روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
30 فروردین 1396  |  ورزش  |  کد خبر: 29602
0
0
تفکر و تحیر
دکتر محمدعلی نویدی ‪-‬ تحیر از ماده و ریشه «ح، ی، ر» و مصدر باب تفعل است؛ مراد ما در اینجا بحث از تحیر از حیث عرفانی و ادبی و اشعار عاشقانه نمی باشد؛ بلکه از منظر تفکر اثربخش و نسبت آن با زندگی و واقعیت حیات انسانی و اجتماعی مورد توجه و تفطن است؛ تحیر «bewildermen& quanday & dazzale & razzle» از حیث لغت، ژولیدگی، گیجی، حیرت، اغتشاش، سرگشتگی، درهم ریختگی، و بی ترتیبی و تعجب و حیرانی است.
بنابراین، تحیر از نظر واقعیت زندگی، بار منفی دارد؛ زیرا در برابر راه یافتگی و هدایت و ایصال و اتصال و اکتشاف مسیر و هدف است؛ پس بنابراین، تحیر، سرگشتگی و حالتی است که در آن افراد و اشخاص و یا جوامع نمی دانند چه کار باید انجام دهند؛ یعنی، بهت و سرگشته شدن و دهشت و ترس و سراسیمگی به انسان دست می‌دهد و فلذا، آدمی درمانده و درگیر گیجی و سردرگمی می‌شود؛ در واقع، در حالت تحیر، بشر در حیرت و بلاتکلیفی می‌افتد؛ و نمی‌داند راه و چاه کدام است؛ این تحیر، سبب آشفتگی و تردید و شگفتی می‌گردد؛ گویی، آدمی یکباره به چاه می‌افتد و غریق می‌گردد؛ گریزی و چاره ای برای نجات خود نمی یابد و در نتیجه درمانده و وامانده و متوقف و سرگردان می‌شود؛ در زندگی روزمره و امور مختلف چنین حالتی به انسان دست میدهد؛ مثلا، مشکلی ناگهانی و معضل جدی برای آدمی پیش می‌آید و گویی کاربست‌ها و راه چاره‌ها به بن بست می‌رسد؛ چنین حالتی، وضعیت تحیر و تعجب در زندگی است.
حال پرسش بنیادی و اساسی این است که ریشه‌ها و بنیان‌های تحیر در کجاها است؟ ریشه‌های تحیر و حیرانی آدمی فراوان است؛ یعنی، تنوع و تکثر انسان‌ها و مسایل و موضوعات و مباحث و مشکلات زندگی آدمی حد و حصر ندارد؛ فلذا، انسان کثیر التحیر است؛ ولی در اینجا تلاش می‌کنیم به برخی از اصل‌ها و منشا‌ها و ریشه‌های تحیر بیندیشیم و و نسبت آن را با تفکر دریابیم:
اصلی‌ترین ریشه تحیر، جهل و ندانستن و عدم تفکر است؛ یعنی ندانستن و نشناختن و نفهمیدن، ریشه تحیر و نگرانی و حیرانی بشر در زندگی است؛ بشر قدیم، از یک جهت، بیش بشر امروزی در تعجب و تحیر بوده است، چون از دانش و علم و دانایی کمتری برخوردار بوده است؛ انسان دیروز، از حرکت ستارگان و اجرام فلکی و تغییرات و تحولات جوی بسیار بیش انسان امروز در حیرت و شگفتگی بود؛ انسان دیروز، در تبیین و تحلیل مشکلات و مسایل به ناچار به اسطوره‌ها و افسانه‌ها و راز و رمز‌ها و امور نادانسته و منابع دور از دست رس و رازآلود چنگ می‌زد و متوسل می‌شد؛ یعنی، انسان دیروز با تفکر و دانش کمتر مانوس و مالوف بود؛ لذا بیشتر در تعجب و شفتگی و دهشت و تحیر بسر می‌برد.
پس، جهل و عدم آگاهی و عدم عقلانیت بنیان و اساس تعجب و تحیر است و از اینجا یک نتیجه مهم و حیاتی حاصل می‌شود، ورود به ساحت تفکر و دانایی و دانش، مساوی با خروج از حیرت و سرگردانی و سرگشتگی است.
دلیل دیگر در پیدایش حالت تعجب و تحیر، ناتوان شدن قدرت ذهن و کم‌توجهی به قوت عقل است؛ در واقع، وقتی جهل و ندانستن در زندگی و جولان و قدرت نمایی کند، عرصه و گستره زندگی برای نقش‌آفرینی و اثرگذاری عقل و ذهن و هوشمندی رنگ می‌بازد و تنگ می‌شود؛ اساسا، حالت و وضعیت تحیر؛ حالت ناتوانی و فقدان قدرت تصمیم گیری و عمل آوری است؛ بنابراین، اگر از ساحت تفکر و خردمندی غفلت ورزیده شود و در رشد و آگاهی عقلانی کوتاهی گردد و در پرورش قوه فکر و اندیشه اهتمام لازم و مکفی صورت نگیرد، عقل عقیم و ناتوان می‌ماند و تحیر آدمی افزون می‌گردد و زندگی بیش از پیش خسران می‌بیند.
اخبار مرتبط
دیدگاه کاربران

ارسال دیدگاه
نام :    ایمیل : 

عکس خوانده نمی شود کد امنیتی :      
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه