تفکیک قوای یک‌طرفه
محسن خرامین ( روزنامه نگار)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1459

زندگی بعد از کرونا زیباتر خواهد بود

حمیدرضا عظیمی (روزنامه‌نگار)
شک نکنید ایران بعد از کرونا دیگر ایران قبل از کرونا نیست؛ حتی جهان بعد از کرونا دیگر جهان قبل از کرونا نخواهد بود.
تغییر در چنین بحبوحه‌ای جزو لاینفک آن است چنانکه برخی طاعون و وبای قرون وسطی را پیش‌زمینه‌ رنسانس دانسته‌اند که چه شوخی و چه جدی، به نظر حرف گزافه‌ای نیست. چه بخواهیم چه نخواهیم اپیدمیِ کرونا پیش خواهد رفت و به نقطه‌ای که یحتمل خودش می‌داند، خواهد رسید.
کرونا تا همین حالا جان‌های عزیزی را از هم‌وطنان، دوستان، آشنایان و رفقای ما گرفته و تا پایان، جایی که عطش کشتن‌اش فرو بنشیند، جان‌های عزیز بیشتری را هم خواهد گرفت.
هیچ ضمانتی وجود ندارد تا خرداد ۹۸ که انتهای اپیدمی تصور شده، نویسنده‌ این مطلب در جمع این‌ جهانیان باشد، همانطور که تضمینی وجود ندارد تا خواننده‌ مطلب هم باشد و بماند! این خصلت اپیدمی‌های کشنده است اما...
آنها که ماندند؛ گوارای وجودشان! آنها در جهانی زیست خواهند کرد که جهان بهتری خواهد بود. جهانی که مردمانش، دیده‌هایشان بر شنیده‌هایشان، سبقت خواهد گرفت. مردمِ جهان بعد از کرونا، دیده‌اند و فهمیده‌اند که آیا مسئولانی که با جیب آنها امورات خود و خانواده را می‌گذرانند، توان حفظ جان آنها را داشته‌اند یا خیر؟
مردم جهان پس از کرونا مثلا در کشوری مانند ایران دیده‌اند که جاهلان مذهبی چطور اماله‌ی روغن بنفشه‌ پیشنهاد می‌دادند و به قطعیت از افسانه‌ کرونا حرف می‌زدند اما خودشان چگونه شدند و چه کردند؟
کرونا هیچ کار نکرده باشد، با تاوان سنگینی که از جامعه‌ بشری گرفته، روزهای احتمالا روشنی را پیش روی ما خواهد گذاشت‌.
کرونا آمد و روزی، خواهد رفت، اما روزی که برود، عرصه‌ فرهنگ عمومی ایران را تا حد زیادی دستخوش تغییر قرار خواهد داد. به نظر کرونا در کنار جان ستاندن ماموریت‌ دیگری هم داشت. کرونای سیاه آن جلوتر، یک نقطه سفید برای ما ترسیم کرد. در سیاهی‌هایش حتما این بود که برخی جان مردم را به بازی گرفتند، احتکار کردند تا انباشت کنند. تصویر گرفتند و سوگند خوردند با پول‌های آلوده، تمام بازاریان را آلوده کنند و خانواده‌هایشان را اما...
در همین فضا تصاویر آن مرد در میدان انقلاب تهران منتشر شد که وقتی روی زمین افتاد و کسی خواست برای کمک پیش برود اشاره کرد کسی پیش نیاید من آلوده‌ام. این به ما یاد داد آنقدر زندگی ارزش ندارد که برای حفظ‌اش، جان دیگران را به خطر بیندازیم. این به ما یاد داد و به همه نشان داد بر خلاف آنچه اصغر فرهادی در جدایی نادر از سیمین نشان داده و ایران را چنان جامعه‌ای دروغ‌زده تصویر کرده که همه پذیرفته‌ایم، می‌شود در خطر بود اما راست گفت و با این راستگویی جان دیگری را هم نجات داد. کرونا آمد، جان برخی را گرفت و سیاه‌پوشمان کرد، اما نشان داد در اوج بحران و ناامیدی، یک خواننده می‌تواند روی پشت بام خانه‌اش کنسرت زنده و رایگان موسیقی اجرا کند و در حد خودش شادی و نشاط به جامعه تزریق کند. کرونا نشان داد می‌شود با گان و آن هیبت بیمارستانی، درست در زمانی که تمام برنامه‌های اهل تئاتر و صحنه تعطیل شده و درآمد قطع، رفت به میان بیماران ناامید که انتظار مرگ می‌کشند، برای‌شان برنامه اجرا کرد و آنها را خنداند. کرونا آمد؛ زمانی به میان ما آمد که برخی از ما، امید به آینده را از دست داده بودیم اما او ما را در کنار هم نگه داشت و متحد کرد. جامعه چند پاره‌ فرهنگی-سیاسی ایران را در بدنه، به هم نزدیک کرد. در حوزه‌ فرهنگ عمومی خانواده‌گریزی را به خانواده محوری تبدیل کرد. به ما یاد داد از پیرها بیشتر مراقبت کنیم. هوای دل نازک مادربزرگ‌ها را بیشتر داشته باشیم و یک دوجین آموزه‌ دیگر فرهنگی را به ما آموزش داد. بعد از کرونا، دنیای ما به احتمال زیاد دنیای زیباتری خواهد بود.