روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
26 اردیبهشت 1395  |  بین الملل  |  کد خبر: 11032
0
0
ادبیات خاستگاه اجتماعی مردم!
آیدین ریاضی- اساسا آثار خلاقه ادبی نیاز به زمینه و بستری اجتماعی دارند تا در آن سبز شده و جوانه بزنند. این آثار علاوه بر بستر اجتماعی لازم که عامل تدارکات است، بدون نیاز ضروری که خاستگاه فرهنگی دارد نمی‌تواند ظهور کند. مثل جنبش ادبی در شعر ما که با زمینه‌های «انقلاب مشروطیت» پدید آمد و در هفت دهه پیش در شعر «نیمایوشیج» ظهور کرد، بی‌شک نطفه‌اش در بستر تحولات جامعه شکل گرفت و پس از بارداری و زایش‌ آن آغاز شد.هیچ پدیده ای چه فرهنگی، چه اقتصادی و چه سیاسی بدون خاستگاه اجتماعی ایجاد نمی‌شود. نمی‌توانیم پدیده‌های خلاقه را محدود کنیم به خواسته‌های فردی اشخاص و برایش دلایلی انتزاعی بتراشیم و آن را از تحولات اجتماعی و نیازهای معنوی جامعه جدا کنیم.خواسته‌های فردی و نیاز معنوی اشخاص از عالم غیب نمی آید.اشخاص پروده و آموزش دیده جامعه خویش‌اند. بر این اساس هنرمند نیز عموما بازتاب دهنده نیاز فرهنگی واجتماعی شرایط تاریخی خود است.ما اکنون ضرورت و نیاز به نگاه تازه را احساس می‌کنیم. نگاه تازه به زندگی و روابط آن، زاییده زمانه ماست. پس این احساس نیاز به نگاه تازه، خواه ناخواه باید در آثار هنری بازتاب یابد. نگاه تازه و نیاز به آن همواره به گونه‌ ای پنهان و غیر مستقیم در جامعه پدید می‌آید که هنرمند خلاق، آن را کشف می‌کند و در اثرش بازتاب می‌دهد. کسب و کشف کردن واقعیت‌های زندگی در آثار هنری منعکس می‌شود که مجددا به جامعه باز پس داده می‌شود و این داد و ستد، همان تاثیر متقابل است. البته این داد و ستد به شکلی مکانیکی و ساده نیست. آن‌چه هنرمند خلاق در شکل و شمایل خام از جامعه و مردم می‌گیرد، همواره چیزی آرمانی و با شکوه است که در ادامه آن را به صورت اثری زیباشناسانه ارائه می‌دهد.البته آرمان چیزی کلیشه‌ ای و تابع زمان و شرایط خاص نیست و همیشه در حال دگرگونی و نو شدن بوده است.در حال حاضر این آرمان گریزی که گفتید در همه عرصه‌ها و به‌ویژه در هنر به ما تحمیل شده است. ولی جای نگرانی نیست.چون حتما مقطعی خواهد بود. چرا که انسان‌ها در طول تاریخ، هیچ گاه ذهن شان از آرمان‌ها تهی نبوده‌است. در یک کلام، انسان بی‌آرمان همچون اسکلتی خالی است.حتی انسان ساده و عامی هم آرمانی دارد. منتهی این آرمان، محدود به ذهنیت خاص خود او است. یعنی در دایره باورهای فکرش نمود دارد.آثار داستانی که بازتاب‌دهنده زندگی اجتماعی و زندگی فردی انسان‌های زمانه باشند، بی‌شک می‌توانند با خواننده ارتباط برقرار کنند. مخاطب دنبال چیزی در داستان است که حداقل بخش کوچکی از زندگی فردی او را نیز در خویش منعکس کرده باشد یا دنبال چیزی‌است که او در زندگی مشاهده کرده یا در آرماننش به آن نرسیده است. حتی تخیلی‌ترین و فرا واقعی‌ترین داستان‌ها هم به‌گونه‌ای انعکاس آرمان‌ها و آرزوهای دست نیافته انسان است.البته نویسنده نبایستی با سلیقه و سطح توقع نازل و روزمره خواننده، خودش راهماهنگ کند. ایجاد ارتباط با مخاطب، معنایش این نیست که نویسنده بکوشد تا آثارش با سطح نگاه و توقع خواننده هم آوا بشود. بلکه کار نویسنده این است که سطح نگاه و توقع خواننده را ارتقا بدهد. نویسنده قدرتمند گاه می‌تواند با آثارش نگاه مخاطب را دگرگون کند یا تغییر بدهد . این اصلی است که نیازمند خاستگاه اجتماعی است.
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه