جمهوری اسلامی و طوفان مدرنیسم
حسن جعفریانی (عضو هیات علمی دانشگاه)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1516

اگر کرونا کار خودشان باشد

احسان اقبال سعید (روزنامه‌نگار)
فراگیری ویروس کرونا در گیتی تمام اذهان و اعصاب سیاستمداران، اهل علم و عوام را به خود مشغول کرده است. صدمه جانی، اقتصادی و روانی این میهمان نامبارک عیان‌‌‌تر از آن است که نیاز به بیان داشته باشد. این که از کجا این تولد و گسترش منحوس اتفاق افتاد و جان بشریت را چنان که افتد و دانی به مخاطره و بازی ‌‌انداخت، محل پرسش و‌‌‌ تردید بسیار است. امکان واحتمال اقدام بیولوژیک یک یا گروهی از قدرت‌ها برای اهداف و اغراض آلوده خود یکی از احتمالات است که با فرمان رهبر انقلاب در ایران هم جدی گرفته شد و مورد بررسی واکاوی قرار گرفت. هرچند برای اثبات هر ادعا و شک باید استناد و ادله ارائه کرد اما دونکته را نیز نمی‌توان دور از توجه انگاشت که برخی مجرمین چنان در جنایت خبره‌‌اند که کمتر ردی به جا می‌نهند و دوم این که نگاهی به برخی سوابق بشر و اکیدتر قدرت‌های بزرگ نشان از ذبح کامل اخلاق و انسانیت در پای منافع و البته هوس برخی صاحبان تصمیم دارد. در جنگ جهانی دوم در حالی که شکست و تسلیم متحدین مسجل بود و تنها ژاپن ویران مقاومت نیم‌بندی می‌کرد، رئیس جمهور وقت ایالات متحده تصمیم و اقدام به‌‌انداختن دو بمب هسته‌ای بر سر مردمان ژاپن کرد و فاجعه‌ای به‌وجود آورد که تا همین امروز هم گریبانگیر اعقاب و طبیعت و حتی وحوش سرزمین آفتاب تابان است.
برخی گفته‌‌اند هدف آن شرارت نه تسلیم کامل ژاپن که امتحان کارکرد بمب‌ها بود، زیرا نیکو می‌دانستند که تتمه مقاومت ژاپن به چند روز هم نمی‌کشد. شوروی زمان زعامت استالین برای توجیه و ممکن کردن طمع همیشگی‌اش بر لهستان در بحبوحه جنگ و جنایات هیتلر پنج هزار تن از نخبگان و افسران لهستانی را در میانه جنگل‌های کاتین سربه نیست و دفن کرد و گناه ناپدید شدن اینان را هم‌‌ انداخت به گردن هیتلر و چنان روسیاه بود آلمان آن عصر که تا چند دهه بعد هم حقیقت مکشوف نشد. درباره تغییرات اقلیمی هم مدعیاتی مبتنی بر عمدی بودن و دست‌کاری در فرآیندهای جوی برای ایجاد بحران در کشورهای ناهمسو وجود دارد. برخی روایات تایید نشده حتی حکایت از آن دارد که سدسازی‌ها و بهره‌برداری‌های غیردوستانه از رود هیرمند تعمدی است برای خشکی حوزه دریاچه ‌هامون و پایین دست تا تمدن سیستان و جنوب شرق کشورمان خشک و نمک‌زار ودرگیر طوفان شود. همین روایات ادعا دارند دکتر اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان که سال‌ها سابقه مدیریت ارشد در بانک جهانی را دارد، سیاست آبی خاص و قابل تاملی را در حوزه هیرمند در پیش گرفته است. جالب‌‌‌تر این که ایران تا قبل از سال پنجاه و یک موقعیت بسیار بهتری در مدیریت تقسیم آب این رودخانه داشت، اما در قرارداد شاه ایران و محمدظاهر حاکم وقت افغانستان این دست برتر بر اثر عدم کار کارشناسی از میان رفت و در پاسخ تشکیک امیر اسدالله علم که بومی آن منطقه بود، شاه پاسخ می‌دهد «به‌‌اندازه یک ساعت درآمد نفت‌مان هم نیست و بی‌خیالش!» (رجوع شود به روزنوشت خاطرات امیر اسدالله علم)
به هر روی در جهانی که ارتباطات چنین پیوسته است وحتی گسست جغرافیایی و مرزی به مدد انقلاب فناوری اطلاعات از میان رفته، باید صاحبان امر هوشیارانه به تمام احتمالات اهتمام داشته باشند. برای کشورمان که در میانه یک تهاجم تمام‌عیار از سوی قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای قرار دارد، این احتمال و امکان می‌تواند قوی‌‌‌تر و شدید‌‌‌تر هم باشد؛ پس حزم افزون‌تری هم می‌طلبد. وقتی کاستن از قدرت ملی و امکان مانور یک کشور با به صفر رسیدن درآمد نفتی-ارزی آن چنین که می‌بینیم در میان باشد، لطماتی چون آلودگی و فرسایش خاک و ایجاد خشک‌سالی برای رسیدن به التهاب اجتماعی و تغییر بافت جمعیت‌شناسی شهرها و نواحی می‌تواند یک دستور کار کاملا جدی باشد. در ابتدای کشف سرزمین آمریکا و تهاجم و مهاجرت اروپائیان، مهمانان تازه که در مقابل جنگاوری و تهور و آشنایی سرخ‌پوستان بومی، به زحمت غیرقابل وصفی افتاده بودند، وقتی ساده‌‌‌تر از آن‌چه باورشان بود بر صاحب‌خانه چیره شدند که بیماری‌های معمولی اروپا -که بدن خودشان در مقابل آن مقاومت داشت - به بومیان منتقل شد و چنان کشتاری از آنان کرد که نه از تاک نشان ماند و نه از سرخپوست در آمریکا!
در ختام نوشتار بازهم تأکید دارم که هر ادعا و پدیده نیاز به بررسی دقیق و مطول دارد، اما در دنیای دیوانه امروز و شرایط و موقعیت ویژه کشورمان بررسی جدی احتمالات، نزدیک‌‌‌ترین عمل به احتیاط است و نباید اسیر هیاهوی جماعتی شد که با مطرح کردن «توهم توطئه» و «دایی جان ناپلئون» انگاری، امکان بررسی را مخدوش می‌کنند.