جمهوری اسلامی و طوفان مدرنیسم
حسن جعفریانی (عضو هیات علمی دانشگاه)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1516

جواد خیابانی و روندی که درچند کلمه خلاصه کرد

فضل‌الله یاری روزنامه‌نگار
چشم در چشم مخاطبان تلویزیون دوخت و جمله‌ای گفت که در بین دو نفر هم زشت و تهوع‌آور است. جواد خیابانی که این روزها مجری برنامه‌ای غیرورزشی در شبکه سه است در واکنش به امتناع سعید حدادیان برای مداحی روی آنتن زنده که گفته سینه‌اش خلط دارد، گفت: خلطت را هم دوست داریم. جمله‌ای که در یک جمع خانوادگی هم برزبان آوردن آن، سبب تنفر و تهوع و اعتراض خواهد بود، چه برسد در برنامه‌ای تلویزیونی در ساعت صرف شام در خانواده‌های ایرانی.
جواد خیابانی استاد این گاف‌ها و به اصطلاح سوتی‌هاست. آن قدر که خود به نمادی از این وضعیت در تلویزیون ایران تبدیل شده است. این موضوع از روز گذشته در کانون واکنش‌های فعالان رسانه و دنیای مجازی قرار گرفت. این جمله جدید خیابانی واکنش‌ها به او را از حوزه ورزش بیرون برد و وارد فضایی اجتماعی کرد. آنچه که بسیاری از فعالان دنیای مجازی بر روی آن تاکید کردند«تملق» بود، همان که کم در رسانه ملی دیده نشد. برخی تاریخ تملق را به قبل و بعد از این جمله خیابانی تقسیم کردند. یک نفر هم شعری عاشقانه از زبان استاد جواد خیابانی سرود:«ای به قربان تو وخلط گلویت عشق من/اندکی برمن فشان تا شهر را برهم زنم.» کسی دیگر طعنه زد:«عاشقه، قربون دل پاکش.» یک نفر هم نوشت:«قشنگ مرزهای تملق را جابه‌جا کرد.»
نگارنده نیز در صفحه شخصی خود در اینستاگرام نوشت:«امشب جواد خیابانی چند دهه فعالیت رسانه ملی را در چند کلمه خلاصه کرد و توی صورت مخاطب بالا آورد. همه چندش و تهوعی که بسیاری از مخاطبان رسانه ملی تجربه می‌کردند و نمی‌دانستند چگونه آن را به دیگران بفهمانند، استاد جواد خیابانی در چندکلمه خلاصه کرد. حالا انسان می‌فهمد که عادل فردوسی‌پور چه نابغه‌ای بود که بیست سال این‌جا بود و نتوانستند از او زبانی برای چاپلوسی و درگاه‌لیسی و دست‌بوسی بسازند و هزینه‌اش را هم پرداخت.» در بخش دیگری از این یادداشت آمده است:«بیشتر اسامی فهرست ممنوع از کارهای صداوسیما کسانی بودند که از این قالب خارج شدند و باید گوش‌شان پیچانده می‌شد تا کسی فکر نکند که می‌توان از رسانه ملی حرفی بزند، به‌غیر آنچه از اتاق فرمان به او گوشزد می‌شد.»
نویسنده درادامه به توجه رسانه ملی به یک طرف و بی‌توجهی به طرف دیگر را یادآور شد و نوشت:«از همین منظر بود که‌ هاشمی از جایگاه رئیس مجمع تشخیص هم تا سال‌های سال نتوانست برای پاسخ به اتهاماتش از این رسانه وقتی بگیرد، اما فرید تنها به سبب نسبت فرزندی با غلامعلی حدادعادل به چند روز هم نکشید که مجری منتقد، چشم در چشم مخاطبان، به غلط کردنی تاریخی افتاد.»
نویسنده سرانجام با طعنه این اقدام جواد خیابانی در برملا کردن این روند در صداوسیما را با یکی از به یادماندنی‌ترین گزارش‌های فوتبالی این گزارشگر برابر دانست و این چنین یادداشتش را تمام کرد:«ممنون آقای خیابانی! به اندازه گزارش بازی تاریخی ایران و استرالیا برای ما گل کاشتی.»