چاپ خبر
نگاهی به آخرین دفتر محمد مفتاحی
سهمِ شاعرِ جیرجیرک‌ها!
روزنامه همدلی   |   28 اردیبهشت 1398   |   کد خبر: 61752   |   لینک خبر:   hamdelidaily.ir/n61752

مجتبا هوشیار محبوب نگاهی داشته به آخرین دفتر محمد مفتاحی؛ شاعری که سال‌ها بود شعری منتشر نکرده بود: پانزده سال. فارغ از قضاوتِ ایجابی یا سلبی برویم به سوی کتابِ کوچکی که دهن‌کجیِ آشکاری دارد نسبت به بسیاری از خصایص. کتاب «سکوت سهم جیرجیرک‌هاست» (انتشارات آرادمان) آخرین مجموعه شعر محمد مفتاحی (1356) است در بهار نود و هشت. او حالا بعد از پانزده سال (آخرین انسان: 1383) دفتر شعری موجز منتشر کرده است که اتفاقاً شعرهایش امضای سال‌های هشتاد و سه و هشتاد و چهار را با خود دارد. از این بابت، این کتاب را، می‌توانیم کتابی پانزده ساله بنامیم... کتابی که «شعر آن روز» را نمایندگی می‌کند؛ به جهت تقویمی، و در عین حال نسبت به آن موضع گرفته است به جهت شکل وُ شمایل شعرها... اگر بخواهیم مهم‌ترین ویژگیِ این شعرها را که خصیصه‌ای ضدجریان با خود دارد، بیان کنیم، می‌بایست وجوهِ تماتیک آن را در نظر بگیریم. برجسته‌ترین ویژگی در قلمرو این شعرها، تمرکز روی وجه اندیشگانی و محتوای اثر است. شاعر در شعرهای این دفتر به عریانی، شاعری است جامعه‌گرا که دغدغه‌هایی انسانی دارد. این خصایص البته هیچ کدام، به این صورت در شعرهای شاعران امروز دیده نمی‌شود. به عبارت ساده‌تر، شاعران با این مسائل کاری ندارند، چون دیرزمانی است که از مُد افتاده است.
شعر محمد مفتاحی در کتاب «سکوت سهم جیرجیرک‌هاست» برآمده از بیان‌مندی دوگانه‌ای است. مفتاحی گاه نسبت به کارِ شاعری موضعی روشنگرایانه دارد؛ به این معنی که نمی‌خواهد یا نمی‌تواند دست از بازوهای درون‌مایگانی اثرش بردارد، و گاه موضعی اساساً عاطفی دارد. او اما در هر دو مورد، کاری مستقل انجام می‌دهد. هر چند گاه باید در انتظار تلفیقِ این دو بُعد بود. برای نمونه، شاعر در شعر یازده، از این حیث، کاری تلفیقی کرده است. واژه تلخ در سطر اول، تعبیر بوته‌های جوجه‌تیغی خودرو در توصیف پشت زمین و حتا کلمه گرگ در توصیف چشم‌ها؛ همگی بی‌آنکه قصدِ بدعت داشته باشند، به نحو احسن روی ما تاثیر می‌گذارند. آن‌ها بیشتر از آنکه برآمده از موضعِ شاعر مبنی بر استخدام واژگان و تعابیر بدیع باشند؛ برآمده از محور عاطفی شعر هستند.
آخرین بار که برای شرح شعری چنین توصیفی به کار بردم؛ یا در تاویل شعری چنین تعبیری خوانده‌ام، یادم نمی‌آید، اما گمان می‌کنم اکنون باید بنویسم «سکوت سهم جیرجیرک‌هاست» دفتر شعری است با وجوه اومانیستی. ضمن اینکه می‌توانم بنویسم؛ این کتاب با این که دربرگیرنده شعرهای پانزده سال پیش است، اما امروز بهتر تن به قرائت می‌دهد.