کرونا، جهان را شکست داد
فیلترینگ ما را نه!

عادل جهان‌آرای (روزنامه‌نگار)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

به مناسبت سالگرد درگذشت ابوالحسن نجفی؛

اویی که نمی‌خواست «غلط بنویسد»

همدلی: ابوالحسن نجفی از نسل زبان‌شناسان و مترجمان برتر ایران در تاریخ ادبی و فرهنگی معاصر ایران به شمار می‌آید که می‌توان وی را همپایه بزرگانی چون محمدقاضی، نجف دریابندری، كریم كشاورز و محمدمهدی فولادوند قلمداد کرد که از جمله ترجمه‌های وی نمونه‌هایی کم‌نظیر از اصالت لحن و نثر فارسی به حساب می‌آیند. اما آنچه نجفی را از دیگر همتایان وی برجسته و متمایز می‌سازد، تلاشی است که وی در راستای شناخت ویژگی‌ها، امتیازات و مشکلات و کمبودهای زبان فارسی صورت داد و کوشید به نوشتاری صحیح از نثر فارسی نایل آید. کوشش وی در راستای پدیدار ساختن نمونه‌ای صحیح از فارسی معیار، اگرچه همچون دیگران بر این باور بود که هر نویسنده یا مترجم، لحن و نثر خاص خود را دارد، اما در جهت نیل به گونه‌ای زبان معیار حائز اهمیت بسیاری بود، چه که وی آنچنان که در آثار ترجمه شده از سوی وی وجود دارد، می‌کوشید با ارائه نثرهای متفاوت، درست نوشتن را به روشنی نشان دهد.
نجفی در حوزه ترجمه قائل به سخت‌گیری‌های بسیار در انتخاب کتب و متون گوناگون از زبان‌های مختلف بود. وی می‌کوشید با توجه به مقتضیات زمانی، متونی را در این راستا برگزیند که نیاز فضای ادبی و روشنفکری جامعه را طلب می‌کرد و در پی آن بود. نجفی آثار متعددی از نویسندگانی چون آلبر کامو، آندره مالرو، رومن گاری، روبر مرل و روژه مارتن دوگار ترجمه و منتشر کرد و ترجمه دیگری نیز از کتاب معروف «شازده کوچولو» نوشته آنتوان دوسنت اگزوپری به فارسی‌زبانان ارائه کرد.
با این وجود، این همه ابوالحسن نجفی نیست، چه که خدمات کم مانند علمی نیز در علم عروض نو در فارسی معاصر صورت داد و با پژوهش‌ها در این حوزه، خدمتی عظیم به زبان و ادب فارسی کرد. «دایره نجفی» را که وی برای طبقه‌‌بندی وزن شعر فارسی تدوین كرده بود، با این هدف پدید آورده بود که در طبقه‌‌بندی خود، سهولت روابط سلسله‌ مراتبی وزن‌های شعری و جای خالی وزن‌های احتمالی اما ناموجود را لحاظ كند. به دیگر سخن، نجفی دو گونه طبقه‌بندی را صورت داده بود که یكی همان طبقه‌‌بندی اصلی است و دیگری طبقه‌‌بندی ساده‌‌تری است كه یافتن اوزان را بسیار تسریع می‌كند.
نجفي را جزو نسل نخست زبان‌شناسان ایران نیز می‌دانند كه در كنار چهره‌هایي چون محمدرضا باطني، علی محمد حق‌شناس و پرویز ناتل خانلري به رشد این رشته نوظهور در ایران كمك بسیاری كرد. وی حتی در گرایش فرهنگ‌نگاري با عرضه فرهنگ عامیانه، این را روشن كرد كه تالیف فرهنگ لغت نه براساس تجربه و علاقه شخصي بلكه نیازمند دانش تخصصی و آشنایی با شیوه‌هاي مدرن این علم است. به علاوه، برخی نجفی را پایه‏‌گذار ویراستاری فنی در ایران می‌دانند، چرا كه وی در كنار شیوه‌ها و مهارت‌های ترجمه‌ای خود، توانست آفریننده شیوه درست‌نویسی باشد. برای نمونه ترجمه‌ وی از رمان «خانواده تیبو» را می‌توان فراتر از یك برگردان رمان و به عنوان الگوی مناسبی برای فارسی‏‌نویسی درست و اصولی مورد مطالعه‏ قرار داد.
نجفی که در حوزه ادبیات تطبیقی نیز فعالیت کرده بود، بر این باور بود که کار ادبیات تطبیقی این است که محققان و معلمان و محصلان و نیز خوانندگان عادی را یاری کند تا مقدم بر مطالعه شاخه‌ای جزیی یا چند شاخه مجزا از ادبیات، به شناخت بهتر و درک کامل‌تر ادبیات به عنوان یک کل واحد نایل آیند و این غرض تنها از طریق تطبیق ادبیات با حوزه‌های دیگر دانش و کوشش بشری، خاصه در زمینه‌های هنری و فلسفی، بهتر حاصل می‌شود. برای این منظور باید قلمرو بحث و فحص ادبیات را، هم از نظر جغرافیایی و هم از نظر ماهوی، گسترش داد. بی‌شك نجفی بیش از هر چیز، خود را وقف فعالیت‌های موثر فرهنگی و ادبی كرد و بی‌اغراق، آموزگار یك نسل شد. اثرگذاری وی بر فضای ادبی و به ویژه ترجمه در ایران نشانگر جایگاه این نامدار برجسته ایرانی است.
«غلط ننویسم»، حاصل تجربیات نجفی در حوزه مطالعات ادبی اوست که نخست در سال ۱۳۶۶ منتشر شد. این کتاب، فهرستی است از غلط‌های رایج در متون معاصر، اعم از غلط‌های املایی و انشایی و کاربرد نادرست واژه‌ها، از جمله کلمات مأخوذ از زبان‌های خارجی و نیز اشتباهات صرفی و نحوی، به ویژه آنچه به گرته‌برداری معروف است.
«فرهنگ فارسی عامیانه» دیگر اثر ابوالحسن نجفی است که سال‌ها بعد منتشر شد و شامل لغات، ترکیبات و تعبیرات زبان عامیانه و روزمره متداول مردم تهران است. نجفی در این کتاب، گویش‌های محلی و اصطلاحات و تعبیرات شهرستانی را کنار گذاشته و برای انتخاب مثال‌ها، به استثنای دو کتاب از محمدعلی جمالزاده که متولد اصفهان بود، از آثاری استفاده کرده که اولا پس از سال ۱۳۰۰ خورشیدی نوشته و منتشر شده، و ثانیا نویسنده آنها زاده تهران یا پرورش‌یافته تهران بوده است. این کتاب در سال ۱۳۸۱ جایزه کتاب سال را از آن خود کرد.