جمهوری اسلامی و طوفان مدرنیسم
حسن جعفریانی (عضو هیات علمی دانشگاه)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1514

«انیو موریکونه» پرکارترین آهنگساز تاریخ سینما دیروز از دنیا رفت

خداحافظ موتسارت سینما!

همدلی|علی نامجو: نودویک سال عمر کوتاهی نیست، آن هم در این دوران که میانگین سن بسیاری از آد‌م‌ها خیلی پایین‌تر از این اعداد آمده، اما مرگ بعضی‌ها در همین سن و سال هم می‌تواند جهانی را به بهت فرو ببرد. دیروز یکی از همین کسانی که مرگشان به مردم جهان شوک وارد می‌کند، در نود و یک سالگی از دنیا رفت؛ انیو موریکونه؛ آهنگساز، رهبر ارکستر و نوازنده سرشناس ایتالیایی. شاید مهم‌ترین ویژگی او در مقایسه با بقیه آهنگسازان بزرگ دنیا در این بود که نامش بیش از همه با سینما گره خورد و کار به جایی رسید که به او لقب «موتسارت سینما» را دادند. به کارنامه او در زمینه آهنگسازی هم که نگاه کنید، به اعداد و ارقامی برخواهید خورد که می‌تواند هر کسی را به تعجب وادارد؛ ساخت موسیقی۵۰۰ فیلم سینمایی و تلویزیونی و البته آهنگسازی بیش از ۱۰۰ اثر کلاسیک. او پنج ‌بار برای ساخت موسیقی متن فیلم‌های «روزهای بهشت»، «مأموریت»، «تسخیرناپذیران»، «باگزی» و «مالنا» نامزد دریافت اسکار شده بود، اما تقدیر برایش این طور رقم خورد که در سال‌های پیری یعنی وقتی هفتاد و هفت ساله بود، برگزارکنندگان اسکار تصمیم بگیرند به او اسکار بدهند، البته جایزه افتخاری اسکار سال ۲۰۰۷ را. او 9سال بعد در ۸۷ سالگی برای فیلم «هشت نفرت‌انگیز» تارانتینو بالاخره توانست اسکار موسیقی متن را به خانه ببرد. در طول چند دهه فعالیتش در عرصه موسیقی فیلم تجربه همکاری با نام‌های بزرگی از جمله سرجیو لئونه، برناردو برتولوچی، پیر پائولو پازولینی‌، پدرو آلمادوار، جوزپه تورناتوره، اولیور استون،‌ ترنس مالیک‌، برایان دی‌پالما، بری لوینستون، رومن پولانسکی، فرانکو زفیرلی، کوئنتین تارانتینو و بسیاری دیگر همکاری داشته ‌است.

نمادی برای وسترن اسپاگتی

با ساخت موسیقی فیلم‌های ژانر وسترن ایتالیایی که بعد از وسترن آمریکایی کار خود را آغاز کرد، معروف شد؛ ژانری که به آن «وسترن اسپاگتی» لقب داده بودند. اما او توانست در جهان به نماد آهنگسازی فیلم تبدیل شود و موسیقی آثاری همچون «روزی روزگاری در آمریکا»، «سینما پارادیزو» و «بیل را بکش» را هم بسازد. موریکونه با آهنگسازی‌اش در تعیین سرنوشت فیلم‌ها به قدری تاثیرگذار بود که بزرگانی سرجیو لئونه اول می‌گذاشتند تا او موسیقی را بنویسد و بعد صحنه را بر اساس آن موسیقی هماهنگ می‌کردند. او زاده رم بود و مردم آنجا «مائسترو» صدایش می‌زدند چون از نگاه مردم رم و کل ایتالیا موریکونه واقعا در کارش استاد بود.
او در آغاز با ارکستراسیون موسیقی متن فیلم‌هایی از جمله «مرگ یک دوست» و «باراباس» وارد سینما شد. اولین فیلم سینمایی با آهنگسازی او «فاشیست» نام داشت. به او از سوی دولت‌های ایتالیا، فرانسه و مقدونیه نشان لیاقت داده بودند. جالب ‌این‌که موریکونه تنها آهنگساز سینما در طول تاریخ بود که توانست جایزه پولار راکه به «نوبل موسیقی» شهرت دارد، در سال 2010 دریافت کند.

صاحب بهترین موسیقی تاریخ سینما

هشت سال قبل، نشریه ورایتی با رای‌گیری از ۴۰ آهنگساز فعال سینمای جهان، آهنگسازی انیو موریکونه برای فیلم «مأموریت» را بهترین موسیقی ساخته شده برای یک اثر سینمایی تا آن روز معرفی کرد. در آخرین آمار منتشر شده ۶۰ میلیون نسخه از آثار او در سراسر جهان به فروش رسیده و «روزی روزگاری در غرب»اش با ثبت رکورد فروش ۱۰ میلیون نسخه‌ای جزو پرفروش‌ترین آلبوم‌های اینسترومنتال موسیقی فیلم در تاریخ سینما به حساب می‌آید. او در محله‌ «تِراستوِره» و در خانواده‌ای اهل موسیقی به دنیا آمد. فرزند اول ماریو موریکونه و لیبرا ریدولفی بود و موسیقی را با نوازندگی ساز ترومپت شروع کرد. شاید نقش پررنگ این ساز در موسیقی‌هایی که او ساخت هم به دلیل علاقه شخصی او به اولین سازی بود که نواختنش را آغاز کرد. از همان ابتدا به قدری در فراگیری موسیقی با استعداد بود که
خانواده‌اش برای ادامه تحصیل او در همین رشته هم بسیار دلگرم شدند. پدرش هم نوازنده ترومپت بود. و در موسیقی جاز، اپرا و در عرصه ضبط موسیقی برای فیلم‌سازان فعالیت می‌کرد. انیو، وقتی شش ساله بود، آهنگسازی را آغاز کرد. هشت ساله بود که وارد به مدرسه « John the Baptist» در رم شد و سرجو لئونه هم‌مدرسه‌ای او در آنجا بود؛ کارگردانی که همکاری موریکونه با او چند سال بعد هر دوی آنها را به شهرتی جهانی رساند. چهار سال بعد پدر و مادرش او را به کنسرواتواری در رم به نام «آکادمی سانتاسیسیلیا» فرستادند. دانیل بارنبویم و نینو روتا از جمله چهره‌های شاخصی هستند که در این کنسرواتوار آموزش دیدند. «آمبرتو سمپرونی» آنجا آموخته‌های بیشتری را درزمینه نوازندگی ترومپت در اختیار موریکونه قرار داد. «روبرتو کاگیانو»، مدرس ‌هارمونی انیو در همان ایام به او پیشنهاد داد تا آموختن آهنگسازی را فرابگیرد. مدتی بعد موریکونه زیر نظر «کارلو گاروفالو»، «آلفردو دنینو» و «آنتونیو فردیناندی» آموختن مبانی آهنگسازی را شروع کرد. بعد از آن، شاگرد گوفردو پتراسی شد. موریکونه سال ۱۹۴۶ دیپلمش از آکادمی سانتاسیسیلیا گرفت و از آنجا فارغ‌التحصیل شد. او در همان دورانی که درس می‌خواند ساخت موسیقی برای نمایش‌های رادیویی را آغاز کرد و در چند ارکستر مختلف هم به نواختن ترومپت مشغول شد. سال ۱۹۵۶ با «ماریا تراویا» ازدواج کرد. همسر او نقش مهمی را در تکمیل برخی از آثار موریکونه داشت و برای مثال متون لاتینی را که در موسیقی فیلم «مأموریت» شنیده می‌شود، او سروده است. او صاحب ۳ پسر و یک دختر شد. یکی از پسرانش آندره‌آ بعدا آهنگساز شد و پسر دیگرش جیووانی به سراغ فیلم‌سازی رفت.

موریکونه چطور آهنگساز سینما شد؟

به خصوص در دهه‌های 60 و 70 میلادی برای بسیاری از خوانندگان معروف آن زمان ایتالیا آهنگ ساخت که از جمله آن‌ها می‌شود به نام هلن مریل، جانی موراندی، کاترین اسپاک، رناتو راسل، پل آنکا، میری ماتیو، و دمیس روسس اشاره کرد. خودش درباره علت کشیده شدنش به سمت آهنگسازی فیلم در گفت‌وگویی توضیح داده بود:«بیشتر موسیقی‌های متن فیلم‌های آن زمان بد بودند و من می‌توانستم آثاری بهتر از آنچه در فیلم‌ها مورد استفاده قرار می‌گرفت، بسازم. بعد از ‌این‌که جنگ جهانی دوم تمام شد، صنعت سینما در ایتالیا رشد کرد و نئورئالیسم ایتالیا توانست در جهان جایگاه فوق‌العاده‌ای کسب کند، اما فیلم‌های خوب سینمای ایتالیا در آن روزها، موسیقی‌های خوبی نداشتند. من هم در آن روزها، به پول نیاز داشتم و این عوامل باعث شد به سوی موسیقی فیلم بروم». او با سازبندی و رهبری موسیقی آشنایی داشت و همین دو عامل در حضور موفق او از همان ابتدا در عرصه موسیقی فیلم موثر بود. البته در آن دوران خیلی‌ها ساخته‌های موریکونه را موفقیتی برای او در عرصه هنر به حساب نمی‌آوردند، اما همان فیلم‌های اول با آهنگسازی او هم در زمینه تجاری موفق شدند. قبل از ورود به عرصه موسیقی فیلم، سال‌ها در زمینه ساخت ترانه برای خوانندگان مطرح ایتالیایی کار کرده بود و همین ویژگی هم سبب شد تاثیرات او از آن دوران در آثاری همچون «خوب، بد، زشت» به خوبی مشخص باشد. او در این فیلم از گیتار الکتریک استفاده کرده بود و این وجه را می‌شود متاثر از ترانه‌های او به حساب آورد. البته موریکونه، در ابتدا با اسم خودش موسیقی فیلم نمی‎ساخت و از نام‌های مستعاری همچون «دان ساویو» و «لئو نیکولز» استفاده می‌کرد. همانطور که از آغاز این نوشته توضیح داده شد، «فاشیست» اولین فیلمی بود که موریکونه موسیقی‌اش را ساخت. این فیلم چهار سال بعد از ساخته شدن در سینماهای آمریکا به نمایش درآمد. «لارنس مک‌دونالد» درباره ورود موریکونه به سینما گفته بود: «ساخته‌های او در زمینه تئاتر مقدمه ورودش به آهنگسازی فیلم بود. این لوچانو سالچه بود که تجربه همکاری با موریکونه در چند نمایش به او پیشنهاد ساخت موسیقی فیلم فاشیست را داد.»

یافتن دوباره دوستی که تقدیر را تغییر داد

هرچند موریکونه در همان دوران تحصیلات ابتدایی با لئونه هم‌مدرسه‌ای بود، اما از چند سال بعد ارتباطش با او به طور کلی قطع شد تا ‌این‌که آن‌دو چند سال بعد دوباره به هم رسیدند. توجه لئونه به موسیقی فیلم‌هایش درست مثل نگاه او سبک تصویری و روایتگری در آثاری که می‌ساخت، با دیگران فرق داشت. موریکونه هم با فهم این تفاوت کوشید آهنگ‌هایی برای فیلم‌های او بنویسد که با جریان رایج موسیقی فیلم‌های وسترن تفاوت دارد. اگر «به خاطر یک مشت دلار» را به عنوان اولین فیلمی که نام انیو موریکونه را در جهان به عنوان یک آهنگساز موسیقی فیلم مطرح کرد، در نظر بگیریم، باید بدانیم که نوع آهنگسازی او در این فیلم چندان منحصر به فرد نبود، اما چند ویژگی مخصوص به خودش را در زمینه تنظیم داشت. بودجه فیلم چندان زیاد نبود بنابراین او نمی‌توانست از ارکستر بزرگی برای ضبط موسیقی استفاده کند. به جای آن او از صداهای محیطی استفاده کرد تا اثری متفاوت بسازد. بهره‌گیری از صدای تیر تفنگ‌ها، نعره آدم‌ها، صدای تازیانه، صدای سوت، زنبورک، سازهای بومی سیسیلی، ترومپت‌ها و گیتار الکتریک محدودیت‌های مالی را از میان برد و در نهایت اثری را به وجود آورد که هنوز هم بسیاری درباره‌اش حرف می‌زنند.

لئونه و موسیقی

خود موریکونه درباره نگاه لئونه به موسیقی رفته بود:«او چندان به موسیقی علاقه‌ نداشت و موسیقی را هم زیاد نمی‌شناخت اما می‌دانست چه چیزی می‌خواهد. من فیلم‌هایش را می‌دیدم و به او موسیقی مناسب را پیشنهاد می‌دادم. معمولاً وقتی قطعه‌ای را می‌نواختم همان را برای فیلم قبول می‌کرد، اما همیشه مردد و دودل بود.»
او در طول کمتر از یک دهه آنقدر محبوب شد که در ژانر وسترن اسپاگتی برای 30 فیلم از جمله «گرینگو»، «ششلولی برای رینگو»، «بازگشت رینگو»، «هفت تپانچه برای خانواده مک‌گرگور»، «تپه‌های سرخ»، «گلوله‌ای برای ژنرال»، «مرگ، سوار بر اسب می‌تازد»، «تِپِپا»، «توپ‌های سان سباستین»، «سقفی از آسمان پر ستاره»، «ارتش پنج نفره»، «دو قاطر برای خواهر سارا»و «رفیق به غرب می‌رود» موسیقی ساخت. بعد ار آن بود که نه فقط از سوی کارگردانان ایتالیایی که از طرف بقیه فیلم‌سازان ایتالیایی و در ادامه امریکایی برای ساخت موسیقی متن آثارشان دعوت شد و توانست به بزرگ‌ترین آهنگساز تاریخ سینمای جهان تبدیل شود.

پایان قصه نماد موسیقی فیلم

علاوه بر دو جایزه اسکاری که در ابتدای این نوشته هم به آن اشاره شد، سه جایزه گرمی، سه گلدن گلوب، شش بفتا، دو جایزه فیلم اروپا و ۱۰ جایزه ایتالیایی «دیوید دی دوناتلو» را به نام خودش زد. جالب ‌این‌که موریکونه به فوتبال هم علاقه زیادی داشت و از طرفداران دوآتشه تیم فوتبال آ. اس. رم بود. بر اساس آمار او پرکارترین آهنگساز تاریخ سینما بود و گاردین در فوریه سال ۲۰۰۱ مقاله‌ای درباره او چاپ کرد و به موریکونه لقب موتسارت سینما را داد. او مدتی قبل زمین خورد و به همین خاطر استخوان لگن و رانش دچار شکستگی شد. این آهنگساز پرآوازه دوشنبه در بیمارستان بود که دچار سکته قلبی شد و از دنیا رفت. او حالا بعد از چند دهه صبح زود بیدار شدن و قدم زدن در یکی از اتاق‌های آپارتمان بزرگش در رم برای نوشتن موسیقی فیلم، آرام گرفته و دیگر لازم نیست کاری کند. خودش پیشتر گفته بود:«موسیقی در خون من است، هوایی است که نفس می‌کشم و دلیلی است برای حضور روی زمین.» شاید موسیقی هم برای او کارکرد خودش را از دست داده بود و به همین خاطر بالاخره وقت رفتنش در نود و یک سالگی رسید. پیام وزیر بهداشت ایتالیا بعد از شنیدن خبر درگذشت موریکونه را باید خیلی‌ها بخوانند. او در توئیترش نوشت: «بدرود استاد! و سپاس برای شور و احساساتی که به ما بخشیدی!»