روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
26 اسفند 1395  |  بین الملل  |  کد خبر: 28669
0
0
اعظم طالقانی در گفت‌وگو با همدلی:
روحانی شفاف‌تر به مردم گزارش می‌داد
همدلی|‌آیت وکیلیان: اکنون که در آستانه انتخابات سال آینده قرار داریم، دولت باید در زمینه افشاسازی و برخی آگاهی رسانی جدی به مردم اهتمام جدی بورزد. اگر چه در طول این چند سال که از زمان
ریاست جمهوری روحانی گذشته برخی از وزارتخانه ها مانند نفت دست به افشاگری های راهبردی در برابر مخالفان دولت دست زدند. اما این افشاگری نسبت به تخریب های سازمان یافته مخالفان نمی تواند کافی باشد. از سوی دیگر این نیاز دیده می شود که تشکیلات اصلاح‌طلبی برای انتخابات 96 برنامه های خود را به شکلی روشن با تکیه بر نامزد اصلی شان در عرصه عمومی ارائه دهند. اعظم طالقانی مدیر مسئول مجله پیام ابراهیم و دبیرکل جمعیت زنان انقلاب اسلامی نیز در گفت و گو با همدلی به تبیین روشن این مسئله پرداخت که اصلاح‌طلبان با درس گرفتن از گذشته سیاسی خود نسبت به مطالبات خود در مقابل دولت و مردم روشنگری کنند. وی همچنین به تحلیل راهبرد سیاسی و انتخاباتی اصلاح طلبان نیز پرداخت که شرح آن را در ادامه می خوانید.
وضعیت یا آرایش سیاسی اصلاح‌طلبان را در آستانه انتخابات سال آینده چگونه می‌بینید؟
اصلاح‌طلبان را باید در دو گروه تفکیک کرد؛ یک عده کسانی هستند که قصد دارند به مراکز قدرت راه پیدا کنند یا سهم‌گیری از قدرت داشته باشند و همزمان منافعی نیز داشته باشند. عده‌ای دیگر از اصلاح‌طلبان کاملاً به منافع ملی فکر می‌کنند؛ در واقع به دنبال خدمت، فداکاری و تلاش هستند. تلاش آنها این است که مسائل و مشکلات اقصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را در کشور برطرف کنند. حتی در نحوه مواجهه با جریان‌های رقیب نیز با مسامحه و تساهل سیاسی برخورد می‌کنند. این گروه از اصلاح‌طلبان در عین اینکه مشکلات را فهم کرده‌اند و می‌دانند که چه مسئولیت سنگینی را بر دوش دارند، اما به دلیل اینکه دغدغه مردم و رسیدگی به مشکلات آنها را دارند، این مصائب و مشکلات را نمی‌بینند و برای آنها فقط حل این مشکلات مهم است. اصلاح‌طلبان چه در بیرون از قدرت و چه درون آن باشند، با در نظر گرفتن منافع ملی، کار خود را انجام می‌دهند. این مشی در واقع دو جریان کلی است که همه اصلاح‌طلبان را در بر می‌گیرد. البته جایی که گفتم گروهی از اصلاح‌طلبان می‌خواهند به مراکز قدرت راه پیدا کنند، به این معنا نیست که تشنه یا شیفته قدرت هستند، بلکه در قدرت بودن و در قدرت ماندن آنان به نوعی حق طبیعی‌شان است.
از سوی دیگر، در قرآن مطالب زیادی در مورد اصلاحات وجود دارد و مشتقات زیادی هم در این مورد آمده است. واژه اصلاح‌طلبی واژه محترمی است و هر کسی نمی‌تواند ادعای این را داشته باشد که اصلاح‌طلب است. اصلاح‌طلبان باید در امر خدمت‌رسانی به مردم همچون گذشته پیشگام باشند، اگر اصلاح‌طلبان در این امور پیشگام نباشند جریان دیگری با سلیقه‌ای نامطمئن و ناروشن صلاح امور را در دست می‌گیرد. در واقع به نوعی این جریانات خودشان را جایگزین اصلاح‌طلبان قرار می‌دهند و این برای ادامه کار اصلاح‌طلبان خطرناک خواهد بود. همه می‌دانند که اصلاح‌طلبان به منافع شخصی و گروهی‌شان نمی‌اندیشند بلکه به منافع مردم و کشور می‌اندیشند، در واقع منافع کل کشور را در اولویت قرار می‌دهند. این مسائل و این نوع رویکرد به سیاست به این معناست که کشور موقعیت خود را حفظ کند، از نظر اقتصادی در سطح بالایی باشد، در عرصه جهانی دست برتر را داشته باشند و از جهت سیاسی هم دست بالا را بگیرد.
به رفتار و نوع سیاست‌های دونالد ترامپ نگاه کنید؛ همه تلاش او برای یک آمریکای قدرتمند است، اگر چه روش او اشتباه باشد یا به شکل جنگ‌طلبانه و زورمدارانه باشد. مهم این است که ترامپ هدف خود را در راستای منافع کشورش قرار داده است.
در ایران هم چه اصلاح‌طلب و چه اصول‌گرا باید منافع کشور و قدرتمند شدن ایران را در هر شرایطی اولویت قرار دهند. نباید منافع شخصی را بر منافع کشور ترجیح دهند. ما باید شرایط کشور را در جهت توسعه پایدار حرکت دهیم و این توسعه همه‌جانبه باشد. در واقع توسعه‌ همه‌جانبه را در دستور کار قرار دهیم. با این شرایط می‌توانیم اختلاس‌های کمرشکن را از کشور دور کنیم، چرا که ادامه این روند کشور را به قهقرا پیش می‌برد.
به نظر شما آیا در انتخابات سال آینده بار دیگر شاهد پدیده «رای سلبی» برای رای نیاوردن هر کاندیدایی که از سوی محافل تندرو معرفی می‌شود، خواهیم بود؟
رای سلبی تاکتیکی بود که کسانی در انتخابات شرکت کنند برای اینکه از ورود افراد یا نامزدهایی که ایده‌های ارتجاعی داشتند، جلوگیری به عمل آید. تفکرات ارتجاعی همیشه به ضرر مملکت بوده و آینده کشور را به خطر انداخته است. آبرو و حیثیت بین‌المللی ایران مهم بوده و هست، روی این اصل مردم با ارزیابی آگاهانه از هر نوع انتخابی که امنیت ملی ما را چه در عرصه داخلی و چه در عرصه خارجی به مخاطره می‌انداخت، جلوگیری کردند. مردم در انتخابات گذشته به سراغ کسانی رفتند که این افراد هیچ‌گاه تشنه قدرت نبودند و مسئولیتی که از طرف مردم به آنها محول شده بود را جدی گرفتند. وعده‌های مردم برای نامزدهایی که انتخاب شدند، مهم است. این افراد به فکر توده مردم هستند. مردمی که در شرایط بد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به سر می‌برند. بنابراین افرادی که تنها به فکر منافع شخصی‌شان هستند و تنها منافع حزبی و گروهی خود را در نظر می‌گیرند باید با همین تاکتیک رای سلبی آنها را کنار زد.
وجود نامزد در سایه در کنار روحانی علاوه بر اینکه از سوی برخی سیاسیون اصلاح‌طلب ترویج می‌شود، به عنوان راهبرد انتخاباتی آیت‌الله هاشمی هم از آن نام برده می‌شود، ضرورت یا عدم عدم ضرورت نامزد در سایه چیست و
تحول خواهان چگونه باید با آن برخورد داشته باشند؟
ببینید هر کسی حاضر نیست که در سایه قرار بگیرد. شاید برخی در ظاهر قبول کنند، اما به گونه‌ای نباشد که بعد از کنار گذاشتن فرد مورد نظر، وی مدعی یا سودای این را داشته باشد که اگر در عرصه می‌ماندیم بهتر کار می‌کردیم و... باید کسانی را به عنوان کاندیدای در سایه آورد که انگیزه لازم و کارایی لازم را داشته باشند. این کاندیدای سایه البته نباید به این مفهوم باشد که فقط جای اسم را پر کند، بلکه دقیقاً همان کاریزما و صلابت را داشته باشد. در ادامه نیز اهداف جناحی و گروهی را در نظر بگیرد؛ یعنی هر زمان که از او خواستند به نفع کاندیدای اصلی کنار برود، با رضایت کامل و با حمایت از کاندیدای اصلی این کار را انجام دهد. این کاندیدای در سایه باید کاملا آشنا به منافع ملی باشد و هیچ‌گاه منافع جمعی را قربانی منافع فردی نکند. کاری که آقای عارف به بهترین شکل ممکن آن را در انتخابات سال 92 انجام داد. کاندیدای در سایه را می‌توان در انتخابات مجلس و انتخابات شوراهای شهر و روستا هم تحت عنوان نماینده مجلس در سایه یا شورا در سایه را هم داشت.
تجربه سیاسی شخصی خودم می‌گوید که شورا به طور کلی مهم‌تر از مجلس و حتی ریاست جمهوری است؛ چرا؟ به دلیل اینکه در شورا یک برنامه مردمی و سرنوشت ملی است، اما در مجلس یک سری قوانین تصویب می‌کنند و مخالف و موافق دارد. مجلس شاید تا اندازه‌ای ملزم به رفع مشکلات مردم نباشد، اما شورا به دلیل اینکه موقعیتی مردمی دارد، به این مسئله بسیار می‌تواند پایبند باشد. در واقع به معنای کلمه یک نهاد کاملا مردمی است. شورا مهم‌ترین بخش نهاد تصمیم‌گیری، تصمیم‌سازی و تحول‌سازی در داخل کشور است.
برخی نگرانی‌ها از نبود آیت‌الله هاشمی در سپهر سیاسی ایران وجود دارد؛ ایران بدون هاشمی را چگونه تحلیل و تبیین می‌کنید و یا فقدان هاشمی چه اثرات منفی بر بدنه اصلاح‌طلبان خواهد داشت؟
از آنجایی که آیت‌الله هاشمی در سپهر مملکت ایران نقش مهمی داشت، چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب، در قبل از انقلاب در مقابل ساواک مقاوم بود و به راهش اعتقاد داشت. حتی در زندان هم بیشترین زمان را برای تفاسیر جدید از قرآن می‌گذاشت، به این دلیل که روح زمانه را نیازمند چنین کاری می‌دید. تفاسیر جدیدی که آقای هاشمی ارائه می‌داد با این هدف بود که این نگاه جدید به قرآن می‌توانست در تغییرات سیاسی و اجتماعی زمانه خود اثرگذار باشد.
نبود آیت‌الله هاشمی واقعاً غیرقابل باور است؛ هنوز هم نمی‌توان باور کرد. سخنرانی‌هایش در نماز جمعه بسیار راهگشا بود و نگاه کلانی به مسائل سیاسی داشت. البته آیت‌الله هاشمی شخصیتی بود که در مسیر تکامل بود و بر همین اساس هم نگاه خرد به مسائل داشت و نگاه کلان. وی در نظریات خرد و کلان خود به نوعی این فضا را تنظیم می‌کرد. در هر صورت وزنه تصمیم‌سازی هاشمی بر دیگران برتری داشت و به همین دلیل است که اکنون احساس خلا در بین سیاسیون ما ایجاد شده است. مرگ ناگهانی و نابهنگام ایشان شوک بسیار بزرگی را به جامعه ایران وارد کرد. شوک وارده بر جامعه ایران هنگام فوت آیت‌الله هاشمی دست کمی از شوک ناشی از فوت آیت‌الله طالقانی نداشت. پرورش یافتگان مکتب هاشمی باید این خلا را پر کنند. به هر حال هاشمی تنها نبود و کسان دیگری را نیز پرورش داده است. باید نیروهای توانمند، سیاسیون برجسته و کسانی مسائل کشور را با فهم بالا رصد کرده‌اند جایگزین کرد و از آنها بهره لازم را ببریم. افراد جایگزین باید مناسبات جهانی روز را خوب درک کرده باشند. خدا در قرآن می‌فرماید که پیامبر هم یک زمانی می‌میرد؛ باید چه کار کنیم؟ باید به فکر جایگزین اصلح باشیم. مطمئنا می‌توان از شاگردان و سیاسیون نزدیک به آیت‌الله استفاده کرد و ما افراد نخبه سیاسی
داریم.
میزان اقبال عمومی به روحانی نسبت به سال 92 را چگونه می‌بینید، آیا روحانی از همان ظرفیت رای برخوردار است؟
آقای روحانی رئیس جمهوری باتجربه‌ای هستند؛ آقای روحانی به لحاظ مسائل اقتصادی سالم است و حفظ مملکت برایش مهم است و توجه خاصی به مردم دارد. روحانی در ابتدای کار امور را به دست افراد توانمندی سپرد، اما مشکل اینجا بود که امکانات کشور محدود بود و خرابی‌هایی که دولت گذشته به بار آوردند در این فضا بسیار موثر واقع شد. روحانی باید شفاف‌تر به مردم گزارش می‌داد که چه بر سر مملکت آوردند. روحانی با وجود اینکه تبلیغات بسیار مسموم و سنگینی علیهش به راه انداخته‌اند، همچنان از پایگاه مردمی و پشتوانه رای خوبی برخوردار است.
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه