سورپرایز اکتبر ترامپ ایران خواهد بود؟
محسن رفیق (روزنامه‌نگار)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1521

مختارخندانی،یاسین کریمی و بلال امینی در مصاف با آتش ارتفاعات کرمانشاه جان باختند

سووشون زاگرس

همدلی| مظاهر گودرزی- «وقتی بالای سر پیکرش رسیدم به «مختار» قول دادم که راهش را ادامه می‌دهم.» این بخشی از صحبت‌های کسی بود که در روز حادثه در کنار «مختار خندانی» قرار داشت، روزی که به مانند یک هفته گذشته نیروهای مردمی و محیط‌زیستی در شهرستان پاوه بدون وقفه و خستگی‌‌ناپذیر دل به کوه‌ها و مسیرهای صعب‌العبور زدند تا اجازه ندهند آتشی که به جان جنگل‌ها در منطقه «بوزین» و «مرخیل» افتاده است پیشروی کند، آتشی که این بار به جان خودشان افتاد و جان سه نیروی داوطلب محیط‌زیستی را گرفت. «مختار خندانی»، «یاسین کریمی» و «بلال امینی» سه نفر از اعضای انجمن محیط‌زیستی «ژیوای پاوه» بودند که در اواخر وقت روز یکشنبه حیات خود را فدای بقای جنگل‌های زاگرس کردند.
در حالی که از اواخر هفته گذشته زمزمه‌ها از شعله‌ور شدن آتش در یک منطقه دیگر از زاگرس به گوش می‌رسید، گروه‌های محیط‌زیستی و دوستدار طبیعت بیکار ننشستند و برای جلوگیری از پیش‌روی آتش دست به کار شدند. آنطور که ایلنا نوشته از روز پنجشنبه هفته گذشته آتش در منطقه بوزین و مرخیل شهرستان پاوه خودنمایی کرده بود، از همان لحظات اول گروه‌های مردمی در نبود امکانات گسترده و با دستان خالی خود را به منطقه آتش گرفته رساندند و تلاش کردند سد راه پیشروی آن باشند. یکی از اعضای انجمن محیط‌زیستی ژیوای پاوه به «همدلی» می‌گوید «ما در همین مسیری که این اتفاق تلخ برای مختار رخ داد تقریبا یک هفته است که گرفتار آتش هستیم، واقعیت این است که ما با امکانات اولیه به سراغ آتش می‌رفتیم، دائما به مقابله با آتش در مسیرهای سخت و خطرناک می‌رفتیم و بعد که خسته می‌شدیم به پاوه برمی‌گشتیم، و این کار را بارها و بارها انجام می‌دادیم. به خدا ساعت 5صبح برمی‌گشتیم و ساعت 9صبح می‌دیدیم که آتش مجدد شعله گرفته است، آن موقع بود که با مختار و سایر بچه‌ها دوباره سراغ جنگل می‌رفتیم، ما خیلی خسته بودیم، راحت نیست که همیشه از این کوه‌های صعب‌العبور و خطرناک بالا بروی و آتش را خاموش کنی، ما واقعا خسته بودیم.» آنچه در کلام «سیامک سیاف» می‌گذشت به تعبیر خودش چیزی جز «عشق به خاک، جنگل، حیوانات و محیط‌زیست» نبود. عضو دیگر انجمن ژیوای پاوه در حالی که شرایط روحی چندان مساعدی ندارد و مشغول انجام پیگیری‌های لازم برای برگزاری مراسم مختار خندان است، در گفت‌وگو با خبرنگار همدلی بیان می‌کند که «آتش‌سوزی منطقه مره‌خیل خیلی گسترده بود، حتی در پیام‌ها و استوری‌های خودِ مختار هم هست که دارد از آتش گزارش می‌دهد.» «صهیب ویسی» در ادامه می‌گوید:«عصر یکشنبه بود، تیم‌های مختلف ما هر کدام جایی مشغول خاموش کردن آتش بودند، در همان منطقه که برای مختار این حادثه رخ داد، دو تیم حضور داشتند که مختار خندانی سرپرست یک تیم از آنها بود. ما زمانی که خواستیم بقیه بچه‌ها را خبر کنیم و آماده شویم که به کمک تیم‌های درگیر شده برویم، یکدفعه خبر دادند که آنها را آتش گرفته و نتوانستیم برایشان کاری انجام دهیم. گویا تیم خندانی با چند نفر دیگر رفته بودند پایین دره که بتوانند اطفاء کنند، اما توی دود گیر کرده بودند، دود غلیظی وارد دره شده بود و آنها را غافلگیر کرده بود. متوجه آتش نشده بودند و آتش بچه‌ها را گرفته بود.» «سیامک سیاف» همان کسی است که سرپرستی تیم دوم نیروهای مردمی را به عهده داشت. «سیاف» در ادامه گفت‌وگو با همدلی روایت مختصری از روزه حادثه را بیان می‌کند: «آن روز از همان اولش یک جور دیگر بود. با روزهای قبل فرق داشت. من در خانه در حال آماده شدن بودم برای این‌که بار دیگر به سمت آتش و کوه بروم.
مختار به من زنگ زد، گفت «سیامک حواست باشد من را جا نگذارید، من یک مقدار کار دارم اما خودم را به شماها می‌رسانم»، طوری برنامه‌ریزی کردیم او هم برسد. حدود ساعت 11صبح بود، تا بچه‌ها جمع‌وجور شدند مختار هم خودش را به پاوه رساند، رفته بود سفارش غذا داده بود و برای بچه‌ها غذا آماده کرده بود.» سیامک با بغضی که گلویش را دائم چنگ می‌زند، ادامه می‌دهد: «وقتی رفتیم سراغ آتش، تیم مختار از تیم ما حدود 40دقیقه‌ای فاصله داشت. منطقه‌ای که مختار قصد داشت به داد آتش آنجا برسد منطقه سختی بود. من به بچه‌های تیم خودم که جدید آمده بودند تاکید کردم که کسی حق ندارد این مسیر را پایین برود. به شدت مسیرِ صعب‌العبور و سختی بود. از طرفی آتشی که آنجا برپا شده بود کنترلش از دست ما خارج بود، شرایط اصلا شرایط مناسبی نبود و کار خاموش کردن آن آتش بسیار مشکل بود. مختار خصوصیت اخلاقی خاصی داشت، گفت من می‌روم پایین برای این‌که آتش آن منطقه را خاموش کنم، چند نفر دیگر هم به مختار گفتند ما هم می‌آییم، از مختار خواستم نرود، چون همانطور که گفتم کنترل این آتش از دست ما خارج بود.
آنها رفتند، حدود زیادی هم توانستند آتش را کنترل کنند، اما بدبختانه آخرش این طوری تمام شد، این اتفاق برایشان افتاد و آتش هم دوباره جان گرفت.» سیامک لحظه‌ای سکوت می‌کند، ثانیه‌های سکوت را می‌شود با تعداد نفس‌هایش شمرد، اما مجدد ادامه می‌دهد:«من با تیم بالا بودیم، از دور که شاهد این ماجرا بودم ناگهان دود غلیظی بلند شد، آنجا آتش هم بود، آنها هم اسیر دود شدند و هم گرفتار آتش شدند. من بلافاصله که متوجه شدم مختار و تیمش گرفتار شدند فوری به سمت آنها حرکت کردم.
یک نفر از تیم خودم که مسیر را بلد بود، به او گفتم که فقط به من بگو چکار کنم و از کدام مسیر بروم. تا یک جاهایی با هم رفتیم و ادامه مسیر را نگذاشتم بیاید، به من راه را نشان داد و گفت همین مسیر را که بروی به آنجا می‌رسی، وقتی رسیدم دیر شده بود، آنها سوخته بودند، شرایط خوبی نبود، همه سوخته بودند.» سیامک بریده بریده از حال روز خودش بعد از حادثه به همدلی می‌گوید:«حالم خوب نیست، واقعا هزینه سنگینی دادیم.
سال‌ها باید جورش را کشید تا بتوانیم یک مختار دیگر داشته باشیم که این خصوصیات او را داشته باشد. ساعت به ساعت با مختار بودن را که یادم می‌آید من را دیوانه می‌کند. من سال‌ها با مختار دوست بودم اما حالا بدون مختار بودن خیلی سخت است. مختار همیشه منتقد بود. بچه‌های تیم همیشه به او می‌گفتیم که دیگر چاره‌ای نیست و با همین شرایط باید کار کرد، اما او همیشه به بی‌توجهی‌های مسئولین انتقاد می‌کرد.» سیامک در حالی که کاملا منقلب شده است، ادامه می‌دهد:«عشق به درخت، عشق به حیوانات، عشق به خاک، همه زندگی را گذاشته‌ایم که یک موقع چنین اتفاق‌هایی برای طبیعت نیفتد که باز می‌افتد؛ اما دلسرد نمی‌شویم، یک درصد هم اتفاقی که برای مختار افتاد هرچقدر هم که سنگین باشد، انگیزه من را برای این‌که به کمک طبیعت بروم، کم نمی‌کند.
من قول دادم؛ سر جنازه‌اش به مختار قول دادم که راهش را ادامه می‌دهم.» روزهای سخت دوستداران طبیعت در حالی سپری می‌شود که گروهی به آتش‌سوزی‌های جنگل بی‌تفاوت هستند و آن را چیز مهمی تلقی نمی‌کنند، معتقدند «نباید بزرگ‌نمایی کرد» در حالی که مرگ البرز زارعی که پیش از این وجودش را تقدیم به محیط‌زیست کرده بود در کنار مرگ مختار خندانی، یاسین کریمی و بلال امینی نتیجه همین بی‌توجهی‌ها به آتش‌سوزی‌های اخیر در جنگل‌ها است. به تعبیر «سیامک» روحیه نقادانه «مختار» را می‌شود در آخرین پیامی را که در صفحه شخصی خود در اینستاگرام به اشتراک گذاشته بود، دید، جایی که می‌نویسد «مسئولین محترم آمده از مرکز استان، مثل دیروز با تشریف فرماییتان به منطقه حفاظت شده بوزین و مرخیل و گرفتن چند عکس از زاویه‌های مختلف و گرفتن ژست‌های مناسب موجبات اطفای حریق دره ژاله و لانه‌وان را فراهم سازید.» در حالی که جوانان دوستدار محیط‌زیست با دست‌های حالی به مصاف آتش جنگل‌خوار در مناطق مختلف کشور به خصوص مناطق زاگرس نشین می‌روند و مانند سیاووش به دل آتش می‌زنند، اما گویی فعلا تقدیر این است که دوستداران و اهالی مناطق زاگرس همزمان هم باید در عزای جنگل‌های این رشته کوه مغرور بنشینند و هم در عزای سیاووشانی که جان به آتش می‌دهند برای نجات زاگرس.