جمهوری اسلامی و طوفان مدرنیسم
حسن جعفریانی (عضو هیات علمی دانشگاه)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1516

مسکن مورچه‌ای

دلفین ساحل آبادی
‌‌این‌که مسکن در بورس یاهرجای دیگری متری یا حتی سانتی عرضه بشود امر کاملا معقولی است! چرا؟ برای ‌‌این‌که زمین که کش نمی‌آید،‌‌ می‌آید؟ جمعیت هم که الی ماشاا...در کلانشهرها رو به افزایش است. کرونا هم که هنوز آنچنان که شایسته و بایسته است به تنظیمات جمعیت مددی نرسانده است. اینجاست که عرضه متری مسکن در بورس معنادار‌‌ می‌شود. مثلا یک خانواده سه نفره به جای ‌‌این‌که 10سال آزگار از نان شبش، از سبد بهداشت و درمان و آموزش و مطالعه و سفر ومطالعه‌اش بزند و یک نفس بدود؛ حالا جسارت نمی‌کنیم بگوییم: «سگ دو بزند.» تا آلونکی مثلا 40متری را بخرد خیلی راحت و بی‌دردسر بایک سال زحمت و مشقت‌‌ می‌رود در بورس یک متر خانه‌‌ می‌خرد. این رویداد خجسته به سلامتی روانی‌اش هم کمک‌‌ می‌کند، امیدوار‌‌ می‌شود خدا را چه دیدی شاید توانستم یک متر دیگر هم بخرم!! بعد ‌‌این‌که وجه خلاق وجودش به کار‌‌ می‌افتد؛ مثلا از خودش‌‌ می‌پرسد مگر مورچه‌ها چه‌‌ می‌کنند با این جمعیت تازه از خانه کوچک‌شان جایی را هم برای انبار کردن و ذخیره آذوقه‌شان اختصاص‌‌ می‌دهند. دیگ غیرتش به جوش‌‌ می‌آید که آیا من از یک مورچه کمترم ؟‌‌ می‌روم روی کوچک شدنم فکر و کار‌‌ می‌کنم، حالا با ورزش، دویدن و حتی حرص خوردن و... .
بعدش نگاه‌‌ می‌کند به مورچه‌ها و چون انسان موجود ذاتا یاد گیرنده‌‌ای است با خودش‌‌ می‌گوید که چه طور مورچه‌ها با این همه جمعیت‌‌ می‌توانند در یک سوراخ و لانه‌‌ای کوچک در کمال همزیستی بدون جنگ و جدالی زندگی کنند، حالا چطور نمی‌شود دوتا خانواده آن هم در عصر تمدن و تجدد در هزاره سوم نتوانند در کنار هم با هم همزیستی داشته و به خیر و خوشی روزگار بگذرانند. البته بدیهی است تلاش وافری خواهند کرد تا مسواک‌های‌شان قاطی نشود و در حد امکان حقوق و حریم و خلوت یکدیگر را به رسمیت شناخته و رعایت کنند.
برویم سر قطعنامه: عرضه متری مسکن هم موجب رونق بورس‌‌ می‌شود و هم باعث جوانه زدن شکوفه‌های امید در دل بی‌خانه و خانمان‌ها‌‌ می‌شود و طعم خوش مالکیت را به آنها‌‌ می‌چشاند و هم باعث‌‌ می‌شود که به فکر نسل‌های آینده باشیم و از همین حالا همه لانه‌ها را از آن خود نکنیم و الی غیرالنهایه... .
نتیجه اخلاقی: برمی‌گردیم و دوباره کتاب مورچگان مرحوم موریس مترلینگ را تورق‌‌ می‌کنیم و این ممکن است باعث ترویج کتابخوانی بشود.
نکته بسیار مهم: ممکن است هرگز خانه‌دار نشویم اما آدم‌های خلاقی‌‌ می‌شویم که به کوچکی مورچه‌ها نمی‌اندیشیم بلکه به تدابیری‌‌ می‌اندیشیم که مورچه‌ها برای زیستن گله‌وار و جمعی به کار بسته‌اند وحتی ممکن است از زندگی جفت قمری‌های عاشقی درس آموزی کنیم که بی‌دغدغه خانه و سرپناه و گرانی مسکن‌‌ می‌روند روی درختی لانه‌‌ای‌‌ می‌سازند، وقت و بی‌وقت برای هم آوازهای عاشقانه پست مدرن‌‌ می‌خوانند و این طوری حتی به مسئولان امورات سرپناه هم کمک‌‌ می‌کنند که یک وقت خدای ناکرده خاطر مبارک‌شان مکدر نشود و آب توی دل‌شان تکان نخورد.