گفتن‌ها و نگفتن‌های رئیس جمهور
مهدی روزبهانی (روزنامه‌نگار)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

آوازه‌خوانی که واقعا گنجینه است

محمدرضا درویشی(موسیقیدان و پژوهشگر موسیقی مناطق و نواحی)
حدود سی‌وشش یا هفت سال پیش در پروژه‌ای با قرار قبلی با زنده‌یاد محسن‌پور به خانه آقای علی هاشمی در چلاو (منطقه‌ای ییلاقی در حوالی شهر آمل) رفتیم و این سفر مقدمه‌ای شد برای انتشار آلبومی با نام «موسیقی مازندران». اتفاقاً شب عاشورا بود و ما در خانه‌ای چوبی حضور داشتیم. در آن خانه اتاقی بود که باید مدام هیزم به آتش بخاری‌اش می‌ریختیم تا از سرمای محیط کم کنیم. زنده‌یاد محسن‌پور آنجا با ویلن می‌نواخت و من در لحظه آن نواخته‌ها را به نت تبدیل می‌کردم. در بروشور آن آلبوم ماجرای آن سفر را شرح دادم و نوشتم: «پایه و اساس این موسیقی، ملودی‌هایی است که موسیقیدان سرشناس مازندران، احمد محسن‌پور در یک شب سرد زمستانی در کوهستان آمل و در روستای چِلاو در کنار آتش با ویلن نواخت و من آن‌ها را به نت نوشتم و برای ارکستر تنظیم کردم. شاید آن شب به‌یادماندنی شب عاشورا بود و این شب حکمتی در خود داشت برای سرنوشت پرپیچ‌وخم این مجموعه! ریشه‌های ملودیک این مجموعه حاصل آن چیزی است که در ذهن دقیق و پژوهشگرانه احمد محسن‌پور بوده است. در آن سال‌ها ترجیح داده شد به جای استفاده از اشعار قدیمی، شاعران تبَری‌گوی معاصرِ مازندران مانند علی هاشمی‌چِلاوی، اصغر مهجوریان نَماری و دیگر دوستان شاعر برای موسیقیِ آن شعر بسرایند و چنین شد که این ترانه‌ها ضمن داشتن ریشه‌های محکم در موسیقی مناطق مرکزی و شرقی مازندران با روحیات واقعی آن زمان مردم نیز گره خورد و این پیوند همچنان تداوم یافته است». بعدازاینکه من و زنده‌یاد محسن‌پور از چلاو بازگشتیم، آن نت‌ها را برای ارکستری نیمه سمفونیک نوشتم و با آقای محسن‌پور مشورت کردم تا هرکدام از قطعات را چه کسی بخواند. ایشان تشخیص داد که هر اثر را چه کسی بخواند. من آن زمان آقای نورالله علیزاده و آقای ابوالحسن خوشرو را نمی‌شناختم. همایون رحیمیان، منوچهر انصاری، رضا عالمی، علی رئیس‌فرشید (ویلن)، نوروز یزدانی، بهروز کافی (ویلن‌آلتو)، کریم قربانی، همایون خسروی (ویلنسل)، علیرضا خورشیدفر (کنترباس)، فرهاد شمس (پیکولو و فلوت)، بهروز تورانی (اُبوا)، محمود تقدسی (کلارینت و کلارینت‌باس)، رضا مجلسی (فاگوت)، مسعود غریب‌نواز (هورن)، علیرضا شمس‌آبادی (ترومپت)، عباس دبیردانش (ترومبون) و محمدرضا لطفی (سه‌تار)، حمید متبسم (تار)، علی‌اکبر شکارچی (کمانچه)، جمشید عندلیبی (نی)، بیژن کامکار (دایره و دف)، منیژه علی‌پور و پشنگ کامکار (سنتور) به عنوان نوازنده در آن آلبوم حضور داشتند. «هرایی»، «دست نیرمه گوره»، «پلنگ سر کوه»، «پِغوم» و «دوش برار» پنج قطعه آن آلبوم بود. بعد از ضبط ارکستر، آقایان نورالله علیزاده و ابوالحسن خوشرو آمدند و با هم به استودیو بل رفتیم. این کار حدود سال۶۲ ضبط شد و دو سال بعد به بازار آمد. امروز که مطلع شدم نام آقای ابوالحسن خوشرو را به‌عنوان گنجینه زنده از سوی میراث فرهنگی و گردشگری ثبت کرده‌اند، واقعاً خوشحال شدم. از نگاه من ابوالحسن خوشرو از نوادر آواز در سده معاصر موسیقی مرکزی مازندران است و صدای او در آوازهایی مثل امیری، کتولی و طالبا که توسط ضبط‌صوت‌ها و وسایل ارتباط‌جمعی به گوش مردم رسیده، بی‌همتاست. او یکی از برجستگان آواز در اجرای مقام‌های اصیل منطقه مرکزی مازندران به‌حساب می‌آید. خوشرو واقعاً گنجینه است. او ید طولایی در خوانش آوازهای مذهبی دارد. آدم باسوادی است و در آموزش‌وپرورش به شغل معلمی مشغول بوده است. از آوازهای حماسی تا آوازهای عاشقانه عرصه‌هایی است که ابوالحسن خوشرو در آن استادیِ تمام دارد. اینکه کس یا کسانی تشخیص داده‌اند او یک میراث زنده فرهنگی است اتفاق مبارکی است. ما از این میراث‌های زنده در سطح کشور بسیار داریم، اما مایلم انتخاب ابوالحسن خوشرو به‌عنوان گنجینه زنده را به فال نیک بگیرم و امیدوار باشم بقیه گنجینه‌های زنده در موسیقی مناطق و نواحی ایران هم به‌زودی معرفی شوند.