روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
05 دی 1395  |  بین الملل  |  کد خبر: 24166
0
0
عقربه هایی که به عقب باز نمی گردند!
علیرضا وحدی ‪-‬ یک روز دیگر هم گذشت و ما آنقدر دویدیم که نتوانستیم لبخند بزنیم.ما در مترو به هم خیره شدیم، در خیابان از کنار هم گذشتیم، آواز گنجشک ها را شنیدیم،اما سراسیمه ساعت ها را پشت سر گذاشتیم و یادمان رفت که باهم کمی بخندیم.یادمان رفت که به یکدیگر کمی محبت کنیم، کمی عاشق باشیم، کمی همدل باشیم.آنقدر آرزوهامان بزرگ شدند که دیگر شادی‌های کوچک را از یاد بردیم.آنقدر برای رسیدن دویدیم که از خودمان گذشتیم.کاش یادمان می‌آمد کودکی های مان را، روز هایی را که راحت می‌توانستیم اشک بریزیم ، راحت می توانستیم بخندیم. روزهایی که نه غروری بود نه کینه ای، روزهایی را که بی هدف می دویدیم و با چشمان بسته می خندیدیم .تنها آرزوی مان داشتن یک ماشین اسباب بازی یا تنها رفتن تا خیابان بغلی بود.ما گذشته را فراموش کردیم.روز اول مدرسه را فراموش کردیم/ما لذت گرفتن عیدی از پدر بزرگ، لذت دیدن کارتون در بعد از ظهر، لذت تمام شدن مشق شب را فراموش کردیم.ما آرزوی برگشتن به کودکی را داریم اما حال کودکانه را فراموش کردیم. دیگر دنبال قاصدک ها نمی رویم، دیگر از مرگ پروانه‌ها غمگین نمی شویم، دیگر دیدن بادبادک‌ها
شادمان نمی کند.ما باید کمی کودک باشیم، باید کمی سرمان را روی پاهای مادرمان بگذاریم تا برای‌مان لالایی بخواند. ما باید هر از گاهی بلند بخندیم.وقتی دلمان می گیرد وقتی بغض می‌کنیم بلند گریه کنیم.ما دویدیم، ما آنقدر برای رسیدن دویدیم که خود و گذشته خود را فراموش کردیم. تمام زمان های با هم بودن را از دست دادیم، تمام کنار هم بودن ها را به یک گپ کوتاهِ پشت تلفن فروختیم.به قول سهراب که می‌گوید:«دنگ...دنگ...لحظه ها می گذرد/ آنچه بگذشت، نمی آید باز/ قصه ای هست که هرگز دیگر نتواند شد آغاز».باید کاری کنیم که حسرت لحظه هایی که با هر دمی می گذرد را نخوریم باید طوری زندگی کنیم که آرزوی برگشتن به کودکی را نداشته باشیم.به دیدار کسانی که دوست‌شان داریم برویم. به کسانی که ناراحت مان کردند، دل‌مان را شکستند یا ما ناراحت شان کردیم سلام بگوییم، لبخند بزنیم، دستشان را بگیریم و با محبت بفشاریم.هراز گاهی به خاطر یک لبخند، به خاطر انجام دادن یک کار عقب افتاده، به خاطرکمک کردن به دیگران یا خوشحال کردن یک انسان به خودمان جایزه ای بدهیم.سراغ کارهایی که به آنها عشق داریم برویم سعی کنیم کاری را از روی اجبار انجام ندهیم و یا به بایدها و اجبار های زندگی با لبخند نگاه کنیم.دیگران را قضاوت نکنیم و یادمان نرود عقربه ای که جلو رفت، لحظه ای که گذشت، حرفی که از زبان در آمد، انسانی که از نزد مان رفت و... دیگر بر نمی گردند. پس تا می‌توانیم محبت کنیم، لبخند بزنیم و عاشقانه زندگی کنیم.
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه