روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
19 مرداد 1395  |  بین الملل  |  کد خبر: 16291
0
0
دلتنگ «گبرلو»ییم
علی‌رضا آقایی‌راد‪-‬ بعد از شروع موفق برنامه هفت با فریدون جیرانی، بسیاری از علاقه مندان سینما و حتی فعالین هنر هفتم امیدوار شدند تا بعد از مدت ها خلا نبود برنامه‌ای تلویزیونی مختص سینما از بین برود و سینمای ایران صاحب برنامه ای تحلیلی، نقادانه و تاثیرگذار شود. هفت جیرانی برنامه ای بود که خیلی زود جایش را در بین اهالی سینما باز کرد تا آنجا که به آن لقب «نود سینمایی» دادند. برنامه ای با دکوری ثابت، بدون زرق و برق های آن چنانی که به سمت تبدیل شدن به برنامه ای دیدنی در حرکت بود. اما بنا به دلایلی که هنوز به درستی بر کسی روشن نشده، مدیران رسانه ملی تصمیم گرفتند تغییراتی اساسی در این برنامه ایجاد کرده و به طور کلی شکل و محتوای هفت را دگرگون کنند.
جیرانی رفت و محمودگبرلو به جایش نشست. مجری‌ای که نه کاریزمای جیرانی را داشت، نه توانایی اجرای او را و نه تسلطش را به حیطه سینما. هفت گبرلو خیلی زودتر از آن چه تصورش می رفت افت کرد و بیننده را از دست داد. برنامه ای که داشت تبدیل به برنامه ای دیدنی و پرمخاطب می شد،‌ با ایجاد تغییرات سلیقه ای مدیران تلویزیون، تبدیل شد به برنامه ای کم رمق و بیننده. بیننده و مخاطب سینما نمی توانست تصور چنین برنامه بی خاصیتی را داشته باشد. نقدها بالا گرفت، اعتراضات به نهایت حد خود رسید و در نهایت هفت گبرلو نیز که اتفاقا با توجه به مدیوم های رسانه ملی و مدیرانش که همواره به جز در مواردی که پای منافع حزبی و جناحی‌شان در میان باشد،‌ طرفدار برنامه ها و مجری های بی‌خاصیت، بی جهت گیری و کم اثرند،‌ به پایان راه خود
رسید.
از همان فردای اتمام هفت گبرلو، شایعاتی بر سر زبان ها افتاد درباره آینده این برنامه و مجری اش؛ تا در نهایت بهروز افخمی سکان دار فصل سوم تنها برنامه جدی سینمای ایران شود. خیلی ها با حضور افخمی انتظار داشتند تا هفت نه تنها دوباره به سطح هفت جیرانی برسد، بلکه از آن نیز عبور کند. افخمی نیز در ظاهر نشان داد که به دنبال همین است. دکور وسیع، پر خرج و طراحی متفاوت با دو فصل قبل این برنامه نوید این را می داد که با هفت متفاوتی روبرو خواهیم بود. در این میان افخمی دوباره به سراغ مسعود فراستی – که بی شک یکی از عوامل پر بیننده بودن هفت جیرانی بود- رفت و وی را با سمت پرطمطراق دبیر سرویس نقد به برنامه خود آورد. همه چیز روایت از تولید برنامه ای می داد که به مدعای سازندگانش نه تنها قرار بود سینمای ایران را نجات دهد، که حتی بنا داشت در جذب مخاطب رکورد برنامه نود که متر و معیار برنامه سازان تلویزیون شده را نیز بشکند. اما خیلی زود مشخص شد هفت افخمی در انجام ادعاهایش ناکام است. هفت افخمی نمونه بارز این ضرب المثل فارسی است که می گوید: «آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی» و این تمام حقیقت فصل سوم این برنامه سینمایی است. مجری های ضعیف، آماتور، بی جذابیت و جذبه، حضور مدام و خسته کننده افخمی در تمام آیتم های برنامه، عدم استفاده درست از مسعود فراستی، مشخص نبودن مخاطب هدف، همه و همه چنان ملغمه بد آب و رنگ و بی اثری ساختند که نگو و نپرس. در یک کلام هفت افخمی به نود که نرسید و دیدنی و جذاب تر از هفت جیرانی که نشد بماند،‌ حالا مخاطبین و علاقه مندان به سینما را دلتنگ هفت گبرلو نیز کرده است.
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه