلزله تا حدودی حفظ می‌کنند اما بعد از طراحی، اهمیت کار به اجرای پروژه برمی‌گردد. سازه در ساختمان بتنی تیر و ستون و در ساختمان فلزی تیر و ستون و مهاربند است.
ما سه سطح داریم؛ اهمیت متوسط، زیاد و خیلی زیاد. ساختمان مسکونی جزو اهمیت متوسط است. جایی مثل بیمارستان با اهمیت زیاد در نظر گرفته میشود چون در هنگام وقوع زلزله قصد بر این است که این نوع ساختمان‌ها برای امدادرسانی، حداقل پایدار مانده باشند. مقاوت را برای این ساختمان‌ها از حد متوسط بیشتر می‌گیرند که قابل بهره‌برداری باشد. از آیین‌نامه که بگذریم، باید ببینیم که کجاها تخریب شده است؟ کشته‌ها بیشتر در اثر تخریب کدام ساختمان‌ها اتفاق افتاده است؟ عکس‌های ساختمان‌های مسکن مهر دیدم، نشان می‌دهد که سازه این ساختمان‌ها سالم باقی مانده است. اما ساختمان دیگر غیر از مسکن مهر می‌بینم که سازه آن‌ها خراب شده است که موجب شده سقف فرو ریزد. مطمئنا ساختمان‌هایی که سازه آن‌ها تخریب می‌شود، تلقات جانی بیشتری خواهد داشت. مثلا من یادم است بعد از زلزله قائنات به منطقه رفته بودم با صحنه‌ای مواجه شدم که واقعا فاجعه بود. ستون ساختمان‌های یک‌طبقه تخریب شده بود و سقف و کف به هم چسبیده بود. ساختمان‌های یک‌طبقه‌ای را در روستاها ساخته بود که فاقد کیفیت لازم بودند. روستاییانی که در خانه‌های قدیمی خود مانده بودند، زنده ماندند اما آن‌هایی که درساختمان‌های تازه تاسیس سکنا گزیده بودند کشته شدند. آنجا به‌طور مشخص از میلگردهای ساده به‌جای میلگردهای آجدار در ستون‌های بتنی استفاده شده بود.
این نشان می‌داد که ناآگاهی در ساخت‌وساز موجب این فاجعه شده است اما در عکس‌های مرتبط با مسکن مهر قضیه متفاوت است. در ایجا سازه ساختمان‌ها آسیبی به آن صورت ندیده است اما دیوارها و بخش غیرسازه‌ای آن‌ها ویران شده است. این نشان می‌دهد اولاً برای این بخش ساخت و ساز الزامات لازم دیده نشده است، ثانیاً قسمت مهم آن این است که تغییر مکان ساختمان در حین طراحی به درستی محاسبه نشده است. عکسی بود که ساختمان مسکن مهر را در کنار یک ساختمان شخصی ساز نشان می‌داد . آنجا دیده می‌شود که اگرچه سازه مسکن مهر سالم مانده است اما تکان آن شدیدتر از ساختمان شخصی همجوار است. این تکان شدیدتر موجب شده که دیوارهای ساختمان مسکن مهر فرو ریزد و احیانا تلفات جانی به همراه داشته باشد. بنابراین نمی‌توان گفت چون سازه آن پایدار مانده طراحی و ساخت این ساختمان‌ها بدون نقص بوده است. میزان حرکت و تغییر مکان یک ساختمان در حین زلزله نیز بسیار اهمیت دارد. اما به غیر ازاین موضوع، بیشترین مشکل درحین اجرا اتفاق می‌افتد. من به نظرم در مورد ساختمان‌های شخصی 70 درصد قصور برعهده مالک است؛ مالکی که سعی می‌کند مجریان غیرمتخصص و کارنابلد را به منظور صرفه‌جویی در هزینه‌ها برای اجرای پروژه انتخاب کند. قاعدتا این مالک در مسکن مهر، دولت است. در زمان ساخت مسکن مهر من یادم است که طراحان این پروژه‌ها به دنبال ارزان کردن بودند. مثلا اگر یک کیلو گرم میلگرد از طراحی کم میشد با توجه به حجم زیاد یک کیلو گرم میلگرد مبلغ قابل‌توجهی می‌شد.
با توجه به توضیحات این مهندس باسابقه باید قبول کرد اولاً طراحی و اجرای این ساختمان‌ها با اشکال مواجه بوده است. ثانیاً دلیل اصلی این نقص به کاهش هزینه‌ها برای ساخت این پروژه بازمی‌گردد.
برای آنکه به چگونگی کاهش هزینه‌ها در پروژه مسکن مهر اشراف بیشتری پیدا کنیم، به سراغ یکی از پیمانکاران آشنا به ساخت و ساز در مسکن مهر رفتیم و از وی چند و چون مدیریت مسکن مهر را جویا شدیم. وی گفت: ساختمان‌های مسکن مهر در ابتدای کار بر اساس ساخت و سازهای صنعتی تعریف شد. مثلا اکباتان یکی از نمونه‌های موفق ساخت و سازهای صنعتی بوده است که به دلیل تکرار و تشابه تمامی واحدهای ساخته شده امکان صرفه‌جویی و کاهش هزینه‌های ساخت میسر می‌شود. فلسفه اصلی صنعتی‌سازی این است که به‌خاطر تکرار زیاد یک ساختمان ارزان‌تر تمام می‌شود. با حذف تزئینات و سری‌کاری از یک طرف و استفاده از تکنولوژی پیش‌ساخته از طرف دیگر، این کار میسر می‌شود. اما در مسکن مهر این ارزان‌سازی از این طریق میسر نشد. اساس مسکن مهر اینطور بوده که در عین اینکه می‌خواهد ساختمان‌های ارزان به‌وجود آورد، دنبال اشتغال زیاد هم بود. نه اشتغال صنعتی مانند پیش‌ساخته‌های کارخانه‌ای بلکه این اشتغال در محل خود پروژه ایجاد شد. همین امر کنترل را سخت کرد. اگر قطعات پیش‌ساخته در کارخانه تولید می‌شد مطمئنا کنترل آن ساده‌تر و مقرون به صرفه‌تر بود. همچنین آموزش به کارگران در کارخانه بسیار راحت‌تر از سر ساختمان است.
حد نرمال هزینه ساخت اگر در آن موقع متری 600 هزار تومان بوده است، وزیر مسکن می‌گفت: ما افتخار می‌کنیم که با نصف این مبلغ، مسکن مهر را می‌سازیم. این‌ها مبنا را از روز اول گذاشتند 300 هزار تومان . در پروژه‌های مختلف مسکن مهر می‌بینیم که کارفرما با شرکتی قرارداد بسته است که اسمش فقط انبوه‌ساز است؛ در حالی که پنج روز قبل از قرارداد، آن شرکت تاسیس شده است. از روز اول مشخص است که این شرکت قرار نبوده خودش کار کند. فکر اول این بود که صنعتی‌سازی کنیم اما پیمانکاری که برای این کار گذاشتند یک پیمانکاری بود که اصلا این‌کاره نبود. از اول نیت این بود که این شرکت کار را میان پیمانکاران جزء تقسیم کند.
شرکت اول از قرارداد متری 20 هزار تومان برای خود برداشت و مابقی را به شرکت دیگری واگذار کرد. همان شرکت‌های واسطه نیز مثلا 30 هزار تومان برای خود برداشتند و باز هم به تعدادی دیگر از پیمانکار واگذار کردند. پس می‌بینیم به جای آنکه شرکت‌های دانش‌بنیان و فنی را برای اجرای این کار در نظر بگیرند، عملا وارد دلالی شدند. الآن امروز در ادبیات ساخت و ساز و پیمانکاری با واژه «ریزش» مواجه هستیم. این ریزش از همین‌جا شروع شد. الآن در همه جا در حین عقد قرارداد درصد «ریزش» آن مشخص می‌شود. به خود من پیشنهاد شد در یکی دو جا با ریزش 20 درصد کار کنم؛ بنابراین به‌جای ایجاد تکنولوژی انبوه‌سازی به شکلی دلالی از هزینه‌ها کم کردیم. با ایجاد واسطه و دلال بازی و چانه زدن بر سر قیمت‌ها به هدف خودشان رسیدند. اما چطور از 600 هزار تومان به 300 هزار تومان رسیدند؟ برآورد شد که از این 600 هزار تومان حدود 100 هزار تومان هزینه انشعاب آب و برق و نظارت و جواز و کارهای اداری است. به نظر تصمیم‌گیران نیازی نبود که بابت این مسائل هزینه‌ای شود. آب و برق را رایگان به محل پروژه می‌رسانیم و از دخالت نهادهای نظارتی مانند شهرداری و نظام مهندسی جلوگیری می‌کنیم. نظام مهندسی طبق قوانین موجود موظف است که مجری ذی‌صلاح را تعیین کند اما با این شکل از قرارداد بستن عملا نهادهای نظارتی دور زده شدند. من نمی‌گویم که دخالت شهرداری همه‌جا مثبت است ولی به هر حال کنترل‌های خاص خود را دارد. دیگر اجازه نمی‌دهد که به‌جای یک ساختمان سه طبقه، ساختمانی پنج طبقه ساخته شود. با این کار مشخص شد که به دنبال مجری ذی‌صلاح و ناظر ذی‌صلاح نیستند.
به‌جای دستگاه نظارتی به خود پیمانکار الزام کردند که ناظر را نیز خودش مشخص و هزینه‌اش را متحمل شود. خوب چه اتفاقی می‌افتد؟ آن موقع فکر کنم نظارت، متری 20 هزار تومان بود در حالیکه پیمانکار مسکن مهر با ناظر، قرارداد بر مبنای متری 3000 تومان منعقد می‌کرد. کسی که قرار است کار 20 هزار تومانی را با 3 هزار تومان انجام دهد یعنی اینکه قرار است اصلاً انجام ندهد. با این حساب باید گفت اساس نظارت در مسکن مهر بر مبنای عدم نظارت بود. چنین اتفاقی در مملکت ما نادر بود. معمولا در حین اجرا است که مشکلات پیش می‌آید اما در این پروژه در مرحله مدیریت و برنامه‌ریزی مشکل آغاز شده بود. با این کار نه تنها دستگاه‌های نظارت قابل‌اعتنا کنار گذاشته شد بلکه تمام شرکت‌های فنی‌مهندسی باسابقه از گردونه حذف شد. خوب نتیجه همین چیزی است که مشاهده می‌شود. طراحی، نظارت و اجرا با همین پیمانکار دست‌چندم بود و هیچ‌کس هم قرار نبود این طرح‌ها را تصویب کند. طراح هم به خاطر زیاد شدن دست، حاضر شده که با مبلغ بسیار ناچیز کار را قبول کند. قبلا در این تهران مثلا اگر 200 مهندس عمران داشتیم که دارای زندگی خوب و شان و منزلت بالا بودند امروز 20 هزار مهندس عمران شاغل هستند. یعنی رقابت در بازار کار باعث شده که طراح فارغ از دقت‌های لازم به این کار مبادرت کند.
با توصیف چگونگی عقد قرارداد در این پروژه‌ها متوجه می‌شویم که مبنای کار در اجرای مسکن مهر فقط و فقط ارزان کردن ساخت و ساز بوده است. این بدان معناست که «عدالت» نزد دولت مهر‌ورز تنها با محوریت «پول» تعریف شده بود. ارزان‌کاری یعنی اینکه «پول» کمتری برای اجرای یک پروژه صرف شود. حال این ارزان‌کاری به چه قیمتی تمام شود، دیگر مهم نبود. امروز عکس‌های مسکن مهر در مناطق زلزله‌زده قیمت این ارزان‌کاری را نشان می‌دهد. با دیدن این تصاویر متوجه می‌شویم عدالت با ارزان کردن خدمات نه تنها به دست نمی‌آید بلکه فاجعه بزرگتری را به‌وجود می‌آورد. احمدی‌نژاد فقط با ارزان کردن خدمات به دنبال عدالت اجتماعی نبود. او با توزیع یارانه نقدی نیز باز هم «پول» را محور سیاست‌های خود قرار داده بود. سیاستی که تورم افسار گسیخته‌ای را بر اقشار ضعیف جامعه تحمیل کرد. چه ارزان‌کاری در مسکن مهر و چه توزیع یارانه نقدی بیش از هر چیز موجب کاهش ارزش پول ملی در بازار ارز شد. با این اوصاف باید تجدیدنظر اساسی در راه‌های دست‌یابی به عدالت اجتماعی صورت گیرد. به نظر می‌رسد هرچقدر این راه‌ها از طریق اقتصادی و با محوریت «پول» صورت گیرد، به فاصله طبقاتی و انتفاع بیشتر سرمایه‌داری آن هم از نوع دلالی کمک کرده است. واسطه‌هایی که در مسکن مهر متولد شدند یکی از مهم‌ترین افراد طبقه مرفه امروز جامعه ایران هستند؛ دلال‌هایی که با جابجایی سرمایه خود از حوزه‌ای به حوزه‌ دیگر نرخ بازار در اقلام مختلف را به دلخواه خود تغییر می‌دهند. به‌جای این رویه اگر «امر سیاسی» در عدالت اجتماعی مد نظر قرار می‌گرفت و اگر مراد از عدالت را توزیع مناسب اختیار در تصمیم‌گیری‌های سیاسی قرار می‌دادیم، مطمئنا امروز آن افراد طبقه مرفه نمی‌توانستند با رانت و زد و بند جاری چنین تاثیرات مخربی بر کشور وارد کنند. باید باور کنیم که در عدالت اجتماعی تکثر و حضور همه اقشار جامعه در سیاستگذاری بدیهی‌ترین و اولین گام برای نیل به مقصود است. پرواضح است پوپولیسم و سیستم انحصارطلبانه احمدی‌نژاد و یارانش بزرگترین مانع مقابل این تقسیم اختیار در تصمیم‌گیری و عدالت اجتماعی بوده‌اند.
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه