ای مه من، ‌ای بت چین
دکتر احسان اقبال سعید ( روزنامه نگار)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1460

دولتِ تنها

محسن خرامین (روزنامه نگار)
«استانداران باید خدمات استانی و منطقه‌ای دولت را برای مردم تشریح و تبیین کنند.» این بخش کوتاهی از سخنان حسن روحانی در جمع استانداران کشور در جمعه هفته گذشته بود. این نوع درخواست به همراه گلایه مستتر در آن در طول هفت سال گذشته بارها تکرار شده است و نشان می‌دهد دولت روحانی یکی از تنهاترین دولت‌ها در طول تاریخ چهل سال گذشته است. این موضوع بیش از هر چیز به فقدان پایگاه سیاسی این دولت بر می‌گردد. دولت ابتدا خود را در جایی میانه جریان‌های سیاسی کشور تعریف کرد و مشی خود را اعتدالی عنوان کرد. جریان‌‌های سیاسی نیز هیچ کدام این دولت را از خود نمی‌دانستند و این در حالی بود که مدیران دولت بیش از آنکه ریشه در گفتمان ادعایی دولت داشته باشند، متعلق به دو جریان اصلی سیاسی کشور و ‌‌به‌ویژه اصلاحات بودند. این دولت از آغاز تاکنون، کم‌ترین مدافعان را حتی از درون خود داشته است. بار دفاع و تعریف و تمجید از دولت تنها بر دوش رئیس جمهور بوده است و در بسیاری موارد وزرا و معاونین حتی از اظهار نظر در موضوعات مربوط به حوزه کاری خود نیز امتناع ورزیده‌‌‌اند‌‌‌.
این تنهایی اکنون و با نزدیک شدن به پایان عمر دولت در حال شدت گرفتن است. وزرا و مدیران دولتی عمر این دولت را به سر آمده می‌دانند و به جای حرکت در مسیر سیاست‌‌های دولت در پی جلب رضایت نیروهای مخالف و ‌‌به‌ویژه نمایندگان جدید مجلس هستند‌‌‌.
مورد دولت حسن روحانی و فقدان پایگاه سیاسی و- به تبع آن - اجتماعی‌‌‌‌اش را می‌توان یک درس مهم در شناخت تحولات سیاسی کشور دانست. دولت‌‌ها در ایران با وعده‌های اصلاح‌گرایانه بر سر کار می‌آیند و شروع به گفتمان‌سازی می‌کنند اما خیلی زود دستان خود را به نشانه تسلیم و ناتوانی در حد یک تدارکات‌چی بالا می‌آورند.
علاوه بر این در تاریخ سیاسی ایران و از همان بدو ورود نهاد دولت به عنوان یک پدیده مدرن و شاید هم در امتداد بخش‌‌هایی از حکمرانی قدیمی‌‌‌‌‌تر در ایران، این نهاد از کمترین قدرت و اختیار برخوردار بوده است. حاکمیت مرکزی معمولا به دولت‌‌ها به عنوان یک سپر بلا و ابزار پیش‌برد برنامه‌‌های خود نگاه می‌کردند و کمترین استقلال را برای آن در نظر می‌گرفتند‌‌‌.
نگاهی به سرنوشت همه دولت‌‌های بعد از انقلاب و اتفاقاتی که برای بالاترین مقام آنها رخ داد، به‌خوبی بیانگر اختلافاتی است که از درون تناقضات مجموعه دولت با نهاد بزرگ‌تر از خود یعنی حاکمیت پیش آمده است‌‌‌. دولت در ایران را باید جزء کوچکی از تعریف کلاسیک نهاد دولت در تاریخ اندیشه سیاسی دانست. دولت اسمی در ایران نه تنها کارویژه‌های نهاد کلاسیک دولت را ندارد که گاهی به عنوان یک مزاحم و انحراف برای این ‌نهاد نیز به حساب می‌آید.
تجربه‌‌های مختلف دولت‌‌ها در ایران نشان می‌دهد این نهاد از کمترین توان و قدرتی برخوردار است. از مجموعه دولت تنها چند جایگاه مدیریتی و فرصت اقتصادی برای برخی‌‌ها دارای اهمیت بوده است که این فرصت‌‌ها هیچ تعهد و وابستگی برای مدیران و نیروهای دولت ایجاد نمی‌کند و تنها سبب وابستگی بیشتر مدیران به این جایگاه‌‌ها و تقلا برای ماندن و حفظ آن حتی به قیمت چرخش‌‌های سیاسی و جناحی می‌شود‌‌‌.
مدیران، دولت‌‌ها را گذرا و بدون پایگاه قوی می‌دانند و همیشه در پی وصل شدن به کانون‌‌های قدرتمندتر هستند. به همین دلیل اتفاقاتی همچون استعفای دسته‌جمعی وزرای دولت نهم احمدی‌نژاد یا موضوع عزل مصلحی وزیر اطلاعات و اتفاقاتی همچون برخورد دفتر روحانی با وزیر بهداشت رخ می‌دهد که قبل از آن نیز در مورد چند وزیر دیگر و حتی محمدجواد ظریف نیز پیش آمده بود.
بر اساس رویه ضعیف‌‌‌‌‌تر شدن نهادها و دستگاه‌‌ها در مسیر حرکت تاریخی در ایران، دولت حسن روحانی به وضعیت پرانتقاد و پرفشار امروز رسیده است و در بخش زیادی از افکار عمومی از این دولت همچون مجلس دهم به عنوان ضعیف‌‌‌‌‌ترین‌‌ها یاد می‌شود، در حالی که نشانه‌ها گواه ادامه و حتی تشدید این ضعف در دولت آینده و تضعیف در مجلس فعلی است. در شکل‌گیری این وضعیت در کنار عوامل همیشگی و رویه «دولت‌زنی» که مرسوم شده است و هم چنین فشارهای بیرونی، بخش بزرگی از این ضعف به خود دولت اعتدال و شعارهای و سیاست‌‌های آن بر می‌گردد. دولتی که می‌خواست اعتدال سیاسی در کشور ایجاد کند اما نمی‌دانست این اعتدال به بهای حذف و از بین رفتن تمام پایه‌های خود منجر خواهد شد‌‌‌.
به احتمال زیاد یک سال آینده یا دولت در بیرون مدام تا آستانه ریزش فرو خواهد رفت و مصلحت‌ها جلوی آن را خواهد گرفت یا آن که یک اتفاق کاملا جدید پیش خواهد آمد و برخی نهادها و به‌ویژه مجلس یازدهم برای مانور و خودی نشان دادن، حسابی حالی از دولت دوازدهم خواهند گرفت.