جمهوری اسلامی و طوفان مدرنیسم
حسن جعفریانی (عضو هیات علمی دانشگاه)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1514

ایران و چین احیاگران راه ابریشم با شراکتی راهبردی

سعید محمدی (کارشناس روابط بین‌الملل)
در متن سند چشم‌انداز ٢٠ساله جمهورى اسلامى ایران از اهمیت و ضرورت گسترش مناسبات و همکاری‌هاى دو جانبه، منطقه‌ای و بين‌المللى جمهوری اسلامی ایران، توسعه و تقویت روابط سازنده با کشورها و بهره‌گيرى از روابط سياسى جهت نهادینه کردن روابط اقتصادى، افزایش جذب منابع و سرمایه‌گذارى خارجى و فناورى پيشرفته و گسترش بازارهاى صادراتى کشور به منظور افزایش سهم ایران از تجارت جهانى به عنوان یک ضرورت نام برده شده است.
در این راستا دستگاه سیاست خارجی بنا به وظایف ذاتی خود مکلف است منویات پیش‌بینی شده در حوزه روابط بین‌المللی این سند را که به تایید مقام معظم رهبری رسیده و از سوی ایشان برای اجرا ابلاغ شده است، به طور کامل دنبال و اجرا کند. از این‌رو تهیه ضابطه‌مند برنامه روابط بلندمدت با کشورهای هدف از جمله همسایگان و کشورهای دارای منافع مشترک به عنوان یک ضرورت، دنبال می‌شود. موضوع توسعه و تحکیم روابط سودمند با منطقه آسیا و در راس این کشور‌ها چین در حوزه شرقی به عنوان قدرت جهانی، یکی از اولویت‌های دستگاه سیاست خارجی کشور محسوب می‌شود.
به‌طور خاص روابط با چین برای ایران به واسطه اشتراکات فراوان سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و امنیتی، از وجوه راهبردی نیز برخوردار است. بنا بر این موضوع تهیه و تنظیم سند چشم‌انداز همکاری‌های بلندمدت میان دو کشور بسیار حائز اهمیت است. بر این اساس در سفر شی‎‌جین پینگ رئیس جمهوری چین به ایران موضوع تهیه چنین سندی مطرح و اهمیت تنظیم آن مورد توافق طرفین قرار گرفت. سندی که پیش‌نویس آن با در نظر گرفتن منافع ملی با تشریک مساعی کارشناسان دو کشور آماده و به منظور تصویب نهایی مراحل رفت و برگشت و دیگر مراحل تشریفاتی آن دنبال می‌شود.
در چنین فضایی که تلاش برای توسعه روابط میان ایران و چین در اولویت‌های کاری مقامات ارشد دو کشور قرار دارد؛ بیان برخی اظهارات غیرواقع‌بینانه برخی از شخصیتهای سیاسی تعجب‌آور است؛ آن هم در شرایطی که آمریکا زانوی خود را بر گلوی ملت ایران می‌فشارد و تروریسم اقتصادی دونالد ترامپ در زمان پاندمی کرونا ارسال دارو، تجهیزات درمانی و پزشکی و حتی خرید آمبولانس را هم مورد هدف تحریم قرار داده است. حال با توجه به مسائل فوق، بررسی اهداف و چرایی این نوع گفتمان و شبهه‌افکنی از سوی یک جریان داخلی مد نظر نیست، اما باید نحوه بیان موضوعات مرتبط با سیاست خارجی را در درجه نخست منافع ملی و اولویت قرار داد. خصوصا اینکه:
-در مسیر تحقق برنامه چشم‌انداز 20 ساله، علاوه بر اتکا بر دانش بومی و ظرفیت‌های ملی، باید توسعه روابط و همکاری‌های مشترک با کشورهای دوست که امکان توسعه ظرفیت‌های خودکفایی و خوداتکایی کشور را ارتقا می‌بخشد، مد نظر قرار گیرد. تحقق چنین فرایندی از طریق توسعه روابط هدفمند و ارتقای سطح همکاری سیاسی، اقتصادی و تجاری با کشور‌های دوست منجمله چین امکان‌پذیر است. این روند، واکنش مایوسانه دشمنان ایران را برمی‌انگیزد.
-چین یکی از سه قدرت برتر اقتصاد جهانی است. توسعه روابط با چین، به تضعیف و شکنندگی تحریم‌های ظالمانه آمریکا منجر خواهد شد و اصولا چنین فرایندی زمینه توسعه اقتصاد ایران را نیز فراهم می‌کند، امری که به مذاق دولت دونالد ترامپ، خوش نمی‌آید. در نتیجه تلخ کردن کام دشمنان پیشرفت ایران و خشنود کردن ملت، تکلیفی مهم برای همه آحاد طیف‌های سیاسی و دلسوزان نظام است.
-ایران پل ارتباط غرب و شرق: در طول هزاران سال گذشته ایران محور اصلی تجارت میان شرق و غرب بوده و این نقش همچنان کلیدی است. چین طرح ایجاد «یک جاده-یک کمربند» را با پشتوانه یک تریلیون دلار در بخش‌های ریلی، پل، توسعه بنادر و زیرساخت‌های انرژی در حوزه بیش از 60 کشور جهان در قاره آفریقا، آسیا و تا اروپا را مد نظر دارد و ایران به‌لحاظ موقعیت ژئوپلیتیکی به عنوان یک نقطه اتصال تاریخی - راهبردی در کانون این برنامه قرار دارد.
اجرای چنین طرحی که ایران را به عنوان محور مد نظر قرار دارد، بازتولید ثروت و احیاگر تاریخی بس پر رونق است. در واقع موضوع همکاری ایران و چین به عنوان احیاگران راه ابریشم با شراکتی راهبردی برای بسیاری ناخشنودکننده است.
-چین یکی از خریداران بزرگ نفت و شریک مهم تجاری ایران است، این امر امنیت روانی توسعه‌طلبان یکجانبه‌گرای فرامنطقه‌ای را برهم زده است. در این راستا منطق شراکت و همکاری‌های متقابل پر سود با ایران نزد کشور‌های مستقل نیز افزایش خواهد یافت.
بنا به موارد فوق باید توجه داشت که اتخاذ مواضع غیرواقع‌بینانه و روش‌های پوپولیستی، افراط‌گرایانه و فاقد منطق و مغایر با منافع ملی آن هم با هدف رونق مقاصد و اهداف مقطعی جناحی می‌تواند:
1-تاثیرات مخربی بر روند تحقق چشم‌انداز بیست ساله در حوزه بین‌المللی و حتی داخلی برجای گذارد.
2-تاثیرات ناخوشایند بلندمدتی در حوزه ارتباطات خارجی ایران به‌ویژه با کشورهای دوست و مشترک‌المنافع بر جای گذارد.
3-اهداف دشمنان قسم خورده ایران را در انزوای جهانی ایران محقق سازد