مدیران بحران آتش‌نشانانی که بنزین می‌پاشند
فضل‌الله یاری (سردبیر)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر
1431

همدلی از پیر شدن جمعیت کشور و کاهش نرخ باروری گزارش می‌دهد

آهنگ‌پرشتاب پیری در ایران

همدلی|گروه اجتماعی - جامعه ایرانی قدم در راه پیرسالی گذاشته و تا چند سال آینده جمعیت مسن و پیر بر جمعیت جوان و مولد کشور پیشی می‌گیرد. مسئولان نیز به پیر شدن سیمای جمعیتی ایران واقف هستند و هر از چندگاهی زنگ هشدار آن را به صدا در می‌آورند.
روز گذشته مشاور وزیر بهداشت نسبت به کاهش نرخ باروری در کشور هشدار داد. شهلا خسروی به بهانه روز ملی جمعیت در گفت‌وگو با ایسنا گفت:«جمعیت ما در حال پیر شدن است به شکلی که سیر پیر شدن در ایران نسبت به دنیا خیلی سریع‌تر بوده است و درحالی که در حدود ۶۰ سال گذشته جمعیت دنیا ۵ سال پیر شده، جمعیت ایران ۱۰ سال پیرتر شده است.»
چند روز پیش نیز مشاور عالی وزیر بهداشت ضمن هشدار نسبت به روند پیرشدن جمعیت در کشور گفت:«ایران در ۲۰سال بعد، از پیرترین کشورها محسوب می‌شود و در ۳۰ سال آینده پیرترین کشور جهان هستیم.»
محمد اسماعیل اکبری با اعلام اینکه امسال با کاهش ۱۷۰هزار نفری تولدها، نرخ رشد جمعیت به زیر یک درصد سقوط کرد و نسبت سالمندان کمی بالاتر رفت، گفت:«نیازمند حرکتی جهشی برای حل این مشکل که روز به روز سخت می‌شود، هستیم.»
این اولین بار نیست که مسئولان زنگ خطر کاهش رشد جمعیت در ایران را به صدا درآوردند. بیش از یک دهه است که صدای پیر شدن جمعیت کشور به گوش می‌رسد و کارشناسان به محض مناسبت جمعیتی و دسترسی به‌تریبونی از حرکت رو به رشد سالمندی در کشور سخن می‌گویند، اما معمولا این صداها زیر فریادهای ناشی از مشکلات اقتصادی و دعواهای سیاسی و جناحی پنهان مانده و ضرورت پرداختن به آن درک نشده است، کما این که این ضرورت هنوز هم درک نشده است.
فقط کارشناسان داخلی و برخی مسئولین کشور نیستند که از پیری جمعیت ایران و رشد سریع آن می‌گویند. گزارش‌ها و آمارهای جهانی نیز بر گرد پیری بر سیمای کشور صحه می‌گذارند. براساس گزارش سال ۲۰۱۳ سازمان بهداشت جهانی ایران جزو سه کشوری است که بالاترین سرعت سالمندی در جهان را دارد.
موضوع پیر شدن جمعیت کشور حتی باعث تذکر مقام معظم رهبری به این ماجرا شد و ایشان با انتقاد از سیاست‌های جمعیتی موجود این خطر را بارها گوشزد کرده و تأکید کردند که کشور ظرفیت پذیرش ۱۵۰میلیون جمعیت را دارد و سیاست‌های جمعیتی باید در راستای افزایش جمعیت باشد، اما با این حال به خاطر سهل‌انگاری و اهمال‌کاری برخی از مسئولان این توصیه‌ها راه به جایی نبرد و سیاست‌های جمعیتی مظلوم‌تر و منزوی‌تر از همیشه به جایی نرسید.

ریشه‌های سالمندی ایران

پبر شدن جمعیت واقعیتی اجتناب‌ناپذیر است. اما این پدیده در ایران به دلیل ساختارهای غلط، سیاست‌گذاری‌های اشتباه جمعیتی و همچنین تغییرات سبک زندگی با شیب تندی در کشور اتفاق افتاد.
در یکی دو دهه اخیر در غفلت و بی‌خبری دستگاه‌های فرهنگی کشور آمار ازدواج کاهش پیدا کرد و آمار طلاق نیز رو به فزونی رفت و از آنجا که فرزندآوری در جامعه و فرهنگ ایرانی فقط در قالب خانواده معنی پیدا می‌کند، بنابراین‌ میزان موالید نیز کاهش پیدا کرد. اکنون برخی سیاست‌های کنترل موالید در ایران که از اواخر دهه ۶۰ با شعار دو فرزند کافی است و فرزند کمتر، زندگی بهتر آغاز شد و تا اوایل دهه ۹۰نیز ادامه داشت و در ادامه آن باروری سیر کاهنده‌ای در کشور پیدا کرد را دلیل آهنگ پرشتاب سالمندی در کشور می‌دانند و برخی نیز مشکلات اقتصادی را که باعث افزایش سن ازدواج و کم شدن فرصت باروری و فرزندآوری می‌شود، دلیل وضعیت موجود می‌دانند.

نقش اقتصاد در پیر شدن جمعیت کشور

فرناز آزادی، جامعه‌شناس تاثیر مسائل اقتصادی را پررنگ‌تر از سیاست جمعیتی اواخر دهه ۶۰ که بر کنترل جمعیت تاکید داشت، می‌داند و معتقد است:«در شرایط کنونی کشور که برخی از خانواده‌ها در امور روزمره خود مانده و برای اشتغال و مسکن با بحران مواجه هستند، ازدواج و به دنبال آن فرزندآوری از دایره انتخاب بسیاری از جوانان حذف می‌شود،‌ چرا که جوانی که درآمد کافی نداشته باشد و گیر معیشت و مرتفع کردن نیازهای روزمره خود باشد، دشوار است که بخواهد مسئولیت زن و فرزند را بپذیرد.»
بنابراین اگر مدیران کشوری بخواهند از موج پیری در آینده جلوگیری کنند باید برنامه‌ریزی مدونی برای رشد جمعیت صورت دهند.
این برنامه‌ریزی بدون بسته‌های حمایتی و تشویقی برای جوانان معنی ندارد؛ پس ابتدا مشکلات جاری جوانان در زمینه اشتغال، مسکن و ازدواج جوانان را حل کنند و کیفیت و امکانات زندگی آنان را ارتقا بخشند تا آنان بتوانند با فراغ بال برای فرزندآوری برنامه‌ریزی کنند.
آزادی با توجه‌ به سیاست‌های جمعیتی افزود:«در طول ۴ دهه مدیران و دولتمردان برنامه‌ریز مدون و متناسب با شرایط فرهنگی و اقتصادی کشور نداشته‌اند، در صورتی که در تمام دنیا حاکمان و مسئولان کشور وظیفه جلوگیری از رشد سالمندی در کشور دارند، اما این موضوع در کشور ما علیرغم سر دادن شعارهایی در این زمینه به دست فراموشی سپرده شده است و نتیجه‌اش را اکنون شاهد هستیم. قصه تلخ ماجرا آنجاست که حتی کارشناسان و جامعه‌شناسان حوزه جمعیتی که بنا به تخصص و تجربه خود با شاخص‌های پیری و جوانی جمعیت آشنا هستند، نیز وظایف خود را در قبال این موضوع انجام ندادند و آنان نیز با غفلت از این موضوع برنامه‌ای برای پیشگیری از این شرایط به دستگاه‌های قانونگذاری یا اجرایی پیشنهاد ندادند.»
این جامعه‌شناس با بیان این که برخی مشکلات و معضلات اجتماعی و فرهنگی کشور با ارائه راهکار و برنامه‌ریزی‌های درست قابل حل و پیشگیری است، تأکید کرد: اکنون در مورد جمعیت ابن موضوع صدق نمی‌کند، چرا که زمان پیشگیری و رسیدگی به عمده چالش‌های جمعیتی کشور گذشته و در سه دهه دیگر تصویری پیر از ایران در انتظار ماست. اما باید سعی شود برای آینده و سال‌های بعد از آن برنامه‌ریزی مناسبی صورت گیرد که تا شاید با سیاست‌های منطقی و درست جمعیتی در ۴۰ یا ۵۰ سال آینده کشور از سالمندی فاصله بگیرد و با نیروی جوان، پویا و مولد روبه رو شود.»