سورپرایز اکتبر ترامپ ایران خواهد بود؟
محسن رفیق (روزنامه‌نگار)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1522

قطع رابطه با اسرائیل به دستور دکتر مصدق

روز ۱۶ تیرماه ۱۳۳۰ دولت ایران به نخست‌وزیری دکتر محمد مصدق روابط سیاسی و دیپلماتیک خود را با رژیم اسرائیل قطع کرد. پایان جنگ جهانی اول تحولات مهمی در دنیا بر جای گذاشت. یکی از مهم‌ترین این تحولات فروپاشی امپراتوری مسلمان عثمانی و تقسیم آن به کشورهای کوچک شامل‌‌ترکیه، سوریه، لبنان، فلسطین، عراق، اردن و عربستان سعودی بود. جامعه ملل که پس از پایان ‏جنگ جهانی اول تشکیل شده بود، سرپرستی این دولت‌های کوچک مسلمان‏ را به فاتحان جنگ سپرد که از جمله آن‌ها قیمومیت کشور فلسطین به بریتانیا واگذار شد. بریتانیا که در طول مدت قیمومیت خود بر فلسطین، برنامه تشکیل دولتی مرکب از یهودیان سراسر دنیا در خاک فلسطین را طراحی کرده بود، پس از پایان جنگ جهانی دوم، مساله فلسطین و تشکیل دولت‏ یهود را به سازمان ملل ارجاع داد، سازمان ملل متحد نیز اقدام به تاسیس کمیته تحقیقی جهت تعیین تکلیف نهایی سرزمین فلسطین کرد. همزمان دولت ایران از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای عضویت در این کمیته انتخاب شد. کمیته پس از بررسی جوانب موضوع به دو گروه اکثریت و اقلیت که دارای دو دیدگاه متفاوت بودند، تقسیم شد. گروه اکثریت خواهان تاسیس دو دولت مستقل و مجزای یهود و عرب در فلسطین بود و گروه اقلیت خواستار آن بود که پس از استقلال فلسطین، یهودیان مهاجر و بومی فلسطین در سکونتگاه‌های‌شان از خودمختاری در چارچوب یک طرح نظام فدرالی بهره‌مند باشند. ایران نیز در این میان از اعضای فعال گروه اقلیت بود که از طرح خودمختاری حمایت کرده و مخالف طرح تقسیم بود. پس از تصویب طرح تقسیم در مجمع عمومی سازمان ملل و اعلام تشکیل دولت اسرائیل در سال ۱۹۴۸ میلادی (۱۳۲۷ خورشیدی)، دولت ایران علی‌رغم ‌‌‌‌این‌که به تدریج درمی‌یافت که تسریع در دریافت کمک‌های مالی پیش‌بینی شده در اصل ۴‌‌ترومن از ایالات متحده تا اندازه‌ای منوط به شناسایی دولت یهود است، جهت حفظ روابط خود با کشورهای عرب به عضویت اسرائیل در سازمان ملل رای منفی داد. کابینه احمد قوام که زیر فشار گروه‌های مذهبی قرار داشت، با صدور بیانیه‌ای تاسیس دولت یهود را محکوم و آمادگی خود را برای همکاری جهت آزادی فلسطین با سایر دولت‌های اسلامی اعلام کرد. اما از همین زمان بود که مجموعه وقایعی ایران را به تجدیدنظر در موضع اولیه واداشت. حادثه‌‌ترور نافرجام محمدرضاشاه پهلوی در ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ (۴ فوریه ۱۹۴۹) که منجر به برقراری حکومت نظامی و غیرقانونی شدن حزب توده و توقیف کلیه مطبوعات (به غیر از روزنامه‌های کیهان و اطلاعات) و نیز دستگیری و تبعید آیت‌الله کاشانی شد، مانع استمرار فضای ضدیت با تاسیس اسرائیل در فضای سیاسی کشور شد. تحکیم قدرت شاه و افزایش اختیارات وی در نتیجه تشکیل مجلس موسسان در سال ۱۳۲۸ و به‌ویژه تشکیل مجلس سنا که متشکل از نمایندگان منصوب شاه بود، وزنه پرقدرتی را در مقابل مجلس شورای ملی شکل داد و به این‌‌ترتیب شاه از اختیار عمل بیشتری در همه حوزه‌ها، از جمله حوزه سیاست خارجی بهره‌مند شد. موفقیت نظامی دولت تازه تاسیس اسرائیل در مقابل تهاجم گسترده اعراب موجب حیرت آمیخته با تحسین بسیاری از ناظران سیاسی و نظامی ایران شد. سپهبد حاجعلی رزم‌آرا رئیس وقت ستاد ارتش ایران در سخنرانی خود در باشگاه افسران، ارتش اسرائیل را به لحاظ کارایی و شهامت ستود و آن را الگویی برای ارتش ایران دانست. در مطبوعات آن دوران نیز نوشته‌هایی در ستایش از نظامیان اسرائیلی درج شد. اما همزمان با جنبش ملی شدن صنعت نفت و تشکیل کابینه توسط دکتر محمد مصدق، بار دیگر موضوع روابط ایران و اسرائیل به میان کشیده شد. باقر کاظمی، وزیر امور خارجه کابینه دولت دکترمصدق نیز در ۱۶تیر ۱۳۳۰ در مجلس حاضر و تصمیم دولت مبنی بر تعطیل کنسولگری ایران در بیت‌المقدس را به اطلاع نمایندگان رساند.(منبع:تاریخ ایرانی)