نان مردم را آجر نکنید
محسن صنیعی (مدرس دانشگاه)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1863

تعدیل سفرهای استانی رئیس جمهور، آری یا نه؟!

مراد راهداری (مدرس دانشگاه)

 بعضی نسبت به حجم سفرهای استانی رئیس جمهور محترم، با ادله‌ای سازنده انتقاد داشتند و ایشان نیز ضمن عدم پذیرش آن، متقابلاً بر این سفرها بیشتر از قبل تأکید کردند و آن را برای رسیدگی به امور مردم الزامی دانستند. با توجه به این تعارض، به نظر می‌رسد این موضوع نیاز به رفع ابهام دارد. در علم اقتصاد مفهومی به‌نام «هزینه فرصت» مطرح است که به اهمیت زمان و به‌کارگیری آن به اهم موضوعات می‌پردازد؛ بخصوص این‌که در شرایط تزاحم امور مهم و پر ارزش افزوده، اهمیت بیشتری می‌یابد و انتخاب برتر، بار علمی، تجربی و حتی هنری لازم دارد. از آنجا که به‌قول فلاسفه: «ترجیح بلا مرجح محال است» و موضوع نیز به فرد تعلق ندارد و آثار جانبی اجتماعی دارد، ضروری است که به‌طور شفاف و در اینجا به ایجاز بررسی شود. هر گاه گفته می‌شود که رئیس جمهور سفرها را کمتر کند، به این مفهوم نیست که دولت نسبت به مسائل، معضلات و نیازهای ضروری مناطق مختلف کشور بی‌تفاوت باشد! صرف نظر از این‌که دولت در اقصی نقاط کشور کارگزار متکثر دارد، از استانداری‌‌‌‌ها، فرمانداری‌‌‌‌ها تا ادارات کل و جزء در زمینه‌‌‌‌های مختلف فعال هستند که نه تنها می‌توانند مانند آینه اوضاع را منعکس کنند و برای رفع مسائل راه حل ارائه کنند و این بخشی از فلسفه وجودی آنهاست؛ بلکه، با همان نگاه دلسوزانه حاکمیت، اعضای محترم هیأت دولت اعم از وزراء و معاونین، نیز به اقتضای ضرورت می‌توانند چرخشی در طول زمان به مناطق مختلف سفر کنند و به معضلات احتمالی از نزدیک رسیدگی کنند و در هیأت دولت طرح موضوع کنند.    اگر تأکید می‌شود که رئیس جمهور یا هریک از اعضای هیأت دولت افراط در سرکشی به مناطق مختلف کشور نداشته باشند، برای این است که زمان لازم برای مطالعه، تفکر و حتی استراحت جسمی داشته باشند تا از کارآمدی بیشتری برخوردار شوند و بتوانند متفکرانه و تخصصی با اعصاب و روان مقتضی به امور کشور رسیدگی کنند. سیاست خارجی، داخلی، حوزه هنری و اقتصادی و غیره، صرف نظر از وجود اهل فن در رأس امور آنها و امکان مشورت با دیگر خبرگان، مطالعه و تفکر فردی لازم دارد، ایفای نقش اختصاصی در جمع‌بندی و انتخاب نیاز دارد. البته در دولت‌‌‌‌های مختلف این نوع سفرها بوده است. اما از دولت نهم و دهم متأسفانه رفتار افراطی به آن شده است. نباید به این سفرها به عنوان ابزار و ضرورتی برای محبوبیت کاذب و ماندن در قدرت نگاه شود. در اسلام مردم‌فریبی جایگاهی ندارد؛ مردم‌سالاری را باید در توجه به خاستگاه مردم، سیاستگذاری‌‌‌‌ها و خدمتگزاری بیشتر به آنها جست‌وجو کرد، آرامش و شادمانی معنوی و زندگی مطلوب، تأمین این حقوق مسلم خدادادی را ارمغان آورد. سرکشی مسئولین عالی‌رتبه البته به این منظور الزامی است؛ لذا پیشنهاد می‌شود که این سفرها اولاً تخصصی شود، یعنی اگر در منطقه‌ای فرضاً مثل اهواز فاضلاب و بارندگی معضل شده است، وزیر مربوط با هیأت تخصصی سفر کند و در ثانی این سفر‌‌‌‌ها نوبتی انجام شود. معاونین نیز می‌توانند در این سرکشی‌‌‌‌ها تقسیم کار کنند تا زمان که اصطلاحاً بر طلا ارجح است به امور اهم قابل تخصیص باشد. با چنین رویکردی مقامات بلندپایه همواره سفرهای لازم به مناطق را با کارآمدی مطلوب دارند و جامعه از مزایای آن بهره‌مند و معایب آن در سطح ممکن مهار می‌شود.   در صدر اسلام، وقت پیامبر را گاه مردم برای امور غیر ضرور می‌گرفتند، آیه معروف به نجوا نازل شد، إِذَا نَاجَیتُمُ الرَّ‌سُولَ فَقَدِّمُوا بَینَ یدَی نَجْوَاکمْ صَدَقَةً  ذَلِک خَیرٌ‌ لَّکمْ، (نجم/12).
حق تعالی فرمود: هر فردی با حضرت کار دارد و بخواهد با ایشان صحبت اختصاصی داشته باشد، ابتداء باید وجهی برای فقرزدایی پرداخت کند! قصد خالق متعال فرهنگ‌سازی برای توجه به موضوع مورد بحث بود. بعد از مدتی که هزینه فرصت جا افتاد، آیه برای آن مصداق خاص منسوخ، ولی برای الگوگیری در طول تاریخ، ماندگار شد و ما امروز باید عامل به این مهم باشیم.    هزینه فرصت برای کسانی بی‌معنی است که احساس نیاز به مطالعه، تحلیل، تفکر و حداقل استراحت مکفی نمی‌کنند، چون فاقد مقدمات لازم در معرفت‌شناسی هستند. در بررسی طول زندگی آنها، اساساً فرصتی برای رسیدگی به علم یافت نمی‌شود تا بخواهند آن را ارتقا بخشیده،  أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ، (مجادله/11)، متناسب با آن به مردم خدمت کنند،  قَضَاءُ حَوَائِجِ إِخْوَانِكُمْ وَ الْإِحْسَانُ إِلَیْهِمْ مَا قَدَرْتُمْ، (امام موسی کاظم ع. بحار / ج 72 / ص 379). در عصر حاضر که صنعت ارتباطات قوی و آنی است و امکان گزارش‌دهی و گزارش‌گیری سمعی و بصری حتی از طریق تلفن همراه وجود دارد، توجه به هزینه فرصت، انتخاب ارجح، خدمت بیشتر و بهتر الزامی اجتماعی و الهی است. نباید دلسوزان منتقد را تخطئه کرد و در اصلاح رفتار برای بهبود خدمتگزاری، تسهیل رشد و پیشرفت کوتاهی کرد که رضای خدا در این فرآیند است، هَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا، (کهف/10).