روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
10 اسفند 1395  |  سیاست  |  کد خبر: 27735
0
0
نسخه دانش شهر سازی برای تهران پرمخاطره
عارف لایق زاده‪-‬ روزهای بارانی سیل شهر را تهدید می‌کند و روزهای تابستانی کم‌آبی، ساکنین بافت‌های فرسوده در ترس از زلزله‌ای که همگان بر قطعیت وقوعش نظر دارند، به سر می‌برند و مالکین برج‌های شهر هراس از آتش‌سوزی و کمبود امکانات آتش‌نشانی پایتخت را با خود دارند. اگر در شهر بادی با سرعت بوزد یا بارانی شدید ببارد، انتظار همگان تحمیل خسارات میلیاردی به شهر و جراحت و مرگ عده‌ای از شهروندان است، به راستی چرا و چگونه تهران شهری مخاطره‌آمیز شده است؟
در روزهای اخیر برخی از تحلیل‌گران مخاطرات پایتخت را مطلقاً نتیجه یک دهه فعالیت قالیباف بر شهر تهران دانسته‌اند، چنین تحلیل‌هایی از این منظر که بدون در نظر گرفتن اصل جامعیت در نقد هستند، به واقع خوانشی سیاسی از شهر و وقایع آن است تا نقادی مبتنی بر تخصص.
واقعیت تلخ عرصه سیاست در ایران این است که برخی از سیاسیون وقایع و حوادث را مجالی مناسب برای تخلیه انرژی و تخریب رقبای سیاسی خود می‌دانند، آن‌چنان‌که در ارتباط با پدیده نامیمون گورخوابی رقبای دولت دچار چنین اشتباهی شدند.
فارغ از سنگ‌پرانی‌های سیاسیون اگر نگاهی شهرسازانه، جامع و نافذ به مخاطرات متنوع پایتخت داشته باشیم، به درستی در می‌یابیم تهران مخاطره‌آمیز از یک سو حاصل مسئولیت‌ناپذیری دولت‌ها و مدیریت‌های شهری از گذشته تا کنون بوده و از دیگر سو ناشی از تمایل معمول غالب مدیران بخش‌های عمومی و دولتی در کسب رضایت لحظه‌ای مردم است. شهرداران اتوبان می‌سازند تا رضایت شهروندانی را حاصل کرده باشند که تسهیل حداکثری رفت‌وآمد خواسته اصلی آنها از مدیران شهری است و دولتمردان هماره از ادامه تولید، محصولات بی‌کیفیت خودروسازان داخلی حمایت کرده‌اند تا توانسته باشند همراهی اقشار کم‌درآمد و متوسط جامعه را با دولت خویش تضمین کنند. نتیجه این حمایت و ساخت‌وساز اتوبان‌ها و یا به تعبیری دیگری ماحصل کسب رضایت لحظه‌ای مردم را امروزه در اصلی‌ترین مخاطره پایتخت یعنی آلودگی هوا به خوبی می‌توان مشاهده کرد.
مسئولیت‌ناپذیری را می‌توان از دیگر کلیدواژه‌های مخاطرات تهران دانست، آن چنانکه بازخوانی مخاطره خاموش شهر یعنی زلزله بیانگر این است که در صورت بروز این رخداد طبیعی، بیشترین آسیب‌های جانی و مالی به ساکنین پهنه‌های تاریخی و فرسوده وارد خواهد شد، مرور اقدامات دولت‌ها و مدیریت‌های شهری تهران در ارتباط با این پهنه‌های ارزشمند و آسیب‌پذیر گواهی است بر بی‌تفاوتی مدیران هر دو بخش نسبت به آینده این پهنه‌ها. ادله نگارنده برای این مدعا میزان تخصیص بودجه در دولت‌ها و مدیریت‌های شهری در دهه‌های گذشته تاکنون در جهت مرمت، بازسازی، بهسازی و نوسازی این بافت‌ها است.
با توجه به مطالب ذکر شده باید بپذیریم، پیش‌شرط نخست جهت چاره‌اندیشی شهرسازانه برای تهران مخاطره‌آمیز پذیرش نقش دولت‌های گذشته در به وجود آمدن تهران مخاطره‌آمیز از سوی دولت یازدهم و به تبع مسئولیت‌پذیری دولتمردان جهت کاهش مخاطرات پایتخت است.
دومین پیش‌شرط جهت چاره‌اندیشی شهرسازانه برای مخاطرات تهران اضطرار در تغییر گفتمان نهادینه شده در مدیریت شهری پایتخت و توجه به ظرفیت زیست محیطی تهران است.
شروع گفتمان سواره‌محوری و شهرسازی نمایشی در پایتخت را در سال‌های دهه50و خاصه در طرح جامع اول شهر تهران می‌باید ریشه‌یابی کرد، هم‌چنانکه تبیین و تکوین گفتمان مورد اشاره و شهرسازی مورد بحث را در سال‌های صدارت کرباسچی بر شهرداری تهران شاهد بوده‌ایم و بالاخره نهادینه‌شدن گفتمان منسوخ سواره‌محوری و شهرسازی نمایشی در مدیریت شهری پایتخت، در دوره شهرداری قالیباف به وقوع پیوسته است. در همه این سال‌ها شهرداران بدون توجه به ظرفیت زیست محیطی تهران، شهر را می‌فروختند و می‌فروشند تا اتوبان بسازند و هزینه طرح‌های نمایشی خویش را تامین کرده باشند. خوب است بدانیم به استناد مطالعات علمی متقن کارشناسان عقیده بر این دارند که ظرفیت زیست محیطی تهران در سال 1357 تکمیل شده است، اما متاسفانه پس از این سال همچنان در شهر تهران بارگذاری جمعیتی، اقتصادی و سکونتی صورت گرفته که این کار اضافه بر توان زیستی تهران بوده، بی‌شک امروزه بسیاری از مخاطرات پایتخت چون آلودگی هوا، کم‌آبی، فرونشست زمین و فروریزش خیابان‌ها و.. ناشی از عدم توجه به ظرفیت زیست محیطی شهر بوده است.
خطر سیل ناشی از تخریب باغات، روییدن برج‌هایی که مانع از ورود باد به تهران می‌شوند، استمرار بارگذاری‌های کوچک و بزرگ در شهری که ظرفیت زیستی-محیطی آن پایان یافته همه حکایت از سهم درآمدهای ناپایدار در بودجه مدیریت شهری و مهم‌تر از آن ضعف قانون فعلی شهرداری‌ها دارد، واقع مطلب آن است که قوانین شهرداری‌ها در کشور ما قوانین به روز و کاملی نیستند، ضعف‌های قانون فعلی به اندازه‌ای است که باید مدعی شد این قانون کفایت آنچه را باید در شهرسازی و نیز اداره شهر به‌ویژه در کلان‌شهرها در عصر حاضر انجام شود، را ندارد، لذا می‌باید پذیرفت سومین پیش شرط اساسی جهت چاره‌اندیشی شهرسازانه برای تهران مخاطره‌آمیز تدوین قانون جدید مدیریت شهری است.
در پایان ذکر این نکته ضروری است که بر شمردن مصادیق مخاطره و شیوه‌های دفع و کاهش مخاطرات در مطالب رسانه‌ای و انتخاب تیتری جذاب در راستای چاره‌اندیشی برای مخاطرات شهری چون تهران، اساساً با روح دانش شهرسازی که متکی بر جامع‌نگری، واقع‌نگری و آینده‌نگری است در تضاد است. باید بپذیریم چاره شهرسازانه برای تهران مخاطره‌آمیز، نگاهی بنیادین به شهر و مشکلات آن است و نه ذکر مصادیق و خوانش سیاسی
از حوادث شهر.
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه