روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
06 دی 1395  |  بین الملل  |  کد خبر: 24224
0
0
اندر حکایت چگونه شاد شدن در زندگی
مازیار سوادکوهی - طنزنگار ‪-‬ باور بفرمایید ما اساسا هیچ وقت دل‌مان نمی‌خواهد که خدای‌ناکرده کاری کنیم که آب از آب تکان بخورد یا مهم‌تر این‌که کسی باز هم خدای ناکرده قند توی دلش گیر کند و آب نشود. اساسا ما دوست داریم از همه آدم و عالم تعریف و تمجید کنیم و آنها هم هرچه قند توی دلشان دارند در یک چشم به‌هم زدن آب شود. البته قند با آنکه متاع خوبی نیست و اساسا ما به کسی توصیه نمی‌کنیم که در دلشان قند نگهداری کنند یا خدای‌ناکرده قند احتکار کنند تا باعث شادی و فراح آنها شود. البته ببخشید که ناگاه یک واژه غریب فراح را آوردیم. شما فکر نکنید ما خدای‌ناکرده می‌خواهیم دایره لغات‌‌مان را نشان دهیم. اصلا چنین خبری نیست. این واژه همین‌جوری خودش یکهویی وارد شد. بگذریم. منظور ما این بوده است که می‌خواهیم همه در کنار هم شاد باشیم. حالا این شادی می‌خواهد با هر واژه‌ای نوشته شود. البته باور بفرمایید ما وقتی هر لحظه می‌خواهیم دچار استرس غیر شادی شویم و به قول روانشناسان غمگین شویم، ناگهان به سایت‌ها سر می‌زنیم و کلی هم تیتر و خبر و گزارش را مرور می‌کنیم که اساسا همه‌شان شادی‌آفرین هستند. مهم این است که ما این تیترها را چه جوری ببینیم. به اصطلاح ادبا زاویه دید ما چه جوری باشد. اگر به شکل چمباتمه نشسته باشیم و به صورت یک‌کتی تیتری را بخوانیم شاید تاثیرش کم باشد و ایجاد شادی نکند. اگر به شکل ایستاده تیترها را بخوانیم باز هم شاید گمان شود می‌خواهیم رفع مسئولیت کنیم.
به نظر ما که صاحب تجارب بسیار ارزنده در نوع نگاه کردن و زاویه دید هستیم، بهترین نوع دیدن این است که وقتی تیتری را می‌بینید آن را با صدای بلندی بخوانید و بعد آن را در ذهن تصویر کنید. این‌جوری می‌توانید کاملا به شادی خود برسید. اینها تجربیات روانشناسانه ما استت. ما به عنوان نمونه چند تیتر را می‌‌آوریم و شما آنها را به آن شکل بخوانید که حس شادی به شما دست دهد. مثلا «رسایی در دانشگاه شریف:اختلاس و دزدی محصول تفکر غرب‌گراست» واقعا ما باید هم با خواندن این تیتر نوعی شعف به ما دست دهد. درحقیقت شعف از یک کشف علمی. خب، شادی همه‌اش نباید قهقهه و پایکوبی باشد. بلکه بعضی مواقع می‌تواند پا را نکوبید ولی بخندید. واقعا این غربی‌ها خیلی فاسدند و خیلی هم دزدند. اصلا اگر توی کشور آنها بروید کاملا در روز روشن می‌بینید که توی هر فروشگاه و مغازه و دانشگاه و بیمارستان و مزرعه و مرغداری و کارخانه دزدی در حال فرار است و کسی پشت سرش داد می‌‌زند آی دزد آی دزد. واقعا غرب خیلی دزد است. یا این تیتر را بخوانید: «معاون بهبود تولیدات دامی استان کردستان:اجرای طرح کشتار مرغ با وزن کم اواخر دی‌ماه آغاز می‌شود.» حالا شما شاید با خواندن این تیتر، تصویر مرغ‌های خوش‌‌‌اندام که مسئولان پرورش مرغ‌ها وظیفه دارند آنها را به صورتی بار بیاورند که هم اضافه وزن نگیرند هم چربی‌شان زیاد نشود، هم تغذیه‌شان مناسب باشد در ذهن‌تان تصویر شود. کلا تخیل چیز خوبی است. باعث می‌شود که آدم از زمین کنده شود و به آسمان هم برود. یا این تیتر را بخوانید:«زاکانی، نماینده مردم تهران در مجلس نهم:باید یک قیام علیه فساد و رانت در کشور شکل گیرد» خب، واقعا شما باشید از این تیتر احساس رضایت و شعف نمی‌کنید. طبیعی است که شما هم شاد می‌شوید. واقعا این فساد خیلی چیز بدی است، آنقدر بد است که توی همین 3سال اخیر اتفاق افتاده و اصلا در گذشته خبری از آن نبوده. در گذشته نه کسی 3هزارمیلیارد تومان فساد می‌کرد، نه کسی دکل نفت فساد می‌کرد و خلاصه الآن فساد خیلی زیاد شده و آدم وقتی می‌بیند نمایندگان سابق‌شان چقدر به فکر ضدیت با فسادند واقعا حس شادی به او دست می‌دهد و شاید هم کله‌معلق بزند. باور بفرمایید. حالا شما حق دارید که شاد شوید. شاد باشید.
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه