روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
29 مهر 1395  |  یادداشت  |  کد خبر: 20525
0
0
عباس توتونچی
کاربرد اشمیتی از داعش ممنوع!
1- با وجود گذشت چند سال از پیدایش پدیده داعش یا همان دولت اسلامی شام و عراق و فعالیت‌های ستیزه‌جویانه این گروه تکفیری در کشورهای سوریه، عراق و تا حدودی لیبی، نیجریه و افغانستان، هویت داعش به عنوان یک موجود مجهول‌الهویه و چندبعدی در افکار عمومی شناخته می‌شود. داعش را برخی مولود غرب می‌دانند، اما با ثبت حملات انتحاری در شهرهای مهم اروپایی بلای جان غرب شده است. برخی آن را متاثر از اندیشه‌های اسلامی می‌دانند، اما بیش از هر مذهب دیگری با اسلام دشمنی دارد. هرچه که هست داعش یک پدیده تک‌بعدی نیست که بتوان با انتساب آن به غرب یا اسلام فلسفه پیدایش و رشد آن را توجیه کرد، بلکه متاثر از وجود برخی پیش‌شرط‌ها و واقعیات در جوامع اسلامی، برنامه‌ریزی و حمایت کشورهای غربی و وجود فقر، تبعیض، ناآگاهی و فقدان قدرت فائقه در برخی کشورهای مسلمان است که عرصه را برای پیدایش، رشد و گسترش چنین گروه‌های فراهم می‌کند.
2- در عرصه حکمرانی و سیاست‌ورزی دشمن نقش مهم و غیرقابل انکاری دارد. وجود یک دشمن همان‌قدر که برای بقای یک حکومت خطرناک به نظر می‌رسد، می‌تواند قوام‌بخش و عامل تداوم و ماندگاری یک نظام سیاسی نیز باشد. کارل اشمیت، نظریه‌پرداز آلمانی معتقد بود نفی دشمن، مطلوب و انگیزه مبارزه است؛ اما نمی‌شود دشمن را به‌طور کلی ریشه‌کن کرد. حتی به فرض نبود آن باید دشمن را ایجاد و خلق کرد تا سیاست ادامه یابد. از نظر اشمیت دشمن نقش موقری در اداره داخلی جامعه به‌ویژه متقاعدکردن یا حتی سرکوب مخالفان داخلی ایفا می‌کند. حکومت‌ها برای کنترل افکار عمومی دست به دامان دشمن نامرئی می‌شوند تا با استناد به آن این ذهنیت را به جامعه القاء کنند که «دست از انتقاد و مخالفت با حکومت بردارید، چون دشمن خواستار اختلافات داخلی است تا بتواند به ما حمله کند و استقلال و امنیت و آرامش ما را ازمان بگیرد. بنابراین ما باید هوشیارانه با هم متحد باشیم تا بتوانیم بر دشمن پیروز شویم. پس از آن خود را اصلاح خواهیم کرد.»
این تئوری و توصیه مهم اشمیت در کشورهای غربی کاربرد زیادی دارد. تاکید نظام سیاسی آمریکا برای دوقطبی‌سازی و القای یک دشمن دایمی برای نظم جهانی و جامعه آمریکا باعث شده کمونیسم، اسلام، القاعده، داعش و اخیراً سوریه به صورت مستمر در جامعه آمریکا به عنوان یک خطر جدی و رقیب خطرناک معرفی شوند. این استراتژی البته در کشورهایی همچون انگلستان، فرانسه، کانادا و ... هم مسبوق به سابقه
است.
3- چند صباحی‌است داعش به عنوان یک دشمن خطرناک و بالقوه برای تمامیت ارضی ایران شناخته می‌شود. در عناد و دشمنی گروه تروریستی داعش با جمهوری اسلامی هیچ تردیدی نیست و حتی اپوزیسیون نظام نیز بر این واقعیت واقف هستند. اما نکته مورد بحث تاکید زیاد بر وجود داعش و استفاده ابزاری برخی مسئولان از این پدیده است. این روزها در بسیاری از تریبون‌های رسمی از هراس‌افکنی داعش در کشورهای مختلف در قیاس با امنیت ایران به عنوان یک دستاورد بزرگ یاد می‌شود. در این‌که امنیت ایران در منطقه پرآشوب خاورمیانه ستودنی و قابل تحسین است، تردیدی نیست، اما آیا استفاده ابزاری از داعش برای سرپوش گذاشتن بر روی نقاط ضعف و اشتباهات مسئولان نیز قابل قبول است؟ باید دید بزرگ‌نمایی داعش و استفاده از داعش به عنوان سرپوش نقاط ضعف کشور با چه نیتی صورت می‌گیرد؟ اگر مردم نسبت به اختلاس و فساد اقتصادی انتقاد دارند، اگر بیکاری، تبعیض و کاهش قدرت خرید مردم، انتقادها را زیاد کرده، پاسخ آن مطرح‌کردن نام داعش و طلبکار شدن نیست. اینکه هر مسئولی بخواهد ضعف خود را با هیولای داعش توجیه کند، این پیام به ذهن نخبگان جامعه و افکار عمومی متبادر می‌شود که گویی استراتژی کارل اشمیت در دستور کار قرار گرفته است، پیامی که با فلسفه واقعی نظام مردم‌سالار دینی جمهوری اسلامی و اعتماد متقابل مردم و حاکمیت در کشور فاصله فراوانی دارد.
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه