چاپ خبر
اندر حکایت دانشمندی ما و پول درآوردن بعضی‌ها در سرچهارراه‌ها
روزنامه همدلی   |   01 خرداد 1395   |   کد خبر: 11432   |   لینک خبر:   hamdelidaily.ir/n11432

مازیار سوادکوهی -طنزنگار - باور بفرمایید ما گاهی مواقع احساس می‌کنیم دور از جان شما، هم خیلی خنگ تشریف داریم و هم خیلی دانشمند! اما خودمان حس می‌کنیم وزن خنگی ما بیشتر از دانشمندی ما بر سر ما سنگینی می‌کند. حالا می‌فرمایید چرا؟ راستش به این دلیل ما خیلی خنگ تشریف داریم که توی این همه شغل‌های پردرآمد و آب و نان‌دار از منشی‌گری تا مدیرکلی و از شیشه‌شویی کنار خیابان تا اسپنددود کردن، ناگهان خودمان را «شوخ‌خند»نویس یافتیم و هی از این خبر به آن خبر می‌پریم که یک موضوع خنده‌ناک را پیدا کنیم و شرحی کشاف بر کشف خود بزنیم و بنویسیم. اما باور بفرمایید هر چه می‌نویسیم آخر ماه که می‌رسد می‌بینیم نه تنها کلاه ما پس معرکه است که خودمان هم آن طرف معرکه معطلیم و داریم دنبال کلاه می‌گردیم. تا ما کلاه‌مان را پیدا کنیم،‌ هم معرکه تمام شد و هم معرکه‌گیر رفت. پس نتیجه اخلاقی می‌گیریم که خنگیت ما خیلی هم بی‌معنی و بی‌دلیل نیست و اصلاً دانشمندی ما خودش از همان خنگیت ما سرچشمه می‌گیرد. باور بفرمایید دیروز رفته بودیم یک داروخانه... توی همین تهران خودمان. ناگهان دیدیم یکی از خانم‌هایی که از کله صبح تا پاسی از شب سر چهارراه نزدیک خانه ما و همان داروخانه برای ما اسپنددود می‌کند تا کسی به ما نگاه بد نداشته باشد و سرراه ما مشکلات پیش نیاید و مریض نشویم، حقوق ماهانه ما خرج دوا و درمان وناز طبیبان نشود و طلبکار از ما طلبش را نخواهد و یارانه سر ماه قطع نشود و اگر سنگی از آسمان به زمین افتاد،‌ روی سر ما نیفتد و بقیه راخودتان می‌دانید... وارد داروخانه شد و یک کیسه رنگ‌ورفته را از کیفش رنگ‌ورفته‌ترش درآورد و رو به صندوق‌دار کرد و با لهجه‌خاصی گفت:«این پول‌خردارو بگیر بشمار... همه رو چک درشت بده...» صندوق‌دار کلی با ایشان حال واحوال کرد و گفت: «مال صبحته؟» گفت:«آره... چقدر خنگی... از صبح تا الانه!(ساعت را نشان داده بودکه 11صبح بود)... من هاج‌وواج نگاهش کردم، گفتم:«وضعت خیلی بهتر از ماهائه»گفت:«کاری نداره... بیا سر چهارراه ببین می‌تونی پول دربیاری؟» هم خشکم زده بود، ‌هم لال شده بودم و هم... بگذریم... صندوق‌دار داشت پول‌ها را می‌شمرد که من داروها را برداشتم و آمدم بیرون. حالا شما بفرمایید که ما خنگیم یا دانشمند؟