سال 98 را دقیق ببینیم
ولی‌الله شجاع پوریان (صاحب‌امتیاز)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

بهمن ارک کارگردان فیلم «پوست» در گفت‌وگو با همدلی

کسی حق ندارد چیزی را به کارگردان تحمیل کند

همدلی|علی نامجو: اولین فیلم بلند برادران ارک که در بخش نگاه نوی جشنواره سی‌وهشتم فیلم فجر هم حضور داشت، یک روز قبل از پایان اکران فیلم‌های این دوره، در پردیس سینمایی ملت برای اهالی رسانه به نمایش درآمد. قبل از آغاز جشنواره عوامل این فیلم این جمله را به‌عنوان خلاصه داستان فیلم «پوست» در اختیار رسانه‌ها قرار داده بودند: «موضوع این فیلم عشق، جادو و خرافه‌پرستی است و درباره خانواده‌ای است که شامل یک مادر و پسر هستند و زندگی آن‌ها به دلیلی دچار مشکل می‌شود». در سینمای پردیس ملت اما به‌احتمال اهالی رسانه اول از همه خرافه‌پرستی را در «پوست» می‌دیدند، در ادامه تلاش کاراکترهای مختلف برای رهایی از جادو به تصویر کشیده می‌شد و درنهایت عشقی کهنه و قدیمی که ظاهراً باعث‌وبانی همه اتفاقات تلخ روایت شده در «پوست»، به نمایش درمی‌آمد.
بهرام و بهمن ارک در این فیلم از هیچ بازیگر چهره‌ای استفاده نکردند اما به‌جرئت می‌شود گفت که همه نقش‌آفرینان این فیلم درنهایت ظرافت و دقت کارشان را انجام دادند. در این فیلم تصاویری از حضور اجنه در زندگی عادی مردم را می‌توان دید و حتی دو بار به وضوح زنی سیاه‌پوش جلوی دوربین برادران ارک می‌آید که به جای پا، سم دارد. این فیلم حول و هوش پوستین یک شیر شکل می‌گیرد. کسی که این پوستین را به تن می‌کند کارهایی انجام می‌دهد که باعث ترس و وحشت می‌شود اما «پوست» را نمی‌شود اثری در ژانر وحشت به‌حساب آورد. بیش از ترسناک بودن، «پوست» را باید فیلمی رمزآلود بدانیم که در لحظاتی به سایکودرام پهلو می‌زند. بهمن که یکی از دو برادر ارک است و یکی از دو کارگردان این فیلم،‌ اما پوست را فیلمی استعاری می‌داند. این فیلم در اختتامیه جشنواره سی‌وهشتم فیلم فجر دو جایزه را از آن خود کرد؛ یکی بهترین موسیقی متن که بامداد افشار سیمرغش را به خانه برد و دیگری بهترین فیلم هنر و تجربه این دوره که بهمن و بهرام ارک آن را به خانه بردند. با بهمن ارک بعد از اختتامیه جشنواره فیلم فجر گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

فیلم «پوست» همان‌طور که گفته‌اید درباره عشق، جادو و خرافه‌پرستی است. در جای‌جای این اثر یک عاشیق حضور دارد که به‌عنوان راوی ماجرای فیلم را هم برایمان روایت می‌کند. محتوای «پوست» تا چه حد برآمده از فرهنگ آذربایجان بود و چقدر ساخته‌وپرداخته ذهن شما دو برادر؟

فیلم ما اصلاً یک داستان شخصی است و برآمده از تخیل من و بهرام. البته ما فیلم‌نامه این اثر را طوری نوشتیم که به افسانه‌های محلی‌مان نزدیک شود. با این توضیح، هیچ‌کدام از بخش‌های فیلم نعل به نعل از افسانه‌ها برداشت نشده است که الآن بتوانم به آن اشاره کنم. هر جا فکر می‌کردیم فلان فیلم به مضمون فیلم ما نزدیک است، از آن استفاده می‌کردیم و هر جا احساس می‌کردیم درباره مضمون موردنظر ما در فیلم نیاز به نوشتن شعری وجود دارد، شعری را می‌نوشتیم و به عاشیق می‌دادیم تا آن را اجرا کند. گاهی هم پیش می‌آمد که عاشیق می‌گفت این شعر قابلیت اجرا در حال و هوای عاشیقی را ندارد. من هم تلاش می‌کردم فضای شعر را به فضای عاشیقی نزدیک کنم تا امکان اجرایش در فیلم وجود داشته باشد. درنهایت باید بگویم آنچه در فیلم «پوست» می‌بینید چیزی بود میان فضای شخصی ما و فضای فرهنگی که در آن رشد کرده بودیم.

یکی از ویژگی‌های مشترک میان «پوست» و «حیوان» اثر قبلی شما دو برادر این بود که مخاطب نمی‌تواند زمان و مکان مشخصی را تشخیص بدهد. آیا این برداشت درست است؟

اساساً ما تلاش می‌کنیم در فیلم‌هایی که می‌سازیم لامکان و لازمان باشد. البته موقعیت زبانی فیلم طوری است که بینندگان می‌توانند تشخیص بدهند این اثر مربوط به خطه آذربایجان است، اما این قابلیت در آثار وجود ندارد که بتوانند تشخیص بدهند داستان در حال روایت کردن بازه زمانی و مکان مشخصی است. شاید یکی از دلایلی که هم من و هم بهرام علاقه‌مندیم فیلم‌هایمان به مکان و زمان مشخصی اشاره نداشته باشد، این است که در صورت مشخص شدن زمان و مکان معین، وقتی آن دوره و البته بازه توجه به آن مکان خاص در سینما می‌گذرد، عملاً تاریخ انقضای فیلم هم فرامی‌رسد.

یکی از نشست‌های پرحاشیه جشنواره امسال مربوط به فیلم آتابای به کارگردانی نیکی کریمی بود. هرچند ممکن است من هم با کلیت سخنان آن خبرنگار درباره فیلم‌هایی به زبان آذری موافق نباشم، اما تفاوت بنیادین فیلم شما و فیلم نیکی کریمی در این بود که ماجرای فیلم شما لزوماً باید در منطقه آذربایجان رخ می‌داد، بنابراین به زبان آذری وابسته بود، اما داستان فیلم آتابای می‌توانست در هر مکان دیگری هم روایت شود...

از یک سو با اینکه ماجرای فیلم «پوست» لزوماً باید در منطقه آذربایجان روایت شود موافقم و از سوی دیگر باید بگویم سخنان آن خبرنگار را به‌هیچ‌عنوان قبول ندارم. سخنان آن آقا درست مثل این بود که بگوییم یک لباس ملی هم باید اختراع شود و همه برای ایجاد اتحاد در ایران همان یک لباس را به تن کنند. به نظر من برای به وجود آوردن اتحاد در کشور نباید از تنوعی که داریم، کم کنیم. به‌بیان‌دیگر تنوع باعث ایجاد تفرقه نمی‌شود و اصلاً ما باید اتحادمان را در همین تنوع پیدا کنیم. از سوی دیگر باید بگویم که باوجود زبان معیار در هنر به‌طورکلی مشکل دارم و معتقدم زبان معیار ما سینما است. تشخیص اینکه فیلم باید با چه زبانی ساخته شود، به عهده کارگردان است. نیکی کریمی پیش‌ازاین فیلم‌های دیگری را هم ساخته و حالا تشخیص داده که زبان فیلمش باید ترکی باشد. شاید اگر زبان فیلم ما هم به منطقه آذربایجان استوار نبود و در «پوست»، عاشیق هم نمی‌خواند، ما این فیلم را به زبان ترکی می‌ساختیم، شاید هم تصمیم می‌گرفتیم که فیلم‌مان را به زبان فارسی بسازیم. کسی نمی‌تواند به کارگردان تحمیل کند که تو باید همان طور که من فکر می‌کنم، فکر کنی و فیلم بسازی.
فیلم به کارگردان و نویسنده‌اش تعلق دارد و آنها به این نتیجه رسیده‌اند که فیلم‌شان را با فلان زبان بسازند. در این شرایط خوب است که به نظرگاه و تصمیم کارگردان احترام بگذاریم. من به خانم کریمی احترام می‌گذارم، چون ایشان به زبان ترکی آشنایی ندارد و فیلمی را ساخته که خودش با زبانش آشنا نیست، درحالی‌که می‌توانست این فیلم را به زبان فارسی بسازد و به‌احتمال اکران موفق‌تری را هم پشت سر بگذارد. او اما تصمیم گرفته که به هنرمند بودن خودش صحه بگذارد و آتابای را به زبان ترکی بسازد. راستش را بخواهید من بیش از فیلم خودم برای آتابای نیکی کریمی احترام قائلم.

در بخشی از این فیلم عاشیق ابیاتی می‌خواند که در آن نام دو کاراکتر اصلی آمده است. شاید در این دقایق مخاطب آشنا به زبان و فرهنگ آذربایجانی احساس کند این بخش از اشعار برای فیلم نوشته شده و در ادبیات کهن عاشیقی وجود ندارد...

همان‌طور که توضیح دادم، ما برای ساخت این فیلم تلاش کردیم نگاه شخصی خودمان را با فرهنگ آذربایجانی همراه کنیم و اثری را پیش روی مخاطب قرار بدهیم. به‌طور کل، من این روحیه را ندارم که یک افسانه محلی را بردارم و بر اساس آن فیلم بسازم. تلاش ما در «پوست» این بود که خرده فرهنگ‌ها را روایت کنیم. در بسیاری از بخش‌های فیلم، اشعار را خودم سروده‌ام. اگر کسی ترک‌زبان باشد و به افسانه‌های محلی آذربایجان اشراف داشته باشد، می‌تواند تشخیص بدهد که ما دقیقاً چه کاری انجام دادیم. به‌هرحال، گاهی اوقات نویسنده مجبور است کارهایی را انجام بدهد تا درام مسیر خودش را پی بگیرد.

بسیاری از خبرنگاران در ایام جشنواره، فیلم «پوست» را اثری ترسناک معرفی کردند درحالی‌که از نگاه من این فیلم را نمی‌توان اثری در ژانر وحشت قرار داد. آیا شما فیلم ترسناکی ساخته بودید؟

من اصلاً به دنبال ساخت فیلمی در ژانر وحشت نبودم. این نکته را هم باید بگویم که اگر بنا بود چنین کاری را انجام بدهم، چندان برایم سخت نبود اما به پیکره فیلم آسیب وارد می‌شد. رمزآلودگی فیلم در دقایقی ممکن است باعث ایجاد حس وحشت در وجود برخی از بینندگان فیلم شده باشد. من برای روایت کردن ماجرای فیلم «پوست» دلیلی نمی‌دیدم که بخواهم مخاطبم را بترسانم. اگر روزی، تصمیم گرفتم فیلمی در این ژانر بسازم حتماً خواهید دید که شیوه دیگری را برای روایت‌گری خواهم برگزید. البته هر بیننده‌ای برداشت و درک و دریافت خودش را از تماشای فیلم دارد و از نگاه من این برداشت‌های متفاوت می‌تواند کار را جذاب‌تر کند.

آیا با این گزاره که فیلم سینمایی «پوست» در مواقعی به سایکو هم پهلو می‌زند، موافقید؟

بله. در این فیلم گاهی یک برداشت روان‌شناسانه از روش مادر در زندگی و برخوردش با دعانویسی و جن‌گیری ارائه می‌شود. به نظر من بیش از اینکه بشود «پوست» را فیلمی در ژانر وحشت به‌حساب آورد، باید آن را فیلم سایکودرام بدانیم. البته من نمی‌توانم بگویم که تعمداً چنین کاری را انجام دادم اما فیلم فضایی را روایت می‌کند که در بستر آن می‌تواند نگاهی روان‌شناسانه وجود داشته باشد. درنهایت به گمان من فیلم «پوست» را بیش از همه باید فیلمی استعاری دانست که ممکن است یک نفر از تماشای آن لذت ببرد و یک نفر دوست نداشته باشد آن را دوباره ببیند. این نکته را هم باید بگویم که من به همه بینندگان این فیلم چه کسانی که از «پوست» خوش‌شان آمده و چه کسانی که از آن بدشان آمده، احترام می‌گذارم.

در دو صحنه از فیلم زنی را می‌بینیم که به چای پا، سم دارد. این استعاره نه تنها در افسانه‌های آذربایجانی که حتی در فرهنگ ایرانی هم معنای مشخصی دارد. به نظر می‌رسد، این فیلم را تنها نمی‌توان اثری برآمده از فرهنگ و افسانه‌های ترکی آذربایجانی دانست و در دقایقی به‌وضوح تصاویری پیش روی مخاطبان قرار می‌گیرد که برآمده از فرهنگ و افسانه ایرانی است. تا چه حد ایران‌شمول بودن و جهان‌شمول بودن در ساخت فیلم «پوست» برای شما مهم بوده است؟

گاهی هنگام ساخت «پوست» به حدی به فرهنگ و افسانه‌های آذربایجان نزدیک می‌شدیم که به‌جز مخاطب آشنا به این فرهنگ به‌احتمال کسی نمی‌توانست از ماجرای روایت شده سر دربیاورد. من به‌هیچ‌عنوان به دنبال ارائه این تصویر نبودم و به همین دلیل بخش‌های زیادی از فیلم‌نامه را تغییر دادم. ما به دنبال ساخت فیلمی بودیم که همه بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند. با این توضیح آنچه امروز به‌عنوان «پوست» پیش روی مخاطبان قرار گرفته، طوری است که فکر می‌کنم در اروپا هم آن را بفهمند. ما تلاش کردیم با فاصله به همه پدیده‌ها نگاه کنیم. گاهی می‌گفتیم داریم تنها برای خودمان فیلم می‌سازیم یا مخاطب را هم در نظر گرفته‌ایم.

در سکانسی از فیلم کاراکتر اصلی با موجودی روبه‌رو می‌شود که یک ساز در دست گرفته است. گریم آن موجود و البته سازی که در دست دارد، برآمده از تخیل است یا ریشه در اسناد و منابع دارد؟

آن ساز و البته آن موجود را از روی نقاشی‌های محمد سیاه‌قلم که در قرن نهم کار می‌کرده، برداشته‌ایم. اگر به سازنگاری‌های آن دوره نگاهی بیندازید، متوجه خواهید شد که ما در فیلم «پوست» از همه آنها استفاده کرده‌ایم.

شما در نشست رسانه‌ای فیلمتان به این نکته اشاره کردید که کل بودجه این فیلم به‌اندازه دستمزد دو بازیگر سینمای ایران بوده است. اگر امکانات مالی بیشتری داشتید، خروجی «پوست» با آنچه امروز ارائه شده است، فرق می‌کرد؟

من از همه عوامل فیلم که برای به نتیجه رسیدن «پوست» به من و بهرام کمک کردند سپاسگزاری می‌کنم و قدردان زحمات همه آنها هستم. این نکته را هم باید بگویم که اگر امکانات مالی فیلم بیشتر بود قطعاً فیلمی را می‌ساختیم که از این فیلم بسیار موفق‌تر باشد. به دلیل محدودیت امکانات، برای ساخت پوست از خیلی از ایده‌هایمان گذشتیم.

قبل از آیین اختتامیه خودتان فکر می‌کردید فیلم «پوست» در کدام بخش‌ها نامزد دریافت جایزه شود؟

راستش قبل از مواجه‌شدن با برداشت‌های مخاطبان در جشنواره من فکر می‌کردم این فیلم اصلاً موردتوجه قرار نمی‌گیرد اما بعدازآن و بر اساس همان واکنش‌ها فکر می‌کردم لااقل در بخش فیلم‌نامه، کارگردانی و فیلم، «پوست» نامزد دریافت سیمرغ بلورین خواهد شد. البته ظاهراً هیئت داوران این نگاه را نداشت و به گمان من اشکالی هم ندارد. به نظر می‌رسد آنها به فیلم ما نگاهی هنری تجربی داشتند و همان جایزه را هم به آن دادند. ما به دنبال سینمایی بودیم که چندان معمول نیست. به همین خاطر هم باید تاوان‌هایی را پس بدهیم. امیدوارم بتوانیم در آثار بعدی‌مان موفق‌تر عمل کنیم. این نکته را هم باید بگویم که هر جشنواره‌ای شرایط و ویژگی‌های مخصوص به خودش را دارد و وقتی می‌پذیریم که در آن شرکت کنیم باید قواعد و شرایطش را هم بپذیریم.