جمهوری اسلامی و طوفان مدرنیسم
حسن جعفریانی (عضو هیات علمی دانشگاه)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1513

جامعه ایرانی میانه یک دوئل سیاسی

مهدی روزبهانی (روزنامه‌نگار)
جامعه ایران شرایط خوبی ندارد. مردم هم خسته‌اند و هم عصبانی. شرایطی که کسی نه تنها به آن توجه نمی‌کند بلکه به دلایل مختلف به آن دامن نیز می‌زند. جامعه ایرانی در چند سال اخیر درباره شرایط نابسامان خود چندبار هم پیام هشدار صادر کرده است و این پیام را هم تحلیل‌گران و فعالان سیاسی واجتماعی پیش‌بینی کرده بودند و هم پیامدهای آن را تفسیر کردند. اما هنوز هم گویا کسی نمی‌خواهد نه هشدارهای جامعه ایرانی را تحویل بگیرد و به آن اهمیت دهد. ضمن این که این شرایط بد با اقدامات دو گروه در حال بدتر شدن است و بین سندان و چکش دو گروه قرار گرفته است. از یک‌سو مخالفان دولت چند سالی است که با پتک بر سر جامعه ایرانی می‌کوبند؛ آگاهانه تلاش می‌کنند که شرایط مردم بدتر شود. اکنون روشن شده که بسیاری اگر شعار مرگ بر آمریکا می‌دهند و مانع عادی شدن شرایط ایران در عرصه بین‌الملل می‌شوند بر بسیاری روشن است که حالا این اقدامات ریشه ایدئولوژیک ندارد. آنان تنها می‌خواهند که اهداف سیاسی خود را محقق کنند. همچون زمانی که بر همگان روشن بود عدم تصویب لوایح موسوم به FATF چه تبعاتی دارد، ولی با این حال با تبلیغات مختلف سیاسی سعی کردند آن را ایدئولوژیک جلوه دهند. مخالفان دولت با علم به تأثیرات منفی عدم تصویب این لوایح مانع از تصویب آن شدند تا بلکه شرایط اقتصادی ایران بهتر نشود. همزمان با مانع‌تراشی آنان در عرصه سیاست داخلی و سیاست خارجی، رسانه‌های حامی‌شان بیش از هر دوره دیگری مبلغ وضعیت بد معیشتی مردم ایران شدند.
هنوز مردم به یاد دارند که در دوران هشت ساله رئیس جمهوری سابق با وجود همه مشکلات اقتصادی همواره بر طبل توخالی سفید بودن اوضاع کشور می‌کوبیدند. کسی به یاد ندارد روزی از آن دوران را که صداوسیما گزارشی منفی از اوضاع بد اقتصادی منتشر کرده باشد. ولی اکنون همه چیز کاملا برعکس است. علت هم روشن است؛ این گروه می‌خواهند جامعه ایران را متقاعد کنند که این اوضاع، پیامد انتخاب آنان در انتخابات ریاست جمهوری بوده است و تلاش می‌کنند نتیجه این انتخاب به شکست نزدیک باشد. این ایده و نظر اکنون که دولت به سال پایانی خود نزدیک شده بهتر قابل درک است. مخالفان دولت حسن روحانی اگر چه مدعی‌اند که دغدغه مشکلات مردم را دارند، اما نمی‌خواهند که در این دولت حل شود. نشان به آن نشان که اگر هر راه‌حلی هم ارائه شود بر سر راه آن سنگ‌اندازی می‌کنند.
بیش از آن‌که برای آنان موضوع معیشت مردم اهمیت داشته باشد، ناتوانی دولت در این باره مهم است. نزدیکی و دوری از کشورهای بزرگ جهان را نیز با همین نیت مطرح می‌کنند. امری که برخلاف مبنای ایدئولوژیک سیاست خارجی کشور در چند دهه گذشته است، اما به نظر می‌رسد که اکنون در جهت عقب راندن یا ایجاد مشکل بر سر راه پیشرفت حریف سیاسی آنان مطرح می‌شود.
اما دسته دومی که فشار را بر مردم مضاعف کرده‌اند، بخشی از دولتمردان حسن روحانی هستند؛ کسانی که با عملکرد خود این گمانه را تقویت می‌کنند که دولت قصد ندارد در حمایت از مردم و سامان دادن وضع موجود قدمی بردارد. در اوضاع اقتصادی افسارگسیخته و بعد از گذشت چندین ماه از مشکلات متعدد و فشارهای بی‌حد و حصری که بر مردم وارد شده، هنوز تصمیم و اقدام قابل توجهی از سوی دولت گرفته نشده است. جدای از این، دولت روحانی در سال‌های ابتدایی فعالیت خود تلاش می‌کرد در زمینه‌های فرهنگی، جلوی تندروهای مخالف وضعیت فرهنگی مورد قبول مردم بایستد، ولی به نظر می‌رسد که در این زمینه نیز کوتاه آمده و به راحتی اجازه می‌دهد که محافل تندرو مردم را با فشارهای فراقانونی خود عصبانی کنند. آن‌چه از این وادادگی تفسیر می‌شود این است که دولت قصد دارد با عصبانیت مردم به مصاف مخالفان خود برود و عصیان طبقات پایین را به رخ مخالفان بکشد و اعلام کند که نتیجه فشارها و تصمیمات شما چنین وضعی را به بار می‌آورد که البته ممکن است این سیاست تر و خشک را بسوزاند و مخالفان تندروی دولت نیز چندان نگرانی از این بابت ندارند.
با توجه به گزاره‌های مطرح شده، این یک دوئل واقعی سیاسی است که امروز در ایران در گرفته است و هیچ یک از دو طرف هم تا الان از آن پا پس نکشیده‌اند. مردم روزگار دشواری را می‌گذرانند. طبقه متوسطه هر روز بیش از پیش درحال از بین رفتن است و هر روز از سوی فعالان و دلسوزان جامعه هشداری درباره این وضعیت نابسامان صادر می‌شود. این اطمینان وجود دارد که مسئولان بلندپایه بهتر از هرکسی این وضعیت هشدار را می‌بینند، اما گویا تلاشی برای حل این مساله مهم در دستور کار نیست؛ چرا که ظاهرا به نظر می‌رسد عقب راندن حریف در عرصه سیاست را مهم‌تر از هرچیز دیگری می‌دانند. نکته این است که کسی به پایان تلخ این دوئل نمی‌اندیشد، به خصوص به سرنوشت مردمی که در این میان ایستاده‌اند. هر اتفاقی از این جنس برای مردمی که خود در معرض تهدیدات معیشتی و روانی بسیار هستند ویران‌گر است. عقل و انصاف حکم می‌کند که طرفین ماجرا زودتر تصمیم بگیرند از این جدال‌های بیهوده دست بردارند وگرنه همگان دریک نتیجه باخت – باخت ماجرا را به یک پایان تلخ می‌کشانند.