جمهوری اسلامی و طوفان مدرنیسم
حسن جعفریانی (عضو هیات علمی دانشگاه)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1514

ماهنامه‌ای که یک رسانه مهم بود برای سینمایی مهم

«هنر و تجربه» به تاریخ پیوست

همدلی| سارا حیدرنژاد| ماهنامه «هنر و تجربه» شاید تنها مجله‌ای بود که با تحریریه‌ای حرفه‌ای و کاربلد برای مدت شش سال روی سینمایی پرداختن به سینمایی متمرکز شد که معمولا در کشور ما چندان که باید مورد توجه قرار نمی‌گیرد. علاقه‌مندان به سینمای هنر و تجربه وقتی صفحه‌های این ماهنامه را ورق می‌زدند، می‌دانستند که چه فیلم‌هایی در این فضا در حال اکران است، کدامش را باید دید و کدامش اثری مهم به شمار می‌رود. این ماهنامه یک ابزار تبلیغاتی مهم برای سینمای هنر و تجربه در ایران بود که متاسفانه درست در روز قلم از میان رفت. کیوان کثیریان سردبیر و سیدرضا صائمی دبیر تحریریه این ماهنامه سال‌های سال کوشیدند برای ارائه یک محتوای دقیق، درست و البته خواندی. کثیریان بعد از اینکه تعطیلی این ماهنامه قطعی شد در یادداشت کوتاهی این‌طور نوشت:«نه انجمن صنفی در کار بود که بیانیه بدهد و نامه‌نگاری کند و پای وزیر و وکیل را وسط بکشد، نه مدیری که چیزی، حتی پشیزی از مطبوعات فهم کند. در این شش سال با کمک ده‌ها تن از نویسندگان باسابقه و جوان، هفتاد و دو شماره منتشر شد و تلاش کردیم محتوای قابل قبولی ارائه دهیم و ماهنامه‌ای باکیفیت و بی‌تعارف منتشر کنیم خوشبختانه حمایت مدیرمسئول ماهنامه و هیات مدیره هم همراهمان بود. گرچه قراردادی که در سال ۹۳ بستیم تا سال ۹۸ ثابت ماند و حتی یک ریال افزایش نیافت ولی از اینکه در انتشار این ماهنامه سهم داشتم راضی‌ام و همچنین از اینکه از ابتدا تا چند روز پیش عضوی از خانواده محترم و مفید هنروتجربه بودم. راستی روز قلم مبارک آقای صانعی مقدم مدیرعامل گرامی.»
رضا صائمی هم که سه سال دبیر تحریریه این ماهنامه شریف بود و پیش از آن هم یکی از نویسندگانش، بعد از پایان کار این ماهنامه در صفحه اینستاگرامش این‌طور حسش را انتقال داد: «پشت تک‌تک این جلدها خاطرات و مخاطرات قلمی نهفته. سرخوشی‌ها و سرخوردگی‌هایی که در فراز و فرود انتشار مجله تجربه شده، دشواری مصاحبه و تنظیم آنها، شوق نقد نوشتن و عرق‌ریزان روحی‌اش، ذوق تیتر زدن، اضطراب دیررسیدن مطلب، هماهنگی برای عکاسی، چالش جلد، خوانش مطالب، تهیه گزارش ماه، برگزاری میزگردها، تامین عکس‌ها، ویرایش متن و چیدمان صفحه و... حالا پس از شش سال ماهنامه هنر و تجربه متوقف شد! نزدیک به سه سال از آن را دبیر تحریریه‌اش بودم و پیش از آن هم یکی از نویسندگانش؛ سه سالی که آموختم. از خواندن تک‌تک نقد و یادداشت‌های دوستان منتقدم، از گفت‌وگوهایشان با سینماگران، از کیوان کثیریان عزیز سردبیر مجله که اگر ایستادگی و مقاومتش نبود، پیش از این و بارها و بارها مجله تعطیل شده بود. در کنارش مشق روزنامه‌نگاری کردم، حالا در این روزهای مشقت بار مجله تعطیل شده! انگار پایت رفته روی مین! چیزی درونت خالی شده! فرو ریخته! دیروز هم روز قلم بود و هم سالروز کیارستمی و چه نسبت غریبی دارند این دو با توقف ماهنامه هنر و تجربه. کیارستمی که سینمایش مظهر ناب سینمای هنر و تجربه بود، گفته بود: «خوش بود گر هنر و تجربه آید به میان.» حالا نه خودش در میان است و نه مجله‌ای که روایتگر سینمایی از جنس سینمایش بود! حالا تک‌تک این شماره‌ها را روق می‌زنم و گذر عمرم را می‌بینم و زیر لب شعر قیصر را زمزمه می‌کنم که: «عمری به جز بیهوده بودن سر نکردیم/ تقویم‌ها گفتند و ما باور نکردیم.»