دوم خرداد و دیگی که برای «ما» نجوشد
فضل‌الله یاری (سردبیر)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر
1427

بهارستان یازدهم؛ محفل امید یا مجلس بیم؟

محسن خرامین ( روزنامه‌نگار )
در یکی از سکانس‌های پایانی فیلم «وی مثل وندتا» ایوی یکی از کاراکترهای فیلم خطاب به بازرس فینچ می‌گوید:«ما پارلمان نمی‌خواهیم، ما امید می‌خواهیم». پارلمان و منتخبان مردم در هر کشوری تبلور بخش‌هایی از رویاها و آرزوهای مردمی هستند که پای صندوق‌های رای حاضر می‌شوند و آرای خود را به نام کسانی به صندوق می‌ریزند. مجلس دهم و قبل‌تر از آن دولت یازدهم با شعار و رویای «امید» میلیون‌ها ایرانی شکل گرفته بود، اما آنچه این روزها از این دو نهاد به عنوان میراث به جا مانده است، چیزی جز نوعی یاس و ناامیدی نیست. مجلس دهم در 7 خرداد جای خود را به مجلس یازدهم با ترکیبی کاملا متفاوت و تغییرات بسیار و نمایندگان جدید خواهد داد. اعضای «لیست امید» اکثریت مجلس دهم نبودند؛ اما هر تعداد که بودند می‌توانستند منشأ اتفاقاتی حتی جزیی به نفع مردم باشند که در نهایت این گونه نشد و حضور تعداد انگشت‌شمار نماینده پیگیر و فعال همچون پروانه سلحشوری، علی مطهری، محمود صادقی، بهرام پارسایی و... گاه و بیگاه مجلس را تنها به راس برخی اخبار و گزارش‌ها بر می‌گرداند، اما در روند کلی تحولات جامعه و مجلس تاثیری نداشت. از بیرون مجلس منتقدان و مخالفان از همان روز 7 خرداد 95 به مقابله با آن رفتند و خیلی زود عنوان «ضعیف‌ترین مجلس تاریخ» را به آن اطلاق کردند تا این عنوان بر پیشانی مجلس دهم بماند. اینکه چنین ادعایی تا چه اندازه به واقعیت نزدیک است، محل بحث و مناقشه بسیار است، ولی با فرض پذیرفتن عدم موفقیت مجلس باید بخش زیادی از این موضوع را در بیرون مجلس و مسائلی که منجر به شکل‌گیری مجلس دهم و کنترل و اعمال دخالت از بیرون بر آن می‌شد، جست‌وجو کرد. مهم‌تر و مقدم بر این سوال که آیا مجلس دهم ضعیف یا ضعیف‌ترین بوده است، این سوال مهم و اساسی در ذهن وجود دارد که آیا اساسا نهاد پارلمان در ایران امروز قدرت و ظرفیتی برای حضور و تاثیرگذاری در تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور دارد یا خیر؟ با پایان عمر چهار ساله مجلس دهم و در آستانه شروع به کار مجلس یازدهم، مخالفان مجلس قبلی با هیجان و شور فراوان به استقبال آن نشسته‌اند و این تصور را برای بخش‌هایی از جامعه پدید آورده‌اند که گویی قرار است مجلس واقعا به «راس امور» برگردد. اهل پیش‌گویی و غیب نیستم که از حالا اردیبهشت 1402 را به تصویر بکشم، اما با ارجاع به برخی اتفاقات و نشانه‌ها می‌توان چهار سال پیش‌رو و لحظه تحویل ساختمان بهارستان به نمایندگان مجلس دوازدهم را تحلیل و ارزیابی کرد. نهاد پارلمان مدت‌هاست از کارکرد و اثرگذاری تهی شده است و تنها قابلیتی که دارد ایجاد یک کرسی برای رئیس مجلس و حضور رئیس در تصمیم‌گیری‌های بالاتر است که البته به تناسب ضعیف‌تر شدن مجلس از تاثیرگذاری وی نیز کاسته شده است. علاوه بر سایه سنگین و همیشگی شورای نگهبان بر سر هر تصمیم و رفتار نمایندگان و مصوبات آنها که در حال افزایش است، در سال‌های اخیر شاهد اختیاربخشی بیشتر به مجمع تشخیص مصلحت نظام و اعمال نظر این مجمع بر تصمیمات مجلس یا حتی اتخاذ تصمیمات مستقل از سوی آن بوده‌ایم که عملا مجلس را به زیر سایه خود برده است. هم چنین تشکیل شورای سران سه قوه و تصمیمات این شورا بدون کوچک‌ترین هماهنگی با نمایندگان مجلس که معمولا مربوط به یک وضعیت استثنایی در کشور است، عملا میدان و مجال مانوری برای نمایندگان و مجلس باقی نگذاشته است. در کنار این موارد باید وجود نهادهای قدرتمند و غیر پاسخگو به مجلس را نیز اضافه کرد که مجلسی‌ها و دولتی‌ها جز تماشا و همراهی با این نهادها توان هیچ نظارت و تحقیقی را ندارند. در کنار این مشکلات ساختاری و از قبل موجود، نگاهی به مجلس جدید و ترکیب آن واقعیات دیگری را خاصه در مورد مجلس آینده روشن می‌کند. نکته اول در مورد مجلس آینده آن است که بسیاری از این منتخبین در یک فضای کمتر رقابتی و با مشارکت پایین و درغیاب رقبای قدرتمند راهی بهارستان شده‎اند و این مسئله بر عملکرد و اثرگذاری نمایندگان تاثیر مستقیم خواهد داشت. نگاهی به سوابق، تحصیلات و تخصص منتخبین نیز بر امیدواری‌ها نه تنها نمی‌افزاید که هیچ نشانه قوی در این موارد دیده نمی‌شود. به همین علت در این مجلس نباید انتظار ظهور همان اندک چهره‌های فعال مجلس دهم فارغ از نگرش سیاسی را نیز داشت. این مجلس از مدت‌ها قبل با تمرکز بر شعار انقلابی‌گری و جوان بودن پایه‌های خود را ریخته بود و امروز که به یک چهارچوب مشخص رسیده است، نشانه‌های کمی از شعارها و اهداف قبلی خود بروز می‌دهد.
جنگ شدید ‌اصول‌گرایان بر سر ریاست مجلس که بخشی از آن محصول نبود چهره‌های توانمند کافی در مجلس بوده، بیانگر آن است که مدعیان یا چندان به شعارهای قبلی قائل نیستند و جنگ با شدت بیشتری به نسبت قبل بر سر غنایم قدرت است یا اینکه آنها بر سر مبانی و مصادیق تفاهم ندارند. در مورد مجلس آینده اما یک نکته روشن و قطعی است و آن اینکه نمایندگان مانند سایر بخش‌ها و رسانه‌های منتقد دولت در 7 سال گذشته تنها دولت را سیبل حملات و انتقادات خود قرار خواهند داد و بدون تن دادن به عمل‌گرایی تا جایی که مصلحت نظام و حاکمیت اجازه دهد دولت را اذیت خواهند کرد و یک سال سخت را برای دولت دوازدهم تدارک دیده‌اند. این نشانه‌ها و واقعیات سیاسی کشور به همراه شرایط سخت اقتصادی و مسائل داخلی و بین‌المللی کافی است تا بیش از آنکه به مجلس آینده «امید» داشت، با دل‌نگرانی و بیم به آینده و اتفاقات سیاسی و اقتصادی کشور تا سال 1400 نگریست.