چاپ خبر
علی کریمی در برنامه نود، نمایی زنده از ناصر حجازی را به نمایش گذاشت
ولی با ذلت و خواری پی شبنم نمی‌گردم
روزنامه همدلی   |   25 بهمن 1396   |   کد خبر: 43905   |   لینک خبر:   hamdelidaily.ir/n43905

یاغی در یک مناظره تلویزیونی، دبیرکل فدراسیون فوتبال را
مات کرد
مهدی فیضی‌صفت‪-‬ «تا وقتی کسانی مثل شما در فدراسیون هستند، فوتبال ما روز خوش نخواهد دید.» این جمله ما را به هفت سال قبل برد. همین برنامه، همین نود، همین عادل فردوسی‌پور. کنارش رسول کربکندی نشسته بود و ناصر حجازی حرف‌هایی را فریاد می‌زد که حالا علی کریمی می‌گوید: «می‌گویند فوتبال ما ناپاک است، ما باید ببینیم جای دیگرمان پاک است که راجع به فوتبال ناپاک صحبت می‌کنیم؟» رنگ از رخ عادل فردوسی‌پور پرید، دستپاچه بود اما ناصر حجازی محبوب‌تر شد. سال‌ها گذشت. گفتند دیگر مثل او نمی‌آید. کسی که حرف حق بزند، کسی که نترسد اما شب دوشنبه سایه‌ روشنی از حجازی در همان برنامه، همان نود و مقابل همان عادل فردوسی‌پور نشست و فریاد زد.
* هنوز هم یاغی است. دیگر با توپ جادو نمی‌کند اما هنوز هم سر سازگاری ندارد و با سوالات شگفت‌انگیزش جادوگری را پی گرفته است. می‌گویند دنیای مجازی، بت‌ها را شکسته. دیگر اسطوره نداریم. عکس قهرمان به دیوار اتاق‌ها نیست. دیگر ماه‌ها انتظار نمی‌کشیم نوار VHS سیاه رنگی به دست‌مان برسد تا با صدای خواننده محبوب‌مان عشق کنیم. بی‌قراری نمی‌کنیم تا پوستر جدید فوتبالیست‌های مورد علاقه‌مان را پیدا کنیم و شب‌ها زل بزنیم به تصویرشان و رویا بسازیم. اما علی کریمی از همان جنسی است که امروز می‌گویند کیمیا شده. جامی با پیراهن پرسپولیس و تیم ملی بالای سر نبرد تا خاطره‌اش در ذهن‌مان حک شود اما تا دل‌مان بخواهد جادو کرد.
* می‌گویند نابغه‌ها «آن» دارند. می‌دانند چه کار کنند تا مُهرشان را بر دل تاریخ بکوبند. اصلا برای‌شان اتفاق می‌افتد. دریبل یوهان کرایف، گل تاریخی مارادونا، خوشحالی منحصر به فرد اریک کانتونا، اسنیف رابی فاولر بعد از گل در دربی و لگد علی کریمی به ساک پزشکی، قیچی در دربی، دریبل‌های اعجاب‌انگیز مقابل بازیکنان رم، سرِ توپ به میشائیل بالاک و ... . پسر بی‌حوصله دیروز حالا در مسیر ناصر حجازی شدن قدم برمی‌دارد. فن بیان ندارد، تپق می‌زند، مسلط نیست، نمی‌داند چگونه حرف‌های حقش را جمله‌بندی کند، محمدرضا ساکت اما سخنور است، می‌داند آداب مباحثه، مناظره و خطابه را. هر از گاهی به طعنه، پراکنده‌گویی کریمی را به رویش می‌آورد: «ظاهرا استرس داری آقای کریمی». علی کریمی با یک بغل سوال به استودیو برنامه نود آمد، همان برنامه‌ای که یک هفته قبل، لوگویش را پرت کرد روی زمین چون معتقد بود دست عادل فردوسی‌پور با مهدی تاج و همکارانش در یک کاسه است. یک عالم سوال به‌حق داشت اما شاید عده‌ای گمان کنند «به هر حال‌»ها و «طبیعتا»های پر تعدادش اجازه ‌نداده تا مقابل فرافکنی‌ها و سفسطه‌ها و حتی مغلطه‌های محمدرضا ساکت به پیروزی قاطع برسد. ساکت سخن‌ور است، مدیر بوده، تحصیلاتش از علی کریمی بالاتر است و البته زمانی که روی فن بیانش کار می‌کرد، علی کریمی درون مستطیل سبز می‌دوید و فریاد می‌زد.
* عده ای می‌گویند پای منافعش در میان است؛ زمانی تیم ملیِ برانکو را در جام جهانی 2006 به هم ریخت و رسما اعلام کرد مرد کُروات، مربی شجاعی نیست اما بعدها با «پروفسور» پرسپولیس رفیق شد. کارلوس کی‌روش، مربی بزرگی بود تا وقتی کریمی بازی می‌کرد و دستیارش بود اما حالا دشمن خوانده می‌شود. می‌گویند سنگ خودش را به سینه می‌زند اما مردم دوستش دارند، از دوشنبه شب محبوب‌تر هم شده، جادوگر یاغی دیروز، هنوز هم جادوگر است. قهرمان امروز اگر منفعتش هم به خطر افتاده باشد، شجاعت مبارزه با فساد را دارد؛ فسادی که چه با وجود منافع برای کریمی و چه بی هیچ نفعی برای او مذموم است. مردم دو روز است با این سوال درگیرند؛ چرا دیگران از بی‌کفایتی نامدیران نمی‌گویند؟
* با توپ پر به نود آمد، معلوم بود از دوستانی مشاوره گرفته، مدام موبایلش را چک می‌کرد، ابایی هم نداشت کسی بفهمد، می‌خواست رودرروی مهدی تاج بنشیند اما رئیس به چین تایپه رفت تا عکس یادگاری بچه‌های قهرمان فوتسال را از دست ندهد. محمدرضا ساکت آمد، می‌خواست کریمی را عصبی کند، طعنه می‌زد، طفره می‌رفت، فرافکنی می‌کرد و حتی دروغ می‌گفت. کریمی به اساسنامه تایید نشده فدراسیون فوتبال ایراد گرفت، ساکت با صراحت حرف کریمی را تکذیب کرد اما دقایقی بعد احمد براتی، رئیس کمیته حقوقی و تدوین مقررات فدراسیون فوتبال به او گرای دروغش را داد؛ کریمی تصویر تاییدیه فیفا را خواست و براتی، سخنگوی سازمان متبوعش در نود را از نبودن چنین برگه‌ای مطلع کرد. نه‌تنها فیفا تاییدیه نداده که هیات دولت هم مصوب نکرده. فدراسیون فوتبال سال‌هاست فعالیت غیر قانونی دارد. کریمی از پول‌هایی پرسید که به حساب هوشنگ مقدس واریز شده، باز هم تکذیب ولی این بار ساکت از درِ دیگری وارد شد و این اتفاق را مربوط به دوران ریاستِ قبل از تاج دانست؛ یکی از بزرگترین ایرادهای حقوقی وارد به صحبت‌های دبیرکل. ساکت در بیشتر موارد توپ را به زمین علی کفاشیان می‌انداخت و تاج را از اتهامات مبرا می‌کرد اما قانون حرف دیگری دارد. در قانون تجارت، مدیر جدید تعهدات مدیر سابق را نیز می‌پذیرد. تاج میراث‌دارِ بد و خوب به جای مانده از دوران کفاشیان است و باید جواب بدهد درباره هر چه مبهم است و بوی تخلف می‌دهد. این نکته را هم باید بداند که نایب‌رئیس فدراسیون در دوره رئیس سابق نمی‌تواند امروز به عنوان رئیس جدید فرافکنی کند. او در فدراسیون قبل مسئولیت داشته است.
* ساکت به گونه‌ای قراردادهای ابهام‌برانگیز کریمی را مورد تایید مجمع عمومی فدراسیون فوتبال می‌دانست که گویا مجمع بری از هر ایراد و لغزش است اما اگر مجمع خلاف قانون عمل نمی‌کرد که سازمان بازرسی ورود نمی‌کرد و از فدراسیون توضیح نمی‌خواست. قراردادی که با کانون ایران نوین بستند، اگر ترکمانچای نبود که غرامت نمی‌دادند و حداقل عبرت می‌گرفتند تا سال بعد جریمه‌ای دو برابری ندهند. سوال کریمی و فردوسی‌پور اما باز هم بی‌پاسخ ماند؛ «چه کسی این قرارداد را نوشته؟» می‌گویند رنگ لباسش نیز معنی داشت. پسرکی که حالا مردی شده، به اندازه ناصر حجازی خوش‌تیپ و خوش‌پوش نیست اما خودش دوست دارد جا پای اسطوره فقید آبی بگذارد؛ تشویق هواداران استقلال در روز شکست سپیدرود نشان داد آبی‌ها هم دوستش دارند، از قیامش حمایت می‌کنند و برنمی‌تابند ابهامات بی‌پاسخ فدراسیون فوتبال و ایرانگردی و نگاه بالا به پایین کی‌روش را.
* «سباستین»، کلید واژه مناظره داغ دوشنبه شب بود. مربی بدنساز تیم ملی که کریمی می‌گوید پسر خوانده کی‌روش است، مدرک ندارد و معلوم نیست چرا و چگونه به تیم ملی فوتبال راه پیدا کرده. ساکت نپذیرفت، زیر بار نرفت و کوتاه نیامد اما صبر مرد پرتغالی لبریز شد. برای عادل فردوسی‌پور پیام فرستاد: «شما می‌توانید استعداد را بخرید اما شخصیت را نه. در جای مناسب جواب این بی‌احترام‌ها، دروغ‌ها و تهمت‌های بزدلانه را خواهم داد.» پیام ساده‌ای نبود؛ کریمی را «بزدل» خطاب کرده بود اما «جادوگر» هم بی‌جواب نگذاشت متن کی‌روش را: «امیدوارم جرات داشته باشد رودررو هم به من بگوید بزدل». کریمی جَری‌تر شد: «تا زمانی که زنده هستم روی حرف‌هایم می‌مانم».
* سال‌ها قبل از این هم محمد رویانیان، مدیرعامل از سیاست آمده باشگاه پرسپولیس به او لقب «ام‌الفساد» داد. مصطفی آجرلو در زمان حیات باشگاه استیل آذین به دلیل تظاهر به روزه خواری و توهین به مسئولان فدراسیون فوتبال اخراجش کرد اما مردم هنوز هم علی کریمی، جادوگر دیروز مستطیل سبز و قهرمان و شورشی امروز را دوست دارند. کی‌روش نیز حالا نام خود را به فهرست بازندگان نبرد با علی کریمی اضافه کرده. برخی در شبکه‌های اجتماعی می‌گویند سیمرغ بلورین را باید به کریمی اهدا کرد. کیوان کثیریان، منتقد سینما، کریمی را به عنوان نجات‌بخش معرفی کرد و نوشت: «سینمای ایران نیز، هم علی کریمی لازم دارد، هم نود و هم فردوسی‌پور. ساکت هم که دارد .کار از دست بشده است». جایی که واقعا نماینده مردم بود و در وانفسای دروغ و دیوار قطور بی‌اعتمادی، از حق عبور نکرد. کریمی کراوات نمی‌زند، ژست اپوزیسیون ندارد اما حرف‌هایش از جنس مردم است. از جنس کف جامعه، چیزی شبیه به جنس اعتراض‌های مردم به گرانی تخم مرغ و بنزین. کریمی از خود مردم است. می‌گویند تنها کسانی می‌توانند فساد را شجاعانه نقد کنند که خود فاسد نباشند. یاغی باز هم یاغی بود. برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد جشنواره سی‌وششم فیلم فجر، پسرِ ناصر حجازی و تنی چند از هنرمندان نیز حمایتش کردند تا نشان دهند «هشتِ یاغی» را حق می‌دانند، حتی اگر مسلط نباشد، گیر کند و تپق بزند یا حتی به قول خودش آلزایمر گرفته باشد.