روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
20 خرداد 1395  |  سیاست  |  کد خبر: 12521
0
0
سکوت و سازش؛ رهاورد جهان جدید
میثم سالخورد‪-‬ به راستی که در عصر بی‌تفاوتی به‌سر می‌بریم، عصری که نخستین آموزه‌های نگره پست‌مدرنیستی و اسلوب معرفت‌شناختی آن، بر نفی هرگونه روایت بزرگ تاکید می‌کند. جهان از دریچه نگاه اندیشمندان پست‌مدرنیست، جهانی تکه‌تکه، پراکنده و مغشوش است که خرد انسانی برای تحلیل و تفسیر آن مستاصل خواهد بود. این رویکرد نه تنها گزارشی بی‌طرفانه از واقعیات را پیش می‌کشد، بلکه مدعی ا‌ست ناظر اجتماعی نه ‌می‌تواند و نه باید سخن از روایت‌های کلان بزند که سعی دارند با نگاهی کل‌نگر، جامعه، تاریخ و سیاست را به نظاره بنشینند.
در چنین شرایطی ا‌ست که مارکسیسم یا فمینیسم یا هر ساختار فکری که قصد دارد برای جامعه و سیاست، سیر و توضیحی جامع قائل شود و از منظری عقلانی نقد کند، رای دهد و تغییری عینی در واقعیت ایجاد کند، نفی و مطرود می‌شود. در سایه چنین تعالیمی، اندیشمند و جامعه‌شناس نمی‌خواهد در برابر مسائل سیاسی رای دهد، چرا که نسبت‌گرایی معرفت‌شناختی، هر عقیده و خرده روایتی را درست پنداشته و تنها تماشا و سکوت را ترویج می‌کند.
نفی خرد انسانی و طرد پروژه روشنگری که بی‌گمان دنیای مدرن را برساخته است، ثمره چنین نگرشی‌ است. در واقع زمانی که انسانِ پس از قرون وسطی آموخت که فقط با رها شدن از قیمومیت کلیسا و نمایندگانِ زمینی‌اش می‌تواند به آزادی دست یابد، این تعقل و اطمینان به خرد آدمی بود که توانست در قامت داور نهایی به قضاوت بنشیند و جهان مادی‌اش را بسازد.
باری غرض از طرح این مقدمه اشاره به زخمی کهنه است که نه تنها خاورمیانه که جهان، متاثر و دردمند از آن است؛ فلسطین. سرزمینی که با گذشت سال‌ها و سال‌ها همچنان صحنه یکی از خشونت‌بارترین منازعات تاریخ است و در حالی که نسل‌ها یکی پس از دیگری می‌آیند و می‌روند، اما همچنان درد و رنج آن تازه است.
مسئله فلسطین، از آن جمله مباحث و مسائل سیاسی ا‌ست که اندیشمند امروز و بالاخص صاحب‌نظر ایرانی در مواجهه با آن مردد و متزلزل است. در این خصوص دو عامل بیش از همه اثرگذار است، نخست نگرش فکری غالبی که اندیشه امروز در گرداب آن در افتاده و در پیش‌گفتار سخن، شرحش رفت و دوم تردید تحلیل‌گر ایرانی که ریشه در مواضع و اظهارنظرهای دولت‌ها و سیاستمداران دارد. در این فضای مغشوش است که پژوهشگر ایرانی از نگریستن و قضاوت نسبت به مسئله فلسطین سرباز می‌زند و با انتخاب موضعی بی‌طرفانه گمان می‌کند تحلیل درست را برگزیده است.به نظر نگارنده مسئله فلسطین و حقانیت مردمانش (نه نمایندگان آن) در طی قریب به 70سال چنان بدیهی و غیرقابل انکار است که هیچ ذهن و قریحه‌ای که هنوز داعیه انسانیت و انسان‌گرایی دارد، نمی‌تواند رای به اصالت آن ندهد.از 1948 و پس از آنکه به دستیاری بریتانیا، آرزوی تئودور هرتزل جامه عمل پوشید، آنچه بر فلسطینیان گذشت، چیزی جز ظلم و تعدی نبوده است. نگاهی حتی گذرا به صحنه‌های خشونت‌باری که در طی این سال‌ها همچون فیلمی سریالی در برابر دیدگان مردم جهان نشست و تجلی نهایتِ قدرت‌طلبی اسرائیل شد، کافی ا‌ست تا از عمق درد و رنج مردم فلسطین آگاه شویم. دیریاسین، جنین، صبرا و شتیلا و صدها روستایی که به دست یگان‌های مسلح اسرائیلی مورد هجوم قرار گرفت، نمونه‌هایی از سال‌ها خشونت و کشتار است.
در این فرصت مجال آن نیست که در بررسی تاریخ این اشغال، سخنی از بیرون راندن فلسطینیان از سرزمین‌ مادری‌شان بگوییم، از شهرک‌سازی‌هایی که اسرائیل حتی به موافقت و امر آمریکا و اروپا هم با توقف موقتی‌اش موافقت نکرد، از دیوار حائل و از قدس شرقی که همچنان در اشغال نظامیان به‌سر می‌برد و مهم‌تر از همه به سیر تاریخی جریانی که پس از جنگ جهانی دوم به تشکیل اسرائیل و استیلای آن بر فلسطین منجر شد که بی‌گمان در مجالی دیگر به بررسی‌اش خواهیم نشست.
ادوارد سعید، روشنفکر فلسطینی‌الاصل که تالیفات و جایگاه علمی و آکادمیک‌اش نشانی از ارج و قدر او در محافل دانشگاهی غرب دارد، بیش از هر اندیشمند معاصر به تشریح و کالبدشناسی مسئله فلسطین پرداخته است. او در کتاب شرق‌شناسی بیش از هر چیز بر خطر نهفته در گرایش تقلیل‌گرا (Reductionnist) در شرق‌گرایی تاکید می‌کند که در دوران مدرن و پسامدرن تشدید شده است. یکی از جنبه‌های رایج در جهان پسامدرن به باور سعید در آن است که تلاش گسترده‌ای برای قالب‌سازی با حرکت از پنداره شرق انجام می‌گیرد. او معتقد است در این قالب‌سازی‌ها شاهد ظهور پنداره‌هایی چون عرب، مسلمان، تروریست هستیم که در تمامی آنها پیش‌داوری‌هایی تاریخی خود را پنهان ساخته و با تحلیل ساده‌پندارانه جریان‌های فکری و واقعیت‌های سیاسی این امکان را فراهم می‌کنند تا نتایج سیاسی لازم از آنها اخذ شوند. ورای نگرش ادوارد سعید، به این سنت تقلیل‌گرا و پیش‌داوری‌های تاریخی در مواجهه با سیاست و تاریخ، می‌توان فرهنگ بی‌طرفی، سکوت و سازشی را که ارمغان نگره پست‌مدرنیستی‌ است، اضافه کرد.
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه