روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
04 بهمن 1395  |  بین الملل  |  کد خبر: 25781
0
0
تهران، شهر بی‌دفاع!
علیرضا آقائی راد ‪-‬ حادثه ساختمان پلاسکو، یک بار دیگر حفره‌های متعدد ایمنی و ضعف‌های بی‌شمار مدیریت بحران این کلانشهر پیر را به رخ کشید. ضعف‌هایی که این بار و البته طبق اخبار غیر رسمی با تلفات انسانی بی‌سابقه‌ای از عزیزان آتش‌نشان نیز همراه بود. اما به راستی چرا پایتخت مهم‌ترین کشور خاورمیانه و یکی از پرجمعیت‌ترین پایتخت‌های جهان تا این حد در برابر حوادث بی‌دفاع و آسیب‌پذیر است؟ آیا کسی تا به حال به این واقعیت تلخ اندیشیده است که در صورت وقوع حادثه‌ای عظیم‌تر، مانند زلزله که بی‌شک در تهران امکان‌پذیر است، چه بر سر این شهر خواهد آمد؟ با این امکانات ایمنی، با این جنس مدیریت شهری، کوچک‌ترین حادثه‌ای می‌تواند به یک فاجعه ختم شود. بی شک در این بین شهردار به عنوان متولی اصلی شهر، وظیفه خطیری در راه حفظ شهر و شهروندان دارد. اما قصه تهران و شهردارش حکایت همان مصراع معروف است که: «چون دوست دشمنت است شکایت کجا بریم؟» حالا دیگر بر هیچکس پوشیده نیست که شهردار محترم تهران رویاهای بلندپروازانه‌ای در سر دارد. او مسند شهرداری پایتخت را برای خود کوچک می‌شمرد و نگاهش نه به وظیفه شهرداری، که به رویای ریاست جمهوری است. و همین می شود پاشنه آشیل کلانشهری با بیش از یازده میلیون جمعیت. امروز دیگر می‌توان به قطعیت گفت هرآن چه در شهر تهران رخ می‌دهد تلاشی است برای ایجاد ویترین برای بهتر دیده شدن جناب شهردار در انظار عمومی مردم ایران. از افتتاح نصفه و نیمه پل و تونل صدر در آستانه انتخابات ریاست جمهوری سال 92 بگیرید که آن همه مشکلات ترافیکی عظیم برای یکی از پرترددترین اتوبان‌های تهران به وجود آورد تا پروژه بدون برنامه و مطالعه دریاچه چیتگر با آن ساختمان‌های بلندمرتبه اطرافش که دالان اصلی بادی تهران را کور و این شرایط آب و هوایی آلوده را برای شهر باعث شد. و در این بین برخی از اساسی‌ترین نیازهای شهر با بی توجهی شهردار و بی‌کفایتی برخی از اعضای شورای شهر که ناگهان یک شبِ تبدیل به رجل سیاسی شدند، نادیده گرفته می‌شود تا در حادثه‌ای مانند ساختمان پلاسکو،‌ آتش‌نشانان با آن ابزار ابتدایی مجبور به جدال با آن جهنم سوزان شوند
همه اینها نشان می‌دهد متاسفانه شهردار تهران تمام تمرکز خود را به جای ماندن در خیابان بهشت، به کوچ به خیابان پاستور قرار داده و در این میان «نه» چندین و چندباره مردم به او نیز نمی‌تواند خللی در رویای کشورداری‌اش به وجود آورد. حتی اگر این رویا به قیمت فجایعی از این دست و مرگ شهروندان منجر شود. مهم کوچ از بهشت به پاستور است. و الا کیست که نداند اتفاقی در حد آن چه در چهارراه استانبول تهران رخ داد، در بسیاری از کشورهای دیگر اولا به واسطه حساسیت مدیر شهری بر امنیت، هرگز رخ نمی‌داد و در ثانی اگر هم رخ می‌داد هیچگاه ابعادی تا این حد فجیع به خود نمی‌گرفت. این یک حقیقت تلخ است. تهران شهر بی صاحب و در برابر بحران‌ها شهر ضعیفی است!
‏alirezarad.1359@gmail.com
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه