روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
26 اسفند 1395  |  بین الملل  |  کد خبر: 28666
0
0
معصومه ابتکار در گفت و گو با همدلی:
شهرداری محل همه گونه ارتباطات هست
همدلی | آیت وکیلیان: حرفه خبرنگاری آن هم در قالب مصاحبت و گفت و گو با رئیسان سازمان‌های بلند بالا نه دون‌پایه، دل برخی از خبرنگاران را آزرده است؛ نحوه پذیرش و چگونگی برخورد میزبان از اهمیت خاصی برخوردار است؛ مفهوم این سخن را زمانی دریافت کردم که خود رئیس سازمان محیط زیست، ناقدان و مخالفان ناجوانمرد را به رعایت اخلاق و انصاف دعوت کرد. چه اینکه خود دکتر معصومه ابتکار انصافاً اخلاق بسیار جاذب و مهربانانه‌ای در برخورد با ما داشت. از عذرخواهی از اندک زمانی که دیر به محل مصاحبه رسید و پذیرش گرمی که با ما داشت. در طول سه سال و اندی که از زمان استقرار دولت روحانی گذشته است، سازمان محیط زیست و رئیس آن از جمله نهادهایی بوده که به شدت زیر تیغ بی‌رحمانه مخالفان دولت و سیاست بازی آنها قرار گرفته است. با این اوصاف ابتکار به حکم ادب و نزاکتی که داشت، مخالفان را دعوت به دیدن از مکان‌هایی کرد که مخالفان آنها را دستاویز حمله خود قرار داده‌اند و اذعان داشت که خود وی نیز در این امر آنها را یاری خواهد کرد. اقدامات مهم و راهبردی سازمان محیط زیست از زمان استقرار دولت جدید، هم اکنون و در آینده، متقاعد کردن سازمان ملل برای برگزاری کنفرانسی بین‌المللی در تهران با موضوعیت محیط زیست، انتقادهای اساسی به شهرداری‌ها و وظایفی که باید اعضای شورای شهر داشته باشند و... از جمله مباحثی است که معصومه ابتکار به آن اشاره کرد. ابتکار سابقه 6 سال حضور در شورای شهر تهران را دارد و به همین دلیل می‌داند که چه فاکتورهایی برای یک عضو شورا لازم است. مشروح گفت‌وگو از نظر شما می‌گذرد.
خانم دکتر ابتکار، ایران امروز با بحران‌های زیادی در حوزه محیط زیست، تراکم شهری، حاشیه‌نشینی، آلودگی، ریزگردها و امثالهم دست و پنجه نرم می‌کند؛ سازمان محیط زیست تا چه اندازه ظرفیت و پتانسیل این را دارد که با ارتقاء سازمانی به نهاد وزارتخانه‌ای تبدیل شود و در این راستا با دسترسی به بودجه‌های کلان و اثرگذار برای رفع بحران‌های ذکر شده اقدامات اساسی را در دستور کار قرار دهد و همچنین با ارائه راهبردهایی استراتژیک سایه این بحران‌های ملی را از سر کشور بردارد؟
سازمان حفاظت از محیط زیست، براساس قانون فعلی ـ یعنی از زمان تاسیس آن تا به امروز ـ سازمانی زیر نظر نهاد ریاست جمهوری است و رئیس این سازمان همزمان معاون رئیس جمهوری نیز هست. مفهوم آن این است که سازمان در ارتباط با مسائل محیط زیست در واقع از موضع رئیس جمهوری سخن می‌گوید و از موضع رئیس جمهوری می‌تواند برنامه‌های خودش را که برنامه‌های فرابخشی است، سخن بگوید. باید دقت داشته باشیم که مسائل محیط زیست کشور در جاهایی سیاست‌گذاری‌هایش، نظارت‌هایش، نقشه راه و مسیر اصلی و بعد هماهنگی بین بخش‌های مختلف آن باید یک جایی اتفاق بیفتد، اما عملیات حفاظت از محیط زیست لزوماً در یک دستگاه نیست، بلکه بخشی از آن در سازمان محیط زیست است. بخش مهمی از عملیات حفاظت از محیط زیست در سازمان جنگل‌ها و مراتع و منابع طبیعی است. بخش مهمی از مسائل محیط زیست در بخش آب و وزارت نیرو و شیلات است. برای مثال کار شیلات فقط پرورش ماهی نیست، حفاظت از ذخایر و گونه‌های آبزی دریاها و حفاظت از دریاهاست. بخش دیگری از ماموریت‌های محیط زیست در سازمان بنادر و کشتیرانی برای رفع آلودگی نفتی بر عهده این سازمان است.
بخش دیگری از مسئولیت‌های ما که مقابله با آلودگی‌هاست در دستگاه‌های تولید کننده آلودگی است؛ مانند وزارت صنعت. وزارت صنعت در مقابل اجرای تکالیف زیست محیطی بخش صنعت و معدن مسئول است و خود این بخش‌ها هم باید اجرا کنند. ما به عنوان یک سازمان نباید برویم برای یک واحد صنعتی اجرا کنیم، خودشان باید اجرا کنند. ما فقط سیاست‌گذاری می‌کنیم و نقشه راه را تعریف می‌کنیم و نظارت و هماهنگی می‌کنیم تا کار انجام شود چون بسیاری از موضوعات که موضوعات فرابخشی است، یک دستگاه ستادی قوی می‌تواند این کار را انجام دهد. ما الان برای خیلی از این موضوعات مثل موضوع آلودگی هوا، کارگروه‌های منسجم مدیریتی فرابخشی داریم. یعنی 16 دستگاه عضو این کارگروه‌اند و هر کدام براساس برنامه‌ای که مصوب شده تکالیفشان مشخص است. برای مثال وزارت صنعت چه گامی را باید بردارد، چه زمانی و با چه بودجه‌ای تا ما بتوانیم به بنزین یورو 4 برسیم. در توزیع بنزین یورو 4 براساس یک برنامه از هفت کلانشهر شروع می‌شود و به تدریج به شهرهای بزرگ دیگر کشور و تدریجاً بعد ارتقای سطح خود این استاندارد و بعد بحث خودروها و بعد وزارت صنایع چه کارهایی در ارتباط با خودروها انجام دهد. خوردوهای ایران باید به سمت یورو 4 بروند. حتی برنامه‌های بعدی برای ارتقای سطح خودروسازی کشور برای تولید خودرو برقی برای از رده خارج کردن خودروهای فرسوده یا موتوسیکلت‌ها. پس ما یک برنامه فرابخشی داریم و سازمان محیط زیست در سیاست‌گذاری و هماهنگی‌اش و نظارت بر اجرا اقدام خواهد کرد. ما دستگاه‌های پالایش آلودگی هوا را به طور مستمر و برخط، وضعیت و کیفیت هوا را اعلام می‌کنند و براساس آن ما می‌توانیم بفهمیم که یک برنامه‌ای که اجرا کردیم چقدر نتیجه بخش و اثرگذار بوده است. اثرش چی هست؟ اثرش بهبود کیفیت هواست. ما اگر امروز نشستیم اینجا می‌گوییم بعد از سه سال و نیم تلاش در این زمینه کیفیت هوا بهتر شده و آمار می‌دهیم؛ این نشان می‌دهد که این برنامه اثربخشی داشته است. در واقع ساختار فرابخشی این برنامه‌ها مهم است. بنابراین سازمان به عنوان دستگاه ستادی، به عنوان دستگاهی که اجرایی است و بیشتر مسئولیت‌های ما اجرایی است. در واقع عمده کار ما در بخش سیاست‌گذاری است؛ سیاست می‌گذاریم، جلب مشارکت و هماهنگی بین بخش‌ها و دستگاه‌ها است و رصد و پایش مستمر وضعیت محیط زیست کشور است که ما بتوانیم وضعیت را کنترل کنیم و جایی که آلودگی دارد یا تخریب می‌شود و ... را رصد کنیم و در جایگاه سازمان محیط زیست گزارش را به بخش‌های مربوطه بدهیم. با این تعارف مشکل ما تبدیل شدن به وزارتخانه نیست. ما اگر وضعیتی قرار گیریم که رئیس جمهوری موضوع محیط زیست را جزء برنامه و در دستور کار خودش قرار دهد ـ چنانچه در دوره اصلاحات هم در چنین شرایطی قرار گرفتیم ـ یعنی رئیس جمهوری وقت مسئله محیط زیست را خوب می‌دانست و دغدغه آن را داشت. دولت فعلی هم این‌گونه است؛ رئیس جمهوری موضوع را خوب فهم کرده است. دکتر روحانی به شدت حامی محیط زیست است. مسئله در اینجا مجلس است؛ برخی از نمایندگان برای ساختار وزارتخانه علاقه‌مند هستند؛ علت آن هم شاید ورود بیشتر و نقش بیشتر مجلس باشد. ما فکر می‌کنیم در بیشتر مواقع مجلس نگاهش به این مسائل، نگاه بخشی و محلی است. و این نگاه‌های بخشی یا محلی در شرایط فعلی قابل تحقق نیست. شاید همین ساختار مقتدر سازمانی بتواند جوابگوی خیلی از مسائل و مشکلات پیش رو باشد. مسئله مهم در این راستا همگرایی بین دستگاه‌هاست. همه دستگاه‌ها موظف هستند وظایف قانونی خود را براساس نیازها یا اقداماتی که به آنها محول شده را اعلام کرده‌اند. مهم این است که ما کلیت دولت را پای کار بیاوریم.
خانم دکتر، اینکه کلیت دولت را در امر محیط زیست پای کار بیاوریم، منظورتان چیست؟
منظورم این است که همه دستگاه‌های دولتی را مکلف و موظف به امر محیط زیست کنیم؛ برای مثال برای وزارت راه، وزارت نفت، وزارت آموزش و پرورش محیط زیست یک برنامه باشد. برای مثال آموزش و پرورش در مدارس بحث آموزش محیط زیست را در دستور کار سازمانی خود قرار دهد. باید امکان جلب مشارکت مردمی را با همراهی سازمان‌ها و وزارتخانه ـ در امر محیط زیست ـ به یک فرهنگ تبدیل کنیم. این مسئله را هم باید به عنوان یک اقدام راهبردی در نظر بگیریم که تا زمانی که مشارکت و یاری مردم نباشد، حتی اگر کل دولت را تبدیل به محیط زیست کنیم، کاری پیش نمی‌رود. مردم، بخش خصوصی با سرمایه‌اش، تشکل‌ها، هنرمندان، ورزشکاران و ... باید در این امر کوشا و فعال باشند. و البته هم اکنون این اتفاق در حال رخ دادن است.
در این دوره با وجود اینکه سه سال و اندی از زمان استقرار دولت روحانی و همچنین مدیریت جدید سازمان محیط زیست می‌گذرد، از طریق جناح اصول‌گرا یا طیف‌‌های نزدیک به آن افراد، گروه‌ها، جریانات و احزابی در اقدامی هماهنگ و با حمایت رسانه‌های زنجیره‌ای دست به حمله و تخریب‌های سازمان یافته علیه سازمان زدند؛ چه اهدافی پشت سر این قضیه بود؟
طبیعی است که هر بخش اجرایی زمانی که وارد کار اجرایی شود، کمبود و کاستی هم دارد. هیچ مدیری نمی‌تواند ادعای این را داشته باشد که کارش ایده‌آل‌ترین است. البته در دوره‌ای مدیرانی داشتیم که به خودشان نمره بالایی می‌دادند. اما ما واقعیت‌ها و مشکلات را قبول داریم. اما در اینکه در این دوره دولت و سازمان محیط زیست تمامی توان خود را و حتی بیشتر از توان ظرفیت‌های موجود در جامعه گذاشت، هیچ شکی وجود ندارد. انتقاداتی که در این دوره نسبت به سازمان کرده‌اند، کاملاً سیاسی است و در راستای نادیده گرفتن دستاوردهای دولت است. این نوع از مخالفان را باید دعوت به رعایت اخلاق کنیم. برای اینکه اصل در یک جامعه اسلامی اخلاق، انصاف و صداقت است.
برخی از مسائل وجود دارد که کاملاً روشن و آشکار است، اما ما هر چه در این مورد توضیح می‌دهیم، آنها تنها مبادرت به مخالفت می‌کنند؛ نمونه آن تالاب هورالعظیم است که آبگیری شده است. این تالاب سال 92 خشک شده است، الان با همتی که وزارت نفت و وزارت نیرو داشته، فلکه‌ها را باز کرده و تامین حق آب شده است. از سویی 4 میلیارد متر مکعب آب در طول این سه سال به تالاب اضافه شده است. در واقع هورالعظیم الان 70 درصد آب دارد، اما باز هم عده‌ای ادعا دارند که هورالعظیم خشک است. یعنی تنها 30درصد خشکی آن را می‌بینند؛ به سال 92 و قبل از آن ـ دولت گذشته ـ اگر برگردیم، خشکی آن 100درصد بود. در واقع شرکت خاصی که برای اکتشاف نفت در این ناحیه مستقر شده بود، این بحران را ایجاد کرد. الان شرایط بهتری حاکم است و افراد و جریاناتی که سعی در انکار آن دارند، در واقع هدفشان انکار دستاوردهای دولت است. تصاویر را از طریق «گوگل ارس» می‌توانند ببینند و مقایسه کنند و همین‌طور قبل از 92 و بعد از آن را.
بحثی که در اینجا باید به آن اشاره کنم این است که اشل کار در زمینه محیط زیست و بحران‌های ناشی از آن بسیار بزرگ است. در همین استان خوزستان میزان کار نزدیک به 400 هزار هکتار است که 40 هزار کانون بحرانی داریم. در کل کشور ما کانون‌های بحرانی را شناسایی کردیم. در بسیاری از استان‌ها ما برنامه‌های گردوغبار را تدوین کردیم، اما وسعت کار بسیار بزرگ است و کاری نیست که بتوان در یک دوره زمانی کوتاه انجام داد. در نظر بگیرید که خوزستان خشکسالی‌های ممتد نیز داشته و هر سال بدتر می‌شود.
از سوی دیگر 70 درصد گردوغبار موجود مربوط به عراق و عربستان سعودی است و از این نواحی وارد کشور می‌شود. عراق هم ماجرای خودش را دارد؛ از ناامنی و جنگ گرفته تا طرح‌های صدام برای خشک کردن تالاب‌ها و طرح‌های ترکیه که در بالا با سدسازی، آب را به روی دو فرات بسته است.
مواردی که به آن اشاره کردید، تبعاتش هنوز هم دارد؟
بله، اما برنامه‌های مربوط به کاهش گردوغبار در حال اجرا است و مسئله این است که پروژه‌هایی بلند مدت هستند.
بحث خوزستان اکنون از حالت منطقه‌ای خارج شده و تبدیل به یک بحران ملی شده است؛ برنامه‌های که از آنها به عنوان پروژه‌های بلند مدت برای رفع بحران موجود یاد کردید، چیست؟
این برنامه یک پروژه ملی برای مبارزه با گردوغبار است؛ از سال 92 ستاد آن فعال شده است. این ستاد ماموریت پیدا کرد که تمامی کانون‌های گردوغبار را شناسایی کند و این ماموریت کار خود را انجام داد و کانون‌های مربوط به گردوغبار شناسایی شدند. ماموریت بعدی تدوین برنامه‌هایی برای دیگر استان‌ها بود از جمله خوزستان. مرحله بعد این بود که دستگاه‌ها هر کدام نسبت به اجرای تکالیف خودشان کار کنند. در خوزستان در حدود 8هزار هکتار سازمان جنگل‌ها کار کرد. تعداد دستگاه‌های سنجش کیفیت هوا را در خوزستان افزایش دادیم؛ 22 دستگاه در 17 شهرستان مستقر شده‌اند و کار می‌کنند. هواشناسی دستگاه‌هایش را ارتقاء داد. اما وسعت کار بسیار بالا است. الان بر روی کانون بحرانی 40 هزار هکتار جنوب بین اهواز و ماهشهر کار می‌کنند و همین‌طور هندیجان و رامشیر. ابعاد زیادی دارد و این احتمال وجود دارد که به این زودی نتیجه ندهد.
بر روی کانون‌های خارجی هم کار کردیم. در اوایل سال 92 به عراق سفر کردم و مسئله اصلی ما در این کشور مبارزه با آلودگی بود. اما شرایط عراق به گونه‌ای به دلیل حضور تروریست‌های تکفیری به هم ریخت که این کار عملاً متوقف شد. اما بار دیگر آنها نیز فعال شده‌اند و برای مبارزه با گردو غبار برنامه دارند. ما به صورت مرتب رایزنی کردیم و تذکر داده‌ایم.
در واقع مشکل اصلی بحث شرایط امنیتی عراق بود که بر کار سایه افکنده بود؟
بله، اما ما تحت هیچ شرایطی کار را رها نکردیم؛ به سازمان ملل رفتیم و دو قطعنامه در این مورد صادر شد. یکی سال گذشته بود که قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل که تکلیف کرد به دبیرکل که یک گزارشی در مورد وضعیت گردوغبار در جهان ارائه دهد. در واقع مسئله فقط ایران نیست، اکنون چین و مغولستان به شدت از این بحران رنج می‌برند. گردو غبار چین بر روی سئول و توکیو سایه انداخته است. در واقع این موضوع در ابتدا به هیچ عنوان در دستور کار سازمان ملل قرار نداشت و ایران در این موضوع نقش بسیار مهمی را ایفا کرد به گونه‌ای که آلودگی ناشی از گردوغبار برای سازمان ملل تبدیل به مسئله شد. تحت تاثیر این شرایط بود که سازمان ملل تصمیم گرفت سال آینده در ایران کنفرانسی بین‌المللی را با این موضوع برگزار کند.
آیا این برنامه به مردم اطلاع داده شده است و مردم از آن آگاهی دارند؟
بحث رسانه در اینجا اهمیت دارد؛ در نظر داشته باشید که صداوسیما در این زمینه در یک دوره‌ای با دولت در این زمینه همکاری نداشت. الان تا اندازه‌ای بهتر شده و به نوعی در زمینه محیط زیست تعامل وجود دارد.
در نظر داشته باشد که در قضیه خوزستان به نوعی ما با یک طوفان روبه رو شدیم، اما عده‌ای از این ماجرا بهره‌برداری سیاسی کردند و به این بهانه دولت را کوبیدند و موج سواری کردند و بر روی همین موج معاند و ضد انقلاب نیز سوار شدند. اساساً این مسئله را به چیز دیگری تبدیل کردند. مردم حق دارند به این وضعیت اعتراض کنند و آرزوی هوای سالم را داشته باشند. اما اینکه برخی این مسئله را تبدیل به موج سیاسی کردند درست نیست. دولت انصافاً در خوزستان کارها و اقدامات اساسی را انجام داده، اما واقعاً خوزستان نیازمند کارهای زیادی است تا رفع بحران صورت گیرد. در طول سال‌های 89 به بعد همین بحران‌ها نیز وجود داشت اما هیچ داد و فریادی از کسی برنخاست؛ مردن شرایط را تحمل کردند در حالی که همین شرایط در طول آن سال‌ها هم وجود داشت. در این دوره چنین موج سواری کردند و از قضا قطع برق هم بر بحرانی‌تر کردن فضا دامن زد. مردم واقعیت‌ها را می‌بینند و می‌دانند و متوجه این نکته هستند که زمانی که عمده گردوغبار از کانون‌های خارجی به سمت خوزستان می‌آید، این مسئله شرایط را سخت می‌کند. در حالی‌که ما از هیچ تلاشی در رفع بحران دریغ نکرده‌ایم. احیای هورالعظیم در واقع یک دستاورد بزرگ محسوب می‌شود و جالب اینجاست که 30 درصد باقی مانده از هورالعظیم را چنان بزرگنمایی می‌کنند که گویی هیچ اقدامی صورت نگرفته است. این تصورات ذهنی که به مردم القا می‌کنند، بسیار بزرگتر از حوزه اختیارات سازمان است. این بحران متوجه کل حاکمیت است؛ یعنی باید به صورت کاملاً همگانی در رفع بحران‌های زیست محیطی در کشور کوشید. افراد و گروه‌هایی که از این موضوعات بهره‌برداری سیاسی می‌کنند، تردید نداشته باشید که با اغماض این کار انجام می‌دهند و مناسبات سیاسی و انتخاباتی را در این تخریب‌های ناجوانمردانه نشانه گرفته‌اند.
به نظر می‌رسد که شهرداری‌ها در تمامی نقاط کشور البته با تمرکز اصلی بر شهرداری تهران با توجه به اینکه هیچ حمایتی از نظر محیط زیستی با انجام تراکم‌فروشی، برج‌سازی، کوه‌خواری و زمین‌خواری و ... به سازمان محیط زیست نکرده‌اند؛ این فرآیند را چگونه می‌بینید؟
بنده خودم شش سال عضو شورای شهر تهران بودم و از نزدیک شاهد مسائل شهرداری‌ها و شورای شهر بودم. ببینید اختیارات شوراها در ورود به این مسائل بسیار زیاد است. نمایندگانی که می‌روند و الان انتخابات شوراها در پیش است باید این واقعیت را بدانند که منتخب مردم و مدیون مردم هستند. اینکه کسی نماینده شورا شود و بعد وارد زدوبند با شهرداری شود، شهرداری محل همه گونه زدوبند و ارتباطات هست؛ ثروت زیاد دارد و پول هم زیاد هزینه می‌کند. در گام نخست پول هزینه می‌کنند و اعضای شورای شهر را به نوعی با سیاست‌های خود همسو می‌کنند. متاسفانه این تهدید برای اعضای شوراهای شهر وجود دارد. افرادی باید وارد شورا شوند که شجاعت دفاع از مردم و حق آنها را داشته باشند. افرادی وارد شورا شوند که وارد معاملات، زدوبندها و کشمکش‌هایی که آنها را از موضع حق و از موضع دفاع از حقوق مردم خارج می‌کند، نشوند. گرفتاری ما در شهرداری‌ها همین مسئله است. شهرداری به دلیل اینکه متاسفانه درآمدشان وابسته به فروش تراکم است، ـ و ما در لایحه مدیریت شهری این موضوع را پیشنهاد دادیم، درآمد شهرداری‌ها از فروش شهر باید قطع شود، شهرهای ما باید درآمد پایدار داشته باشند. فروش شهر یک منبع درآمد نیست. در هیچ جای دنیا هم این اتفاق نمی‌افتد. این مسئله در دنیا دیگر منسوخ شده اما متاسفانه در شهرهای ما این مسئله وجود دارد. شوراها باید در این مسئله نظارت کنند. شوراها اختیار سوال کردن و استیضاح و پرسش از شهردار و کنترل و نظارت دقیق بر عملکرد شهرداری و بودجه را تصویب می‌کنند مسئول هستند که بر عملکرد شهرداری‌ها نظارت داشته باشند. و این مصونیت شوراهاست، نمی‌شود مسائل کشور را این‌گونه اداره کرد. شوراها را به عنوان یکی از ارکان قانون اساسی و ارکان دموکراسی می‌دانیم، از آن طرف اگر قرار باشد شوراها شجاعت لازم برای حقوق مردم و مقابله با تخلفات، ایستادگی در مقابل زیاده‌خواهان و کسانی که منافع فردی و گروهی خود به منافع عامه مردم ترجیح می‌دهند نداشته باشند، ما عملا این فرصت را از مردم گرفتیم و این مسئله در آستانه انتخابات شوراها بسیار مهم و
حیاتی است.
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه