روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
21 بهمن 1395  |  جامعه  |  کد خبر: 26728
0
0
چشم پلاسکونشینان ترسیده
آساره کیانی‪-‬ پس از این‌که ساختمان پلاسکو در خیابان جمهوری تهران، فروریخت، علاوه بر جان‌باختن حدود 20 آتش‌نشان و شهروند، کسبه و کارگران بسیاری را بی‌جا و مکان کرد و در واقع هویت کاری آن‌ها را ظرف چند دقیقه به نابودی کشاند. بازیابی دوباره هویت کاری این افراد در رده همان وعده و وعیدهایی قرار گرفت که از زبان مسئولان شهری و غیرشهری به صورت سلسله‌وار همراه با تصویر کوچکی از جمع‌آوری آوار از شبکه خبر صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، منتشر می‌شد.
درست است که یک مقام مسئول در جایگاه عضو شورای شهر در نقد سیاست‌های شهردار ممکن است به او بگوید که« حالا مال و اموال آن‌ها از بین رفت، به دَرَک؛ مهم جان آدم‌ها است و مال و اموال به دست می‌آید» اما شاید اگر در دل قشری جای بگیرید که به دست‌آوردن نان شب و جمع‌آوری سرمایه‌ای اندک و رسیدن به ثبات نسبی مالی، برایشان گذران یک عمر و حتی چند نسل است، این گفته محلی از اِعراب نداشته باشد؛ آن‌وقت است که (این قشر)می‌گویند«اگر جانمان را از دست داده بودیم بهتر بود تا حالا چنین وضعیت بی‌ثباتی داشته باشیم.»
آن‌ها می گویند: «این‌جا ایران است و زیاد نمی‌شود روی وعده و وعیدهای بیمه‌ای و وام بانکی و شغل دوباره و ساختمان جدید، حساب باز کرد.»
پلاسکو که فروریخت، تنها هزینه‌های جانی با خود در پی نداشت؛ یکی از بزرگ‌ترین مراکز تولیدی و تجاری ملی کشور و بخش قابل توجهی از اقتصاد ملی که با شعبات بسیار، خود را به سایر نقاط کشور مرتبط می‌کرد، از بین رفت و شاید دور از ذهن نبود اگر بخشی از کسبه و اصناف بازار(آن‌ها که از طرق مختلف به پارچه و پوشاک و...) مرتبط می‌شوند، عزادار شوند و به جای قرار دادن عکس جانباختگان بر پرچم‌های سیاه، نواری گوشه بالایی اجناس خود بیاویزند؛ تمام مدتی که مسئولان مشغول جمع‌آوری آوار بودند؛ بازار در شوکی گسترده به سر می‌برد؛ شوکی که شاید(به گفته خودشان) از مرگ عزیزانشان هم برایشان دشوارتر بود.
وضعیت کسبه هنوز برای افکار عمومی که هیچ، برای خودشان هم شفاف نشده است؛ اما اولین اقدامی که به صورت خودجوش برای بهبود وضعیت روحی و روانی این کسبه رخ داد، اعلامیه‌ها و آگهی‌هایی برای جذب کارگران از کاربی‌کارشده این ساختمان تولیدی - تجاری، از سوی سایر ساختمان‌های مشابه(اغلب ناایمن) دیگر بود.
ساختمان‌های بسیاری پیشنهاد و بررسی شدند و نهایتا به چند ساختمان پاساژ قدس که آن‌ها هم مثل پلاسکو متعلق به «بنیاد مستضعفان» بود، رسید؛ یازدهم بهمن بود که رئیس اتاق اصناف، گفت که «قرار است طی روزهای آینده اسکان کسبه پلاسکو در مجتمع نور، صورت بگیرد.» او توضیح داد که « در حالی که چند ساختمان پاساژ قدس برای اسکان کسبه آسیب‌دیده ساختمان پلاسکو در نظر گرفته شده و به مراحل نهایی رسیده بود، با نارضایتی کسبه آسیب دیده و پیشنهاد آن‌ها موافقت شد و در نهایت، مجتمع تجاری نور به عنوان ساختمان جدید برای پلاسکونشینان در نظر گرفته شد تا در آن‌جا مستقر می‌شوند.»
اما رئیس اتحادیه پیراهن‌دوزان و پیراهن‌فروشان، همان‌موقع، اعلام کرد که «پیش از این مقرر شده بود که از این ساختمان‌ها و پاساژهای پیشنهادی بازدید صورت گیرد که در بازدیدهای به عمل آمده، کسبه ساختمان پلاسکو آن‌ها را تایید نکردند، چرا که این مناطق و پاساژهای پیشنهادی که در خیابان‌های مولوی، ولیعصر و میدان خراسان قرار داشتند، بازارهای مناسبی نیستند، کسبه پلاسکو نیز به همین دلیل برای انتقال به آن نقاط تمایلی ندارند، چرا که بازار آن‌ها از بین می‌رود؛ از سوی دیگر این پاساژها نیاز به انجام مراحل آماده‌سازی برای اسکان کسبه پلاسکو دارد که بنیاد مستضعفان قصد داشت حدود 10 میلیارد تومان خرج این پاساژها کند تا پلاسکونشینان سابق بتوانند در این پاساژها مستقر شوند، اما خسارت‌دیدگان این حادثه ترجیح می‌دهند که به منطقه‌ای بروند که بتوانند همه در یک‌جا اسکان پیدا کنند و بازارشان پراکنده نشود؛ همچنین پاساژهای قدس که متعلق به بنیاد مستضعفان است، نیاز به مدت زمان نسبتا طولانی یک ماهه‌ای دارد تا مراحل آماده‌سازی‌اش انجام شود که در این صورت بازار شب عید کسبه ساختمان پلاسکو از بین می‌رود.»
به این ترتیب قرار شد تمام کسبه پلاسکو اعم از پیراهن‌دوزان در پاساژ نور تهران مستقر شوند. در روز استقرار نمی‌شد، درباره میزان رضایت پلاسکو‌نشینان از مکان جدیدشان اظهار نظر کرد؛ حالا و بعد از گذشت چند روز از این استقرار می‌توان از زبان خود آن‌ها شنید که « بچه‌های پلاسکو رفتند توی پاساژ نور؛ جالب این‌جاست که توی این پنج، شش ساله که پاساژ راه‌اندازی شده، بیش از نصفش خالی بود؛ می‌گویند پاساژ نور تهران متعلق به جامعه المصطفی (نزدیکان آیت‌الله مهدوی کنی) است.
به نظر می‌رسد این‌که یک ساختمان در اصل متعلق به چه کسی یا کسانی باشد، مهم نباشد؛ اما شاید چشم پلاسکونشینان، به قول معروف، ترس برداشته از این‌که روزی همین جای جدید هم روی سرشان خراب شود و بعد آن‌ها بمانند و مالکانی که می‌توانند ظرف دوسال یک پلاسکوی جدید بسازند منتها این بار با یک پردازش «نور» بیشتر.
‏ asarekiani@gmail.com
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه