روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
27 مرداد 1395  |  بین الملل  |  کد خبر: 16813
0
0
زندگیِ شیرین در سینمای کیارستمی
زندگیِ شیرین در سینمای کیارستمی
فاضل ترکمن-
نان از سفره و کلمه از کتاب،
چراغ از خانه و شکوفه از انار،
آب از پیاله و پروانه از پسین،
ترانه از کودک و تبسم از لبان‌مان گرفته‌اید،
با رویاهامان چه می‌کنید؟!
«سید علی صالحی»
آن‌چه اهمیت عباس کیارستمی را چندین برابر می‌کند، فرای جوایز مهم و اظهارنظرهای هنرمندان برجسته‌ جهان درباره‌ اوست. دوربین سهل و ممتنع کیارستمی «رویایِ زندگی» را به تصویر می‌کشد، اگر حتی داشتن یک «زندگیِ رویایی» در پرانتزهای بزرگ سیاسی و اجتماعی، مخدوش و دور از دسترس باشد. وقتی برای رسیدن به «خانه‌ی دوست» راهی چنان طولانی، اما سرشار از سلامت و زیبایی را به تصویر می‌کشد، برای به‌دست آوردن یک زندگیِ رویایی از ما انتظار بیشتری دارد. سینمای عباس کیارستمی، سینمای زندگی است، از «طعم گیلاس» و روایت آن مرد از خودکشی نافرجام خودش تا «مثل یک عاشق» و پیرمردی که زندگی را، حتی زندگی فروخته‌شده یک فاحشه را امنیت می‌بخشد. سینمای کیارستمی، سینمای زندگی و سینمای‌ آموختن «شیرینِ زندگی کردن» است؛ حتی به متهم، به حسین سبزیان که عاشق محسن مخملباف و سینمای اوست، اما باید عاشق خودش و زندگی خودش بشود.
فیلم «شیرین» اما شیرین‌ترین سینمای زندگی کیارستمی است، اگرچه منتقدان داخلی و خارجی کمتری دوستش دارند. من اما تصویری گسترده از نگاه‌ها، واکنش‌ها، اشک‌ها و لبخندهای زنانِ ایران، زنانِ سینمای ایران را در شیرین می‌بینم که مثل یک یادگاری بزرگ از زندگی است. ثبت یک یادگاری از زندگی با نگاه‌های غم‌انگیز و شادمان آدم‌هایش... با یک پایان‌بندی بی‌نظیر. فیلم «شیرین» با بی‌تفاوتی شقایق فراهانی آغاز و با اشک‌های حمیده خیرآبادی که از لبخند مونالیزا کشیدنی‌تر است- به پایان می‌رسد. اشک‌هایی نه برای مُردن، بلکه برای زندگی...
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه