سال 98 را دقیق ببینیم
ولی‌الله شجاع پوریان (صاحب‌امتیاز)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

زنان در مواجه با تنگناهای بازار مردانه کار

بیژن کیامنش (روزنامه‌نگار)
سیمای مردانه بازار اشتغال در ایران، موقعیت اقتصادی و درآمدی زنان را با چالش‌های فزاینده‌ای در دو دهه گذشته روبه‌رو کرده است. هر چند که در 6 سال گذشته تلاش بسیاری برای شکستن سدها و موانع اشتغال بانوان انجام گرفته است، اما اشتغال زنان ایرانی هنوز فاصله بسیاری با استاندارد کشورهای جهان و حتی خاورمیانه دارد. مطابق آمار انتشار یافته نرخ مشارکت اقتصادی زنان ایرانی به طور متوسط 16 درصد کمتر از کشورهای خاورمیانه کمتر گزارش شده است.البته باید اضافه کرد که زنان ایرانی در فعالیت‌های علمی و پژوهشی موقعیت چشم‌گیرتری یافته‌اند، به طوری که نرخ مشارکت علمی زنان ایرانی از متوسط جهانی بیشتر بوده است. برای نمونه ۳۳درصد آموزشگران دانشگاهی شامل استادان و اعضای هیات علمی را خانم‌ها تشکیل می‌دهند. از سوی دیگر در حال حاضر ایران رتبه 16 جهانی در تولید علم و فناوری را به خود اختصاص داده است. اما نیمی از فعالان جامعه علمی و پژوهشی کشور را زنان فرهیخته دانشگاهی تشکیل می‌دهند. با این حال زنان ایرانی با وجود کسب تخصص‌های شایسته علمی و تخصصی، عملا با موقعیت متناقضی در جامعه روبه‌رو بوده‌اند. به سخن دیگر در شرایطی که بانوان ایرانی در طول چهار دهه گذشته، تلاش‌های گسترده‌ای برای کسب مدارج علمی و دانشگاهی از خود نشان داده‌اند و سالانه بیش از نیمی از فارغ‌التحصیلان دانشگاهی را زنان و دختران تشکیل داده‌اند، اما موقعیت اقتصادی جامعه همواره به گونه‌ای بوده است که بسیاری از زنان تحصیل‌کرده، قادر نبوده‌اند که از تخصص علمی و فنی خود، بهره شغلی و اقتصادی به دست آورند.
آمار‌های انتشار یافته تصویر عجیبی از موقعیت متفاوت زنان و مردان در بازار کار به نمایش می‌گذارد، در حالی که نرخ مشارکت اقتصادی زنان در کشور 16 درصد گزارش شده است، نرخ مشارکت اقتصادی مردان 65 درصد اعلام شده است. ارقام یاد شده اگر به نسبت تعداد دانش آموختگان زن و مرد تحلیل شود، نشان از شکاف غیرمنطقی و حتی ناعادلانه بازار اشتغال برای زنان و مردان خواهد داشت. به عبارت دیگر بسیاری از زنان تحصیل کرده دانشگاهی قادر نیستند جذب بازار کار شوند و همواره در صف طولانی جویندگان کار باقی خواهند ماند. اما نکته عجیب‌تر ماجرا این است که با وجود همه بی‌مهری‌های بازار اشتغال به بانوان و دختران، اما زنان ایرانی در دو دهه گذشته تلاش خستگی ناپذیری را برای ورود سطوح برجسته علمی و کسب مدارج نخبگی از خود نشان داده‌اند. مطابق آمار رسمی در حال حاضر ۷درصد اختراعات انجام گرفته در کشور از سوی زنان بوده است. از سوی دیگر ۲۴ درصد اختراعات، به صورت مشترک بین زنان و مردان انجام گرفته است. در واقع ارقام یاد شده گویای این واقعیت است که نرخ مشارکت زنان ایرانی در اختراعات علمی معادل ۳۱ درصد است که بسیار رشک برانگیز است. زیرا به نرخ جهانی ثبت اختراعات زنان در کشور‌های مختلف حدود 29 درصد گزارش شده است که نسبت به موقعیت علمی و پژوهشی زنان ایرانی فاصله بسیاری دارد. درحقیقت زنان ایرانی با وجود در اختیار داشتن حداقل امکانات و نیز مواجه بودن با تنگناهای مختلف اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، توانسته‌اند رکورد‌های بسیاری کسب کنند. اما معلوم نیست که فضای اقتصادی کشور چه زمانی خواهد توانست از این ذخیره بی‌پایان علمی و فنی، به سود توسعه صنعتی و اقتصادی کشور بهره ببرد؟