روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
27 شهریور 1395  |  بین الملل  |  کد خبر: 18747
0
0
نگرانی های هوگو چاوز!
فریور خراباتی- شب گذشته قرص های خوابم را بالا انداختم و چند دقیقه بعد هم طبیعتا خوابم برد که پس از نیم ساعت هوگو چاوز رئیس جمهور فقید ونزوئلا وارد خوابم شد و گفت: «من هوگو ام!» لبخندی زدم و گفتم: «چه جالب! منم نیناریچی ام!» چاوز اخمی کرد و گفت: «نیشتو ببند!» حالت جدی به خودم گرفتم، پتو را منظم تا کردم و گذاشتم پایین تخت و یک صندلی برای چاوز گذاشتم و گفتم: «امری داشتید قربان؟» روی صندلی نشست و گفت: «من بهت گفتم چاوزم؟» خندیدم و گفتم: «آره بابا، خیلی جالبه، چون من مادورو هستم!» با پشت دست سه بار توی دهانم زد و گفت: «از من خجالت نمی کشی از مادرم... نه از سبیلای مادورو خجالت بکش!» با دست دهانم را گرفتم و روی تخت نشستم.چاوز ادامه داد و گفت: «امان از اون روزی که همه چیز به هم ریخت!» درحالی‌که دستانم روی دهانم بود خیلی سربسته گفتم: «کدوم روز دقیقا؟» چاوز ادامه داد: «اون از تورم مون که شده 140 درصد، اینم از شرایط امروز که نفت فروختیم به جاش دستمال توالت گرفتیم!» با صدایی گنگ گفتم: «ما بهش می‌گیم تهاتر، مشکل شما اینه که روی هر چیزی یه اسمی نذاشتید که مردم تون متوجه نشن، رک و پوست کنده می‌گید نفت دادیم، دستمال توالت گرفتیم!» چاوز آهی کشید و گفت: «امان از اون روز!» نمی دانم منظورش کدام روز است اما با ناله ای جانسوز این جمله را مرتب بیان می کرد.برای اینکه مزاحی کرده باشم پرسیدم: «حالا دستمال توالت ها تمیز بودن یا استفاده شده؟» چاوز با لگد ضربه ای بهم زد و دوباره روی صندلی نشست: «الان روحانی رفته ونزوئلا؟» سرم را به نشانه تایید تکان دادم.تلفن همراه را برداشت و شماره ای گرفت و به یک نفر پشت خط گفت: «مامان، رئیس جمهورشون عوض شده، نمی‌خواد بری خونه خاله اینا، بمون توی خونه، شرایط امنه!» همین جمله را تا گفت متوجه شدم که منظورش از «آن روز» چه روزی است، به او اطمینان دادم که آقای روحانی قبل از انجام یک سری از کارها فکر می کند و بعد تصمیم می گیرد و از این جهت نگران نباشد.چاوز هم از خوابم رفت!
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه