سورپرایز اکتبر ترامپ ایران خواهد بود؟
محسن رفیق (روزنامه‌نگار)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1522

مروری بر «خویشاوندی‌های اختیاری» اثر جنجالی «گوته»

حسن اکوانیان ( نویسنده)
نوشتن از گوته کاری پچیده و سخت است، مخصوصاً در مورد رمان «خویشاوندی‌های اختیاری» که سرآغاز سبکی جدید در رمان‌نویسی شد و باظرافت‌ها و پیچیدگی‌های خاص گوته در نوشتن همراه است.
«کاتارینا ممزن» بر ترجمه فارسی اثر نوشته است: «رمان گوته مبدأ یک سبک داستان‌سرایی در ادبیات جهانی شد و مادام بواری فلوبر، آنا کارنینای تولستوی به دنبال آن و با تأثیرپذیری از این اثر نوشته شدند. زمانی که توماس مان کوه جادو را می‌نوشت و بیش از آن، سرگرم نگارش مرگ در ونیز بود، در جست‌وجوی تعادل میان حس و اخلاق رمان گوته را بیش از پنج بار خواند، مطلبی که به نظر وی در خویشاوندی‌های اختیاری به کمال نشسته است.»
گوته فضای این رمان را با سبک خاص خود به سمتی هدایت می‌کند که انسان‌ها در زندگی روزمره به‌شدت نیازمند آن هستند. گفت‌وگوها بین افراد به بهترین شکل ممکن برقرار می‌شود. یک آموزش ناب، حتی برای تحصیل‌کرده‌های ادبیات و فلسفه و روانکاوی. کلمات چنان جادویی هستند توگویی سخنی برتر از ‌این‌که گوته می‌گوید وجود ندارد. خواننده باید همه آن را یاد گرفته و در زندگی خویش به‌کار گیرد.
جملاتی مانند: «استعداد پیش‌شرط کار است که باید به مهارت تبدیل شود» می‌تواند تبدیل به یک جمله کارکردی و ماندگار شود و هرکسی آن را پیش روی خود قرار دهد. جمله‌ای که می‌تواند زندگی یک فرد نابالغ را به‌کلی دگرگون کند اگر یک معلم دانا و اولیایی باهوش داشته باشد و مگر ما از ادبیات چه می‌خواهیم جز ‌این‌که با خواندن آن به‌غیراز سرشار شدن از لذت، گاهی نیز دستمان را بگیرد و به‌عنوان راهنمای آموزشی در مراحلی از زندگی عمل کند. در کنار روایت رمان و آدم‌های داستان که شکلی از زندگی مدرن را نشان می‌دهد، رمان پیچیدگی‌های فلسفی خاص خود را هم دارد. گوته خواننده را با خود به ژرفناترین مکان‌های خیالی می‌برد، یعنی هر آنجا که شاید لحظاتی خاص از زندگی، ما به آن فکر کرده‌ایم. قسمت‌های فلسفی داستان فضاهایی در ذهن می‌گشاید که آدمی حیرت می‌کند، یک‌لحظه خواننده قفل می‌شود، انگار که هبوط شده‌ای در خود داستان و دقیقاً در آن محلی که گوته می‌خواهد. فرای بحث فلسفی رمان، بخش‌های روانکاوانه‌ آن بی‌نظیر است و به جرات می‌توان گفت در کار هیچ نویسنده‌ای نمی‌توان این شعور و تکنیک روانکاوانه را پیدا کرد. شور عشقی که با راه افتادن ادوارد و اتیلیه (اوتیلیه) در بیشه‌زار به نمایش درمی‌آید و ناگهان با شنیدن صدای آسیاب تلنگری می‌خوری که باید به خود بیایی و بدانی که جهان در هیچ حالتی پایدار نیست؛ اما بدون زخم خوردن و اذیت شدن از طرف نویسنده. جاهایی از داستان طوری نوشته‌شده که انگار در حال تماشای نقاشی‌های دوران رنسانس هستی و هرچه می‌خوانی و جلوتر می‌روی زیبایی متن مرز مشخص ندارد. همین نوشته‌های خیالی درباره عشق و احساسات بود که جایگاه گوته را این‌چنین بزرگ کرده است. فرق دنیای درون با دنیای بیرون با این سبک از نوشته‌های گوته مشخص می‌شود.
گوته سال‌ها بعد به یکی از دوستان خود گفت: «در این رمان آن‌قدر مطلب نهفته است که هیچ‌کس با خواندن یک‌باره‌ آن، قادر به درک کلیتش نیست.»