جمهوری اسلامی و طوفان مدرنیسم
حسن جعفریانی (عضو هیات علمی دانشگاه)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1516

ای مه من، ‌ای بت چین

دکتر احسان اقبال سعید ( روزنامه نگار)
حکایت هنوز نامعلوم قرارداد یا توافق بیست‌و‌پنج ساله میان جمهوری اسلامی ایران وجمهوری خلق چین موجب گفت و نوشت‌های پرسوز و گاه بی‌گدار به آب زدن شده است. ‌این‌که گفتار درباره نقشه راهی برای ربع قرن مراوده میان دو کشور انکار ناشدنی چنین برپایه غیض و غلظت‌های حمیت‌آمیز استوار است، نشان از همان حکایت ستبری رگ‌های گردن و گوشه‌نشینی استدلال واستنباط تا هنوز است.
گروهی از گویندگان و قلم‌به‌دستان و میکروفن در برابر نهادگان از سر عناد یا مخالفت با نظام هر فعل و کلامی از سوی تهران را بی‌آن‌که در مفاد و محتوا دقتی مبذول دارند، یکسره مذموم ومحکوم می‌دارند، خواه تلاش برای صدور نفت باشد، خواه تلاش برای تقویت بنیه دفاعی کشور. برای این جماعت هر قرار و قراردادی از سر نانکویی و برای دوام و بقاست. پس باید یکسره کوبید و فروریخت. در داخل هم رقبای سیاسی گاه چنان هیمه رقابت‌های میان خود را بالا می‌برند که به وادی هرچه رقیب کند بد است، فرو می‌غلتند و از برای اشغال پاستور گاه تا اشتعال اذهان در تهران، بی‌آنکه بدانند، می‌تازند.
برگردیم به حکایت ایران وچین، مفاد را جز یک پیش‌نویس به تمامی نمی‌دانیم...
... اما به قاعده‌ی مطلع که حکایت از محتوای غزل دارد، با همین متن پیش‌نویس منتشره می‌توان نکاتی را تا تنویر کافی در این باره بازگفت:
1-نفت و نفت:
اگر قرار با اژدهای زرد فروش نفت خام و مشتقات نفتی ما را برای ربع قرن با یک قیمت پایدار ولو گاه کمتر از دوران گزاف و گران بودن انرژی، بی‌بازگشت و بدون امکان توقف سازد، یک امکان کم‌نظیر برای توسعه و صیانت از زیست مردمان ایران زمین فراهم شده است. اقتصادی با بند ناف بریده از خام‌فروشی کمال مطلوب ایران است که در بیان رهبری عالی نظام هم به تواتر بیان شده است. از آنجا که برای یک زیست و اقتصاد هفتاد سال زیسته در میان و میانه نفت‌فروشی بریدن یکباره از پول سهل نفت دشوار و نفس‌گیر و حتی مخرب است و مهر بردل نشسته به روزگاران را نمی‌توان یکباره و یکسره به کناری نهاد. تجربه دشواری‌های افزون دوسال اخیر که بخشی از آن ناشی از به نزدیک صفر رساندن صادرات نفت ایران از سوی دونالد ترامپ است، گویای این گزاره است که صلاح ملک در کم کردن وابستگی به نفت است، اما بریدن یکباره ممکن و مطلوب نیست.
واقعیت بازار انرژی حکایت از رقابت نفس‌گیر در آتیه بازار است. عرضه نفت خام در بازار به دلیل افزایش تولیدکنندگان جدید چون نیجریه و حتی ایالات متحده و سرمایه‌گذاری گسترده بر نفت شیل(نفت استحصالی از شکاف هیدرولیکی ماسه‌ها،که با تکنولوژی فعلی گرانتر از نفت رایج است.) منابع عظیم نفت شیل در اختیار ایالات متحده، کانادا و چین است. با سرمایه‌گذاری بر روی پژوهش در حوزه نفت شیل احتمال توسعه فناوری و رسیدن به صرفه اقتصادی در فرآوری و فروش آن احتمال ‌این‌که بازار انرژی با بی‌نیازی برخی کشورهای تولیدکننده به مازاد عرضه شدید و افت بی‌حساب قیمت مواجه شود. اگر محدودیت‌های ناعادلانه ایالات متحده بر صادرات نفت ایران برداشته شود، باز رسیدن به میزان تولید قبل و یافتن بازارهای قبل در این وضعیت بازار کار دشواری است. پس یافتن یک مشتری ثابت بیست و پنج ساله ولو با تخفیف‌های معمول در بازار نفت می‌تواند یک اقدام سودمند درازمدت باشد که نوعی پیش‌دستی و صیانت از منابع انرژی کشور برای توسعه پایدار باشد.
2-توان چینی:
چین را نمی‌توان دیگر یک اقتصاد نوظهور خواند، بلکه یک قدرت مستمر و غیر قابل انکار در عرصه جهانی است. ناسازگاری ماهیت تجدید نظرطلبانه و انقلابی جمهوری اسلامی ایران با نظم مورد نظر غرب با میانداری واشنگتن یک حقیقت مستدل و مستقر است. پس نمی‌توان در زمینه همکاری‌های تکنولوژیک و عمرانی روی همکاری‌های طولانی با کشورهای غربی حساب کرد. یا منافع بودن کنار ایالات متحده و مراوده تجاری با واشنگتن و هراس از پاهای چوبین خود بدون یانکی‌ها نهایت همکاری را به رگبار بهاری چون حضور توتال و پژو در ایران تبدیل می‌کند؛ همکاری‌ای که ابتر می‌ماند و موجب سوخت سرمایه و هزینه اقتصادی روانی در داخل می‌شود. واقع‌بینانه نیست که گمان کنیم در واقعیت حاضر عرصه جهانی، چین به دنبال مواجهه با ایالات متحده بر سر ایران است، اما گسستگی تمدنی و توان اقتصادی چین با اروپایی‌ها قابل مقایسه نیست و این کشور با تشر واشنگتن بازار ایران را فرو نمی‌گذارد و دست ایالات متحده هم برای فشار بر چین چندان گشوده نیست. از یاد نباید برد که بخش بزرگی از صنایع و تکنولوژی چینی در کنترل دولت و شرکت‌های حکومتی است و بهانه عدم تمایل شرکت‌ها و بانک‌های خصوصی برای کار با ایران از سوی چین مسموع نیست، چنان که برخی طرف‌های اروپایی برجام پس از خروج ترامپ از توافق، چنین بهانه پیشه کردند. سوار شدن بر خودروی چینی ولو با کیفیت کمتر ولی رو به بهبود بهتر از داشتن محصولات بنز و رنو بدون قطعات یدکی و با قیمت‌های بی‌افسار ناشی از آمدن و رفتن کمپانی‌های غربی است. این یک حقیقت است.
3-پیوستگی اقتصادی با یک قدرت جهانی ضربه‌پذیری کشور را کاهش می‌دهد. هر چند توان جمهوری اسلامی ایران بر توان داخلی و درون‌زایی است، اما نمی‌توان نادیده انگاشت که پیوستگی اقتصادی در هر نقطه ضربه‌پذیری را کاهش می‌دهد و یک ضربه می‌تواند چند نقطه را درگیر کند.
4-برخی حکایت ترکمانچای و قرارداد‌های استعماری قرن نوزدهم را یادآوری می‌کنند و می‌خواهند از دیکته هنوز نانوشته اغلاط پرشمار بگیرند و امتحان نداده، راه رد و رفوزه در پیش بگیرند. اگر نیک بنگریم در میانه جهان شیشه‌ای امروز مگر چنین چیزی ممکن و مقدور است؟ چگونه می‌توان باور کرد جمهوری خلق چین با وسعتی به‌‌‌‌اندازه چند قاره و جمعیتی به بی‌شمار، طمع سرزمینی به خاک ایران دارد؟ هرچند جمهوری اسلامی ایران در چهاردهه گذشته استقلال و حساسیت خود را در این گونه موارد به عیانی و عریانی نشان داده است. اگر حضور اقتصادی و سرمایه‌گذاری مشترک با چینی‌ها به واقع منجر به توسعه و رونق جزایر کمتر مورد توجه ایران در خلیج فارس قرار بگیرد، یقینا یک اقدام ملی و توسعه پایدار رخ داده است. ‌این‌که در تنب‌ها و ابوموسی و هندورابی و هرمز مراکز تجارت فراکشوری و بارانداز منطقه‌ای به بار بنشیند، مگر جز رونق و وفاداری و دلبستگی بیشتر و برافروختن چراغ امید در آن مناطق چیز دیگری‌ست؟ توسعه اقتصاد آن مناطق امنیت درازپا و پایدارتری را هم برای کشور تداوم و ارتقا می‌بخشد.
همه نگاشته‌های خطوط رفته در صدر مطلب بر اساس گمانه و تحلیل است و نه اطلاعات دقیق، اما کاش به مفاد و دقایق و ظرایف نظر بیفکنیم، آنگاه قضاوت و روایت کنیم نه شیپور در دست و کف بر دهان یکسره واوطنا سردهیم یا مبلغ و مبشر بی‌اطلاع باشیم.
قرارهایی با این درجه از اهمیت یقینا هم تصویب پارلمان را می‌خواهد و هم نظارت و موافقت رهبر معظم انقلاب را از پیش بر پیشانی خواهد داشت. پس باید دست به عصا و شیشه نکته‌بینی و دقت بر چشم به منافع درازمدت سرزمین‌مان بیندیشیم و نه احساسات زودگذر و رقابت‌های کم‌ثمر.