جمهوری اسلامی و طوفان مدرنیسم
حسن جعفریانی (عضو هیات علمی دانشگاه)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1516

قدرت‌های منطقه‌ای چالشی علیه آمریکا

علی امیدوار ( کارشناس روابط بین‌الملل)
در دورانی که جهان به دو قطب شرق و غرب تقسیم می‌شد، تعامل بین این دو قطب در مسائل جهانی بسیار راحت‌‌تر از دوران کنونی بود. این دو قطب به اقتضای سیاست جهانی خویش، حوزه منافع ملی خود را تعریف کرده و به نحوی بر سر تقسیم جهان با هم کنار می‌آمدند. در دوران پسادو قطبی در مقطعی با فروپاشی قطب شرق، آمریکا یکه‌تاز سیاست جهانی شد و تقریبا برای دستیابی به اهداف خود بلامنازع بود. حضور درافغانستان، حضور در دو جنگ در خلیج فارس که یکی از آنها به سقوط صدام حسین منجر شد، نمونه‌‌‌های اعمال سیاست‌‌‌های بلامنازع آمریکا در سطح جهان بودند. در مرحله بعد، روسیه و چین به‌عنوان قدرت‌هایی ظهور کردند که قدرت بلامنازعی آمریکا را به چالش کشیدند. قدرت‌نمایی روسیه در برخی صحنه‌‌‌های جهان مانند حمله به شبه جزیره کریمه و الحاق آن به این کشور، حمله به گرجستان و پیش رفتن تا دروازه‌‌‌های تفلیس و حضور مقتدرانه در سوریه، بروز کرد. حضور چین در صحنه اقتصادی و کشورهای مختلف و طرح آن موسوم به «یک راه-یک کمربند» حداقل در عرصه اقتصادی چالش عمده‌ای را علیه آمریکا به‌وجود آورد. در مرحله کنونی قدرت‌های دیگری نیز ظهور کرده‌‌‌‌اند که به نوبه خود نقش فعالی در عرصه بین‌الملل دارند و اینها قدرت‌های منطقه‌ای مانند جمهوری اسلامی ایران هستند. در این دوران، آمریکا و اقمار آن شامل اروپا در یک جناح ایفای نقش می‌کنند. روسیه و چین به‌طور جداگانه و در مواردی کنار هم در جناحی دیگر هستند و قدرت‌های منطقه‌ای هم به سهم خود در مناطق مختلف ایفای نقش می‌کنند. حضور قدرت‌های منطقه‌ای که دارای خصوصیات زیر هستند، ماهیت نظام بین‌الملل را تغییر داده‌‌‌‌اند:
1- به‌طور کلی یا تقریبا هر یک دارای ماهیت و هویت مستقل هستند و به هیچ قطب وابستگی ندارند بلکه برای رسیدن به اهداف خود با قدرت‌ها و جریانات دیگر در تعامل یا تعارض هستند.
2- دراین تعاملات اگر چه در جایی از قدرتی برتر کمک می‌گیرند، اما در جای دیگر برای رسیدن آن قدرت به اهداف خود، تاثیر تعیین‌کننده‌ای دارند.
3- آنها قابلیت دگردیسی و پوست‌‌‌‌اندازی سریع دارند و به‌سرعت ساختار و نقاط آسیب‌پذیر خود را ترمیم می‌کنند، به طوری‌که دسترسی دشمن به نقاط کلیدی و از کار‌‌‌‌انداختن آن غیر ممکن است.
4 – با همگرایی در میان خود و از طریق کشورهای ثالث راه‌‌‌های برون‌رفت از بحران‌‌‌ها را به‌تدریج تقویت کرده و نسبت به چنین کنش‌‌‌هایی تسلط یافته‌‌‌‌اند.
در چنین شرایطی آمریکا دیگر همانند دوران دو قطبی یا دوران چند قطبی به راحتی توان حذف حریف را از میدان ندارد. هم اکنون حدود سه سال است که آمریکا با اینگونه قدرت‌های منطقه‌ای که سمبل آن جمهوری اسلامی ایران است، درگیر است. پیش‌بینی دولت‌مردان حکومت ترامپ این بود که با اعمال فشار بر جمهوری اسلامی ایران حداقل ظرف یکسال به اهداف ظالمانه خود خواهد رسید. از یاد نبریم که برمبنای همین دیدگاه بود که جان بولتون مشاور وقت امنیت ملی آمریکا مدعی شد که جمهوری اسلامی ایران جشن چهل سالگی خود را نخواهد دید، اما اینک پس از گذشت نزدیک به چهار سال از روی کار آمدن ترامپ، آمریکا نه تنها در ایران بلکه در ونزوئلا، سوریه، کره شمالی، یمن، عراق و ... موفقیتی نداشته و این قدرت‌های منطقه‌ای کوچک اما با قابلیت‌‌‌های بالا و مقاوم بوده‌‌‌‌اند که در هر عرصه‌ای راه برون‌رفت از محاصره آمریکا را پیدا کرده‌‌‌‌اند.